پنج زخم عمیق بر پیکر استقلال؛ چرا آبیها در نیمفصل دوم به بنبست رسیدند؟
استقلال در نیمفصل دوم لیگ برتر اگرچه روی کاغذ دو پیروزی به دست آورده، اما این نتایج نهتنها آرامشی به بدنه هواداری تزریق نکرده، بلکه پرسشهای جدیتری درباره آینده این تیم ایجاد کرده است. تیمی که فصل را با امید رقابت برای قهرمانی آغاز کرد، حالا در شرایطی قرار گرفته که حتی کسب سهمیه آسیایی نیز به دغدغهای بزرگ تبدیل شده است. نگاهی دقیقتر به آنچه در ماههای گذشته بر استقلال گذشته، نشان میدهد این وضعیت حاصل یک اتفاق مقطعی یا بدشانسی فوتبالی نیست، بلکه نتیجه زنجیرهای از تصمیمات نادرست، ضعفهای ساختاری و حواشی انباشتهشده است که امروز خود را در جدول و درون زمین نشان میدهد.
مدیریت؛ نقطه آغاز بحران استقلال
ریشه بسیاری از مشکلات فعلی استقلال را باید در حوزه مدیریت جستوجو کرد؛ جایی که از نیمفصل زمستانی فصل گذشته با حضور تیم مدیریتی جدید، مسیر باشگاه دچار تغییر شد اما این تغییر بیش از آنکه مثبت و سازنده باشد، با ابهام و بلاتکلیفی همراه بود. پس از پایان فصل گذشته لیگ برتر، استقلال در حالی وارد بازار نقلوانتقالات شد که هنوز استراتژی روشنی برای تقویت تیم نداشت. در همان روزهایی که رقیب سنتی با سرعت و برنامه بازیکنان کلیدی جذب میکرد، استقلال عملاً تماشاگر بازار بود و زمان طلایی را از دست داد. نتیجه این تعلل، جذب بازیکنانی شد که از همان ابتدا با انتقاد شدید هواداران و پیشکسوتان مواجه شدند و در ادامه نیز نتوانستند انتظارات را برآورده کنند. نارضایتی ساپینتو از وضعیت موجود، بسته ماندن پنجره نقلوانتقالاتی و حتی استعفای علی نظری جویباری نیز نتوانست این زخم مدیریتی را ترمیم کند و استقلال را از مسیر بحران خارج سازد.
یارگیری ناموفق؛ تیمی بدون توازن
ضعف در مدیریت، بهطور مستقیم خود را در یارگیری استقلال نشان داد. از همان هفتههای ابتدایی فصل، کارشناسان استقلالی هشدار میدادند که ترکیب تیم توازن لازم را ندارد و برخی پستهای کلیدی بدون جانشین مناسب رها شدهاند. کنار گذاشتن حسین حسینی، دروازهبان باتجربهای که سالها ستون خط دفاعی استقلال بود، بدون فراهم کردن جایگزینی مطمئن، یکی از تصمیماتی بود که تبعات آن بهسرعت نمایان شد. در خط حمله نیز نبود یک مهاجم ششدانگ، استقلال را به تیمی تبدیل کرد که برای گلزنی به زحمت میافتاد و ناچار بود از گزینههایی استفاده کند که حتی خود سرمربی نیز بهصراحت از آنها بهعنوان انتخابهای اجباری یاد کرد. از دست دادن بازیکنانی مانند رامین رضاییان، که میتوانستند در مقاطع حساس به کمک تیم بیایند، بیش از پیش عمق ضعف یارگیری را آشکار ساخت و استقلال را در کورس رقابت عقب انداخت.
اختلافات درون تیمی؛ شکاف میان کادر فنی و بازیکنان
در کنار مشکلات فنی و مدیریتی، استقلال با معضل اختلافات درون تیمی نیز دستوپنجه نرم کرد؛ موضوعی که شاید در مقاطعی بهصورت علنی مطرح نشد، اما اثرات آن در ترکیب و عملکرد تیم کاملاً قابل مشاهده بود. تنش میان برخی بازیکنان کلیدی با ساپینتو، از جمله رامین رضاییان، آرمین سهرابیان، ابوالفضل جلالی و عارف آقاسی، فضای رختکن را متشنج کرد و در نهایت به حذف یا نیمکتنشینی برخی نفرات انجامید. خروج رامین رضاییان از لیست تیم و افت محسوس عارف آقاسی پس از بازگشت آرمین سهرابیان، نشانههایی از نبود همدلی و انسجام در تیمی بود که برای موفقیت در لیگ برتر بیش از هر چیز به اتحاد نیاز داشت.
زمین خراب؛ مانعی پنهان اما تأثیرگذار
مشکلات استقلال تنها به داخل زمین مسابقه محدود نشد؛ بلکه کیفیت زمینهایی که آبیپوشان ناچار به بازی روی آنها بودند، به یکی از چالشهای جدی فصل تبدیل شد. نداشتن یک زمین چمن اختصاصی و استاندارد، استقلال را به تیمی اجارهنشین تبدیل کرد که هر هفته در شهری دیگر به میدان میرفت. این در حالی است که هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس بهعنوان مالک باشگاه، از نظر منابع مالی در موقعیتی قرار دارد که میتوانست این مشکل را برطرف کند. زمینهای نامناسب نهتنها کیفیت بازی استقلال را کاهش داد، بلکه مصدومیت بازیکنانی چون منیر الحدادی و مهران احمدی را نیز به دنبال داشت و تیم را در مقاطع حساس از مهرههای تأثیرگذار محروم کرد.
حواشی بیرونی؛ فشار مضاعف بر پیکر تیم
در نهایت، مجموعهای از حواشی بیرونی شرایط استقلال را پیچیدهتر کرد. وقایع اخیر در کشور، قطعی اینترنت، سفرهای ناگهانی خارجیهای تیم، بازگشت دیرهنگام آنها و تأثیرات روحی و روانی این اتفاقات، تمرکز بازیکنان و کادر فنی را تحتالشعاع قرار داد. این مسائل در کنار مشکلات مدیریتی، یارگیری و زیرساختی، به اصطلاح قوز بالای قوز شد و اجازه نداد استقلال حتی از پیروزیهای اخیر خود نیز انرژی مثبت بگیرد. بردهایی که روی کاغذ ارزشمند بودند، اما در عمل نتوانستند رضایت و اطمینان را به هواداران بازگردانند.
جمعبندی؛ استقلال در دوراهی سرنوشت
استقلال امروز در نقطهای حساس ایستاده است؛ نقطهای که ادامه مسیر با همین روند، میتواند این تیم را از رؤیای قهرمانی و حتی سهمیه آسیایی دورتر کند. پنج عامل اصلی شامل ضعف مدیریتی، یارگیری ناموفق، اختلافات درون تیمی، مشکلات زمین تمرین و مسابقه و حواشی بیرونی، همچون زنجیری به هم متصل شدهاند و اجازه نفس کشیدن به این تیم نمیدهند. اگر قرار است استقلال از این وضعیت عبور کند، پیش از هر چیز نیازمند تصمیمات قاطع مدیریتی، بازسازی اعتماد میان کادر فنی و بازیکنان و حل مشکلات زیرساختی است. در غیر این صورت، حتی پیروزیهای مقطعی نیز نمیتوانند آیندهای روشن برای آبیهای پایتخت ترسیم کنند.






