نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۱۲۱۸

پرسپولیس در انزلی زمین خورد؛ شکست یک مدعی یا فروپاشی یک تیم؟

پرسپولیس در انزلی زمین خورد؛ شکست یک مدعی یا فروپاشی یک تیم؟
شکست پرسپولیس مقابل ملوان در انزلی، فرصت صدرنشینی را سوزاند و بار دیگر پرسش جدی درباره هویت تیمی، افت روحی و نقش اوسمار در بحران سرخ‌ها را مطرح کرد.
۰۶:۰۴ - ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

پرسپولیس در هفته‌ای که می‌توانست همه‌چیز به سودش رقم بخورد، زمین خورد؛ آن هم در شرایطی که رقبای مستقیمش یکی‌یکی لغزیده بودند و جدول لیگ منتظر یک قهرمان موقت جدید بود. شکست تراکتور و پیروزی استقلال و سپاهان باعث شده بود این سه تیم با ۳۵ امتیاز در ایستگاهی مشترک بایستند و چشم به بازی پرسپولیس بدوزند؛ تیمی که با ۳۴ امتیاز، اگر در انزلی از سد ملوان عبور می‌کرد، می‌توانست به تنهایی بر بام جدول تکیه بزند. اما این سناریوی ایده‌آل، در ورزشگاه سیروس قایقران فرو ریخت و پرسپولیس با شکستی تلخ، نه‌تنها صدرنشینی که حتی آرامش روانی خود را نیز از دست داد.

ملوان، حریفی که نباید دست‌کم گرفته می‌شد

باخت پرسپولیس به ملوان اتفاقی عجیب یا بی‌سابقه در تاریخ فوتبال ایران نیست. ملوان بندرانزلی یکی از ریشه‌دارترین و محبوب‌ترین تیم‌های فوتبال کشور است؛ تیمی که همواره در خانه حریف سرسختی برای مدعیان بوده و این فصل نیز نتایج قابل قبولی کسب کرده است. ملوان در لیگ جاری، برخلاف تصور برخی، تیمی صرفاً تدافعی یا نوسانی نبوده و بارها نشان داده که می‌تواند در نیمه بالایی جدول نقش‌آفرینی کند. بنابراین شکست در انزلی را نمی‌توان صرفاً به یک حادثه یا بدشانسی نسبت داد. با این حال، قدرت ملوان تنها بخشی از ماجراست و دلایل اصلی شکست پرسپولیس را باید در درون این تیم جست‌وجو کرد.

تزلزل روحی؛ زخمی کهنه بر پیکر سرخ‌ها

پرسپولیس پیش از این مسابقه نیز زخم‌خورده بود. شکست‌های قبلی، آرام‌آرام به اعتماد به نفس این تیم ضربه زده و به‌ویژه در فاز هجومی، تردید و دودلی را جایگزین جسارت کرده بود. صحنه دقیقه ۴۴ بازی مقابل ملوان، تصویری عریان از این بحران روانی بود؛ جایی که توپ در موقعیتی مناسب برای ضربه‌زنی قرار داشت، اما هیچ‌یک از بازیکنان پرسپولیس مسئولیت شوت‌زنی را نپذیرفتند. این لحظه، بیش از هر تحلیل آماری، نشان می‌داد که مهاجمان پرسپولیس درگیر ترس از اشتباه شده‌اند؛ ترسی که معمولاً محصول فشار، نتایج منفی و نبود اطمینان درون‌تیمی است.

تغییرات اوسمار و تیمی که هنوز به هم نرسیده است

با حضور اوسمار و آغاز دور برگشت، پرسپولیس دستخوش تغییراتی در ترکیب و چینش نفرات شد. این تغییرات از خط دفاع آغاز شد و تا میانه میدان و خط حمله ادامه یافت، اما مشکل اصلی آن بود که خریدهای جدید هنوز نتوانسته‌اند با اسکلت قبلی تیم هماهنگ شوند. استفاده از گرا در دفاع راست و نیمکت‌نشینی پورعلی‌گنجی در قلب دفاع، تعادل خط عقب را بر هم زده است. در میانه میدان، پرسپولیس در دوئل‌های تن‌به‌تن ضعف آشکاری دارد و سروش رفیعی، که همواره به‌عنوان مغز متفکر تیم شناخته می‌شد، دیگر قادر نیست مهاجمان را در موقعیت‌های گلزنی ایده‌آل قرار دهد. در خط حمله نیز زوج علیپور و سرگیف نتوانسته‌اند مکمل یکدیگر باشند و عملاً بار هجومی تیم روی دوش یک بازیکن افتاده است.

بازگشت به کابوس «هواپیمای یک‌باله»

پرسپولیس امروز شباهت زیادی به تیم دور رفت لیگ بیست‌وسوم پیدا کرده؛ تیمی که به «هواپیمای یک‌باله» معروف شده بود. آن زمان، قدرت اصلی سرخ‌ها در سمت راست و با دانیال اسماعیلی‌فر و مهدی ترابی خلاصه می‌شد و سمت دیگر زمین عملاً خنثی بود. با اضافه شدن اورونوف و حسن در نقل‌وانتقالات زمستانی، پرسپولیس صاحب دو بال شد و تعادل تاکتیکی‌اش بهبود یافت. اما حالا، خریدهای تازه بیشتر از آنکه تفاوت‌ساز باشند، معمولی به نظر می‌رسند و بازیکنان قدیمی نیز به سندروم پس از درخشش دچار شده‌اند؛ افتی طبیعی اما خطرناک که اگر مدیریت نشود، کل تیم را به سراشیبی می‌کشاند.

شکست‌های تکراری با یک الگوی مشترک

باخت به ملوان، از نظر ماهیت، تفاوت چندانی با شکست‌های پرسپولیس مقابل فجر و فولاد ندارد. در همه این دیدارها، یک الگوی مشترک دیده می‌شود: پرسپولیس تیمی منسجم نیست. فوتبال، پیش و بیش از هر چیز، یک ورزش گروهی است و نتیجه زمانی به دست می‌آید که هماهنگی درون و بیرون زمین وجود داشته باشد. در این مسابقات، هرچند نام پرسپولیس روی تابلو بود، اما در عمل تیمی واحد دیده نمی‌شد. خطوط از هم گسیخته بودند، بازیکنان کمتر یکدیگر را پوشش می‌دادند و ارتباط تاکتیکی بین فازها به حداقل رسیده بود.

اوسمار و چالش ساختن تیم خودش

اوسمار در دوره قبلی، تیمی را تحویل گرفت که یحیی گل‌محمدی طی سال‌ها با یک دکترین مشخص ساخته بود؛ تیمی با اسکلت ثابت، نقش‌های تعریف‌شده و هویتی روشن. خود اوسمار نیز از ابتدای فصل در شکل‌گیری آن ساختار نقش داشت. اما این بار شرایط متفاوت است. پس از شوک تغییر مربی در دور رفت، اوسمار ناچار بود تیم خودش را بسازد؛ تیمی که نه‌تنها از نظر فنی، بلکه از نظر روانی نیز نیاز به بازتعریف داشت. این فرآیند، زمان‌بر و پرریسک است و نشانه‌های آن در نوسان عملکرد پرسپولیس به‌وضوح دیده می‌شود.

وقتی عیار مربی پایین می‌آید

یکی از واقعیت‌های انکارناپذیر فوتبال این است که اگر عیار مربی نزد بازیکنان کاهش پیدا کند، کیفیت فنی آنها نیز ناخودآگاه افت می‌کند. بازیکنانی که به تصمیمات فنی و اقتدار سرمربی باور نداشته باشند، حتی با وجود توانایی بالا، نمی‌توانند حداکثر توان خود را بروز دهند. یکی از نشانه‌های چنین وضعیتی، درخشش مقطعی بازیکنان جوان و تازه‌وارد است؛ بازیکنانی که با انگیزه بالا وارد میدان می‌شوند اما در غیاب یک تیم منسجم، خیلی زود خاموش می‌شوند. فوتبال، ورزش شمع‌های تنها نیست؛ ورزش جمعی است.

ستاره شدن یک جوان؛ نشانه ضعف جمعی

درخشش امیرحسین محمودی، بازیکن جوان و تازه‌وارد، در دو بازی متوالی و تبدیل شدن او به یکی از چهره‌های اصلی تیم، در نگاه اول اتفاقی مثبت به نظر می‌رسد. اما وقتی این درخشش در شرایطی رخ می‌دهد که سایر بازیکنان باتجربه نتوانسته‌اند نقش خود را ایفا کنند، زنگ خطر به صدا درمی‌آید. این موضوع، بیش از آنکه فقط از نبوغ و کیفیت محمودی حکایت داشته باشد، نشان‌دهنده افت شدید دیگران است. در تیمی که مدعی قهرمانی است، بار اصلی نباید روی دوش یک جوان تازه‌وارد بیفتد.

جمع‌بندی؛ پرسپولیس باخت چون تیم نبود

شکست پرسپولیس در انزلی، حاصل یک عامل واحد نبود؛ نه فقط قدرت ملوان، نه فقط بدشانسی و نه صرفاً اشتباهات فردی. این باخت، نتیجه مجموعه‌ای از مشکلات فنی، روانی و مدیریتی بود که در نهایت به یک حقیقت تلخ انجامید: پرسپولیس، در این مسابقه و در چند هفته اخیر، یک تیم واقعی نبود. هر بازیکن برای خودش بازی می‌کرد و پیوندی که روزگاری رمز موفقیت سرخ‌ها بود، گسسته شده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، نه‌تنها صدرنشینی که حتی حضور در کورس قهرمانی نیز برای پرسپولیس به چالشی جدی تبدیل خواهد شد. بازگشت به مسیر موفقیت، پیش از هر چیز، نیازمند بازسازی هویت تیمی است؛ هویتی که بدون آن، هیچ ستاره‌ای و هیچ تاکتیکی معجزه نخواهد کرد.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط