شکست پرسپولیس با مهار ستاره ازبکستانی؛ نسخه مازیار زارع چگونه قرمزها را از نفس انداخت
شکست یک بر صفر پرسپولیس مقابل ملوان بندر انزلی تنها یک باخت ساده در جدول لیگ نبود، بلکه نشانهای روشن از یک مشکل ساختاری عمیق در تیمی است که سالها با تکیه بر تنوع تاکتیکی و تعدد مهرههای تأثیرگذار به موفقیت رسیده بود. در این دیدار، پرسپولیس بیش از هر زمان دیگری اسیر وابستگی به یک بازیکن شد؛ اوستون اورونوف، ستاره تکنیکی و دریبلزن ازبکستانی که عملاً شاکله اصلی حملات تیم بر محور او شکل گرفته است. موضوعی که پیش از این بارها توسط کارشناسان و پیشکسوتان پرسپولیس هشدار داده شده بود، اما در عمل مورد توجه کادر فنی قرار نگرفت.
پرسپولیس و تکرار یک هشدار نادیده گرفتهشده
در هفتههای گذشته، تحلیلگران بارها تأکید کرده بودند که تمرکز بیش از حد پرسپولیس روی تواناییهای فردی اورونوف، این تیم را در برابر رقبای هوشمند و آماده آسیبپذیر میکند. پرسپولیس به جای توزیع مسئولیتهای هجومی میان خطوط مختلف، بار خلاقیت و نفوذ را بر دوش این بازیکن گذاشته و همین موضوع باعث شده برنامههای تیم به شکل قابل پیشبینی درآید. دیدار با ملوان، مصداق بارز همین هشدارها بود؛ جایی که حریف با شناخت دقیق از این نقطه اتکا، کل ساختار تهاجمی قرمزها را از کار انداخت.
شناخت دقیق مازیار زارع از شریان حمله پرسپولیس
مازیار زارع، سرمربی ملوان بندر انزلی، با درک درست از نحوه بازی پرسپولیس، از همان ابتدا برنامهای طراحی کرد که هدف اصلی آن خفه کردن اورونوف بود. او بهخوبی میدانست که اگر این بازیکن از جریان بازی خارج شود، پرسپولیس برای خلق موقعیت با مشکل جدی روبهرو خواهد شد. به همین دلیل، ملوان نه با دفاع انفعالی، بلکه با یک آرایش پرفشار و هدفمند وارد زمین شد.
مربع پرفشار؛ تاکتیکی برای بستن راه نفس
زارع با ایجاد یک مربع دفاعی-فشاری در جناح چپ حملات پرسپولیس، عملاً فضای مانور اورونوف را به حداقل رساند. این مربع بهگونهای طراحی شده بود که نهتنها مسیر حرکت مستقیم این بازیکن را میبست، بلکه گزینههای پاسکاری کوتاه او را نیز محدود میکرد. نتیجه این فشار چندلایه، کاهش شدید تعداد لمسهای مؤثر اورونوف در یکسوم دفاعی ملوان بود؛ آماری که بهوضوح نشان میداد برنامه سرمربی ملوان تا چه اندازه موفق بوده است.
نقش کلیدی مجتبی فخریان در خط اول مهار
یکی از تصمیمات هوشمندانه مازیار زارع، استفاده از انگیزه و شناخت مجتبی فخریان بود. فخریان که در یک نیمفصل حضور در تمرینات پرسپولیس، شناخت دقیقی از خصوصیات فنی اورونوف به دست آورده بود، بهعنوان نخستین سد دفاعی مقابل این بازیکن قرار گرفت. وظیفه او ساده اما حیاتی بود؛ جلوگیری از دریافت توپ در شرایط مطلوب و ممانعت از ورود اورونوف به مناطق خطرناک. این مأموریت بهخوبی انجام شد و اورونوف در بسیاری از دقایق بازی مجبور شد عقبتر از حد انتظار توپ بگیرد.
تکمیل حلقه مهار با جعفری و پاپی
در ادامه این نقشه، فرهان جعفری و محمد پاپی بهعنوان دو ضلع دیگر این سیستم مهار وارد عمل شدند. این دو بازیکن با بستن مسیرهای کناری، اجازه نفوذ از جناح راست خط دفاعی ملوان را به اورونوف ندادند. هر بار که ستاره ازبکستانی قصد تغییر جهت یا استفاده از سرعت خود را داشت، با دو مدافع روبهرو میشد که هماهنگ و با فاصله مناسب حرکت میکردند. این هماهنگی باعث شد اورونوف نتواند برتری عددی یا فضایی ایجاد کند.
حضور دانیال ایری و بسته شدن کامل مسیرها
پشت سر این ساختار، دانیال ایری بهعنوان آخرین لایه دفاعی ایفای نقش کرد تا در صورت عبور احتمالی اورونوف از خط اول فشار، مسیر او بهطور کامل مسدود شود. این چینش چندلایه باعث شد تمام راههای نفوذ بسته شود و پرسپولیس عملاً مجبور شود مسیر حملات خود را تغییر دهد. تغییری که دقیقاً همان چیزی بود که مازیار زارع به دنبال آن بود.
کشاندن پرسپولیس به مناطق کمخطر
با بسته شدن جناح چپ و مهار اورونوف، پرسپولیس ناچار شد بازی را به میانه میدان و سمت راست منتقل کند. در این مناطق، قرمزها فاقد بازیکنی با تواناییهای فردی و خلاقیت مشابه اورونوف هستند. همین مسئله باعث شد حملات پرسپولیس از حالت زهردار خارج شده و بیشتر به ارسالهای بیهدف یا پاسهای عرضی محدود شود. ملوان نیز با حفظ نظم دفاعی، بدون تحمل فشار جدی، بازی را کنترل کرد.
ناتوانی پرسپولیس در تغییر نقشه
نکته نگرانکننده برای هواداران پرسپولیس، ناتوانی کادر فنی در ارائه راهحل جایگزین بود. در طول بازی، نشانهای از تغییر ساختار هجومی یا استفاده از تاکتیکهای متفاوت دیده نشد. این موضوع نشان داد که برنامه پرسپولیس بیش از حد به عملکرد یک بازیکن گره خورده و در صورت مهار او، تیم دچار سردرگمی میشود.
سومین شکست خارج از خانه در دور برگشت
نتیجه این روند، ثبت سومین شکست متوالی پرسپولیس در بازیهای خارج از خانه در دور برگشت بود؛ آماری که برای تیمی با ادعاهای قهرمانی نگرانکننده به نظر میرسد. شکست در انزلی نهتنها سه امتیاز حساس را از پرسپولیس گرفت، بلکه زنگ خطر جدی برای ادامه فصل به صدا درآورد؛ زنگ خطری که ریشه آن در وابستگی تاکتیکی و فقدان تنوع هجومی است.
پیامدهای فنی و آینده پرسپولیس
اگر پرسپولیس نتواند از این تجربه درس بگیرد و ساختار حملات خود را متنوعتر کند، قطعاً در دیدارهای آینده نیز با همین مشکل مواجه خواهد شد. تیمهای لیگ بهخوبی دریافتهاند که مهار اورونوف، کلید متوقف کردن پرسپولیس است. در چنین شرایطی، مسئولیت کادر فنی بیش از هر زمان دیگری سنگین است؛ چرا که باید با تعریف نقشهای جدید برای سایر بازیکنان، بار هجومی تیم را تقسیم کند.
جمعبندی
شکست پرسپولیس مقابل ملوان، بیش از آنکه حاصل یک اتفاق یا بدشانسی باشد، نتیجه یک برنامهریزی دقیق از سوی مازیار زارع و نادیده گرفتن هشدارهای فنی در اردوی قرمزها بود. وابستگی شدید به اوستون اورونوف، پرسپولیس را قابل پیشبینی کرده و راه را برای مهار این تیم هموار ساخته است. ادامه این روند میتواند جایگاه پرسپولیس را در کورس قهرمانی به خطر بیندازد؛ مگر آنکه کادر فنی با بازنگری جدی در ساختار تاکتیکی، راهحلی فراتر از اتکا به یک ستاره پیدا کند.






