نواتل
امارکتس

فیلم اول مانی مقدم چگونه در جشنواره فجر به آینه‌ای از روان جمعی بدل شد؟

فیلم اول مانی مقدم چگونه در جشنواره فجر به آینه‌ای از روان جمعی بدل شد؟
فیلم «خواب» ساخته مانی مقدم با بازی رضا عطاران، در جشنواره چهل‌وچهارم فجر، روایت ویلان‌شدن انسان معاصر در مرز خواب و بیداری و بن‌بست رویاهاست.
۲۰:۰۳ - ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

فیلم سینمایی «خواب» به‌عنوان نخستین تجربه بلند مانی مقدم، یکی از آثار قابل‌تأمل چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر است که از همان نمایش نخست در پردیس سینما گالری ملت، توجه اهالی رسانه و منتقدان را به خود جلب کرد. این فیلم نه‌تنها از حیث ساختار روایی و فضاسازی روان‌شناختی اهمیت دارد، بلکه به‌واسطه پیوند عمیقش با زیست فردی و اجتماعی انسان ایرانی، واجد خوانشی فراتر از یک روایت شخصی است. «خواب» داستان فرو رفتن تدریجی یک کارمند معمولی در وضعیت ویلان‌شدگی است؛ وضعیتی که میان خواب و بیداری، میان واقعیت و رویا، شکل می‌گیرد و به‌تدریج به بحران هویت و معنا بدل می‌شود.

از فیلم کوتاه تا سینمای بلند؛ مسیر شکل‌گیری یک نگاه

مانی مقدم پیش از «خواب»، با ساخت دو فیلم کوتاه «۲۵» و «پرتره» و پس از گذراندن دوره‌های آموزشی نزد هومن سیدی، مسیر خود را در سینمای مستقل ایران آغاز کرده است. این پیشینه، نقش مهمی در شکل‌گیری زبان بصری و روایت مینیمال اما پرتنش «خواب» دارد. مقدم خود بارها به تأثیر شاگردی نزد هومن سیدی اشاره کرده و آن را یکی از شانس‌های مهم زندگی حرفه‌ای‌اش دانسته است؛ تجربه‌ای که به او امکان داده از فضای فیلم کوتاه به سینمای بلند عبور کند، بدون آن‌که دغدغه‌های شخصی و جهان ذهنی‌اش را از دست بدهد.

ایده‌ای برخاسته از تجربه زیسته

فیلمنامه «خواب» براساس طرحی از خود مانی مقدم و با همکاری پژمان تیمورتاش نوشته شده است. نکته قابل‌توجه در شکل‌گیری این فیلمنامه، ریشه داشتن آن در تجربه‌ای واقعی و تکرارشونده از خواب‌های دنباله‌دار است که برای کارگردان رخ داده و به شکلی فیزیکی و روانی او را درگیر کرده است. این تجربه شخصی، به‌جای آن‌که به روایتی صرفاً ذهنی و انتزاعی محدود بماند، با پرداخت دراماتیک و افزودن لایه‌های روایی، به داستانی قابل‌درک برای مخاطب تبدیل شده است. شکل‌گیری دوگانه پروانه و آهو در کنار شخصیت مجتبی، نتیجه همین تلاش برای گسترش جهان روایت و فاصله گرفتن از خودزندگینامه‌نویسی صرف است.

مجتبی؛ کارمند مذهبی در آستانه فروپاشی

در مرکز روایت «خواب»، شخصیت مجتبی با بازی رضا عطاران قرار دارد؛ کارمندی دفتری با رگه‌هایی مذهبی که سال‌ها در چرخه‌ای بسته از روزمرگی گرفتار مانده است. انتخاب رضا عطاران برای این نقش، تصمیمی هوشمندانه است، چرا که او برخلاف تصویر کمدی تثبیت‌شده‌اش، در این فیلم چهره‌ای خاموش، درون‌گرا و به‌تدریج متلاشی‌شونده ارائه می‌دهد. مجتبی نه قهرمان است و نه ضدقهرمان کلاسیک؛ او انسانی معمولی است که به‌واسطه ناتوانی در تحقق رویاهایش، آرام‌آرام به سمت ویلان‌شدن سوق داده می‌شود.

ویلان‌شدن در مرز خواب و بیداری

یکی از مفاهیم محوری فیلم «خواب»، ایده ویلان‌بودن است؛ مفهومی که از زبان دکتر روان‌پزشک فیلم با بازی علی مصفا بیان می‌شود. ویلان‌بودن در اینجا به معنای شرارت آشکار نیست، بلکه به وضعیتی اشاره دارد که فرد دیگر نمی‌داند خواب است یا بیدار. این مرز مخدوش، به‌زعم مانی مقدم، وضعیتی است که بسیاری از انسان‌های معاصر، به‌ویژه در جامعه ایرانی، به‌زودی یا هم‌اکنون با آن مواجه‌اند. زمانی که رویاها صرفاً در حد خواب باقی می‌مانند و امکان تحقق بیرونی ندارند، فرد به‌جای کنش، به انفعال و در نهایت به نوعی فروپاشی درونی می‌رسد.

خواب به‌مثابه جایگزین رویا

در «خواب»، خواب دیدن کارکردی فراتر از یک عنصر روایی دارد. خواب‌ها به جای رویاهای دست‌نیافتنی نشسته‌اند و به تنها فضایی بدل شده‌اند که شخصیت می‌تواند در آن، چیزی شبیه به آرزو را تجربه کند. خواب‌های دنباله‌دار مجتبی، نه پناهگاهی امن، بلکه نشانه‌ای از بن‌بست‌اند؛ نشانه‌ای از این‌که مسیر تحقق خواسته‌ها در جهان واقعی مسدود شده است. همین جابه‌جایی رویا با خواب، یکی از نقاط اتصال فیلم با تجربه زیسته بسیاری از مخاطبان است.

ماز زندگی و بن‌بست‌های تکرارشونده

یکی دیگر از المان‌های مهم فیلم، مفهوم ماز است؛ راهی پرپیچ‌وخم که مجتبی در آن گرفتار شده و بارها برای رسیدن به نقطه مرکزی، ناچار به تکرار مسیر است. این ماز، استعاره‌ای از زندگی اجتماعی و شغلی انسان معاصر است؛ مسیری که هرچه دشوارتر و پیچیده‌تر می‌شود، امید به رسیدن را کمتر می‌کند. در چنین وضعیتی، ناامیدی نه یک انتخاب، بلکه نتیجه طبیعی تداوم شرایط است و ویلان‌شدن، واکنشی تدریجی به این ناامیدی مزمن محسوب می‌شود.

بازیگران و اعتماد متقابل

مانی مقدم در نخستین تجربه بلند خود، با مجموعه‌ای از بازیگران باتجربه همکاری کرده است؛ از رضا عطاران و مریلا زارعی تا هدی زین‌العابدین، کاظم سیاحی و علی مصفا. او بارها به ترس اولیه‌اش از کار کردن با این بازیگران اشاره کرده، اما نتیجه این همکاری، شکل‌گیری فضایی مبتنی بر اعتماد متقابل بوده است. به‌ویژه رضا عطاران، بدون دخالت مستقیم در کارگردانی، با درک دقیق موقعیت، نقش مجتبی را به شکلی کنترل‌شده و درونی ایفا کرده و به ستون اصلی فیلم بدل شده است.

«خواب» در بستر جشنواره‌ای ملتهب

نمایش «خواب» در جشنواره‌ای برگزار شد که فضای آن، به‌شدت تحت‌تأثیر شرایط اجتماعی و غیبت بسیاری از هنرمندان بود. نشست‌های خبری اغلب بدون حضور بازیگران برگزار می‌شد و یاد جان‌باختگان اعتراضات، سایه‌ای سنگین بر این رویداد انداخته بود. در چنین فضایی، «خواب» نه‌تنها یک فیلم سینمایی، بلکه بازتابی از یک وضعیت جمعی تلقی شد؛ وضعیتی که در آن، جامعه با نوعی ترومای اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

تراپی به‌مثابه ضرورت جمعی

مانی مقدم در واکنش به این شرایط، از مفهومی سخن می‌گوید که با جهان فیلمش هم‌خوان است: نیاز به تراپی جمعی. از نگاه او، جامعه ایرانی، چه در داخل و چه در خارج، با ترومایی اجتماعی مواجه است که فراتر از تجربه‌های فردی قرار می‌گیرد. این نگاه، «خواب» را از سطح یک روایت شخصی فراتر می‌برد و آن را به اثری تبدیل می‌کند که تلاش دارد زخم‌های نادیده روان جمعی را به تصویر بکشد، بی‌آن‌که مدعی ارائه راه‌حل باشد.

جمع‌بندی

«خواب» نخستین فیلم بلند مانی مقدم، اثری است که با تکیه بر تجربه زیسته، روایت روان‌شناختی و بازی‌های کنترل‌شده، تصویری از انسان معاصر ایرانی ارائه می‌دهد؛ انسانی که در مرز خواب و بیداری، میان رویاهای محقق‌نشده و واقعیت‌های بسته، آرام‌آرام به سمت ویلان‌شدن سوق داده می‌شود. این فیلم، نه بیانیه‌ای سیاسی است و نه صرفاً روایتی شخصی، بلکه تلاشی است برای فهم یک وضعیت جمعی؛ وضعیتی که شاید مهم‌ترین دستاورد «خواب» در جشنواره چهل‌وچهارم فجر باشد.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط