افشاگری بیسابقه درباره قراردادهای استقلال؛ وقتی وفور پول به بحران شفافیت رسید
در شرایطی که باشگاه استقلال پس از سالها بیثباتی مالی، حالا با پشتوانه هلدینگ خلیج فارس یکی از متمولترین باشگاههای فوتبال ایران محسوب میشود، نشانههایی جدی از بروز بحران در حوزه مدیریت و شفافیت مالی به چشم میخورد. آنچه در سالهای گذشته بهعنوان بزرگترین مشکل آبیها شناخته میشد، یعنی کمبود منابع مالی، حالا جای خود را به چالشهایی داده که ریشه در وفور بودجه، ضعف نظارت و ساختارهای ناکارآمد اداری دارد. افشاگریهای شب گذشته محمدحسین میثاقی در برنامه فوتبال برتر، این نگرانی را به سطح افکار عمومی کشاند و باشگاه استقلال را در کانون یک بحث جدی حقوقی و مدیریتی قرار داد.
استقلالِ بیپول دیروز، استقلالِ پرحاشیه امروز
مالکیت جدید باشگاه استقلال با وعده پایان دادن به بدهیهای انباشته و ایجاد ثبات اقتصادی آغاز شد و در عمل نیز نشانههایی از افزایش بودجه و قدرت جذب بازیکنان داخلی و خارجی دیده شد. اما همین تغییر ناگهانی شرایط، بهزعم برخی ناظران، باشگاه را وارد مرحلهای تازه از بحران کرده است؛ مرحلهای که در آن، نبود سازوکارهای شفاف و نظارت مؤثر، زمینه بروز تخلفات قراردادی را فراهم کرده است. اظهارات میثاقی نشان میدهد مسئله تنها چند قرارداد خاص نیست، بلکه با الگویی تکرارشونده از بینظمی مالی و حقوقی روبهرو هستیم.
افشاگری درباره موسی جنپو و شکاف میلیون دلاری
یکی از جنجالیترین بخشهای این افشاگری به قرارداد موسی جنپو مربوط میشود؛ بازیکنی که قراردادش بهعنوان نمونهای آشکار از اختلاف فاحش میان اسناد رسمی و توافقهای واقعی معرفی شد. طبق توضیحات ارائهشده، در زمان ثبت قرارداد، حتی مشخصات تابعیتی و شناسنامهای این بازیکن لحاظ نشده و قرارداد دو فصله او در سازمان لیگ با رقم سالانه ۱۰۰ هزار دلار ثبت شده است. این در حالی است که قراردادی دیگر به مبلغ یک میلیون و چهارصد هزار دلار وجود دارد که طبق آن، ۴۰۰ هزار دلار باید در لحظه امضا پرداخت میشده است. اختلاف بیش از یک میلیون دلاری میان این دو سند، نهتنها پرسشهای جدی حقوقی ایجاد میکند، بلکه نشاندهنده ضعف آشکار در فرآیند ثبت و نظارت است. افزون بر این، وجود ۲۰۰ هزار دلار آپشن در قراردادی که مبلغ پایهاش کمتر از آن است و همچنین دلاری بودن قرارداد، از دیگر مواردی است که بهعنوان تخلف مطرح شد.
ابهام بزرگ در قرارداد یاسر آسانی
پرونده یاسر آسانی نیز از جمله مواردی است که تناقضهای مالی در آن بهوضوح دیده میشود. در حالی که در قرارداد موجود در باشگاه، مبلغ کل برای یک فصل ۲۰۰ هزار دلار درج شده، ارزش این بازیکن در منابع معتبر بینالمللی حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار دلار اعلام شده و فقط مبلغ رضایتنامه او یک میلیون دلار بوده است. شیوه پرداخت نیز بهگونهای تنظیم شده که با عرف قراردادهای حرفهای همخوانی ندارد؛ صد هزار یورو پیشپرداخت و مابقی در قالب ده قسط ده هزار یورویی. این ساختار پرداخت، ابهاماتی جدی درباره واقعی بودن ارقام ثبتشده ایجاد میکند.
قراردادهای خارجی و فقدان استانداردهای حقوقی
در بررسی قرارداد رستم آشورماتوف نیز نشانههایی از بینظمی دیده میشود. قرارداد دو فصله با مبلغ ۱۰۰ هزار یورو برای هر فصل، که نیمی از آن بهصورت اقساطی پرداخت میشود، در ظاهر ساده به نظر میرسد اما در کنار سایر قراردادهای خارجی، تصویری نگرانکننده از نبود استانداردهای واحد ارائه میدهد. طبق گفتههای مطرحشده، برخی قراردادهای خارجی استقلال حتی فاقد تاریخ و شماره هستند؛ موضوعی که از منظر حقوقی میتواند در آینده تبعات سنگینی برای باشگاه به همراه داشته باشد.
پرونده سعید سحرخیزان و نقش پررنگ ایجنتها
قرارداد سعید سحرخیزان شاید نماد آشکار نفوذ بیحد و مرز مدیران برنامه در ساختار باشگاه باشد. پرداخت ۱۰۰ هزار یورو به ایجنت این بازیکن بابت انتقال، در کنار هزینههای چند میلیاردی حق ترنسفر و قراردادی که رقم واقعی آن ۷۰ میلیارد تومان عنوان شده اما تنها ۲۲ میلیارد تومان به سازمان لیگ اعلام شده، نشاندهنده فاصلهای معنادار میان واقعیت مالی و آنچه بهطور رسمی ثبت میشود است. چنین فاصلهای، استقلال را در معرض اتهام پنهانکاری مالی قرار میدهد.
تمرکز بیسابقه بازیکنان زیر نظر یک مدیر برنامه
یکی از بخشهای هشداردهنده این افشاگری، اشاره به تمرکز تعداد بالایی از بازیکنان استقلال زیر نظر یک مدیر برنامه واحد بود. حضور همزمان نامهایی چون رامین رضاییان، صالح حردانی، علیرضا کوشکی، ابوالفضل جلالی، سعید سحرخیزان، امیرمحمد رزاقینیا، حسین گودرزی، آرمین سهرابیان، سامان فلاح و حتی کلارنس سیدورف در فهرست بازیکنان مرتبط با یک ایجنت، این شائبه را تقویت میکند که توازن قدرت در نقلوانتقالات بهطور جدی به نفع مدیران برنامه تغییر کرده است.
پرداختهای نجومی به ایجنتها و ابهام در مبالغ
به گفته میثاقی، ارقام پرداختی به ایجنتها در استقلال به سطحی بیسابقه رسیده است. تنها یک مدیر برنامه برای انتقال موسی جنپو و داکنز نازون، مجموعاً ۲۹ میلیارد تومان دریافت کرده است. این ارقام، در کنار نبود شفافیت در برخی قراردادها، این پرسش را مطرح میکند که چه میزان از بودجه باشگاه صرف هزینههای غیرورزشی شده است.
قراردادهای بدون تاریخ، بدون شماره و با ارقام متناقض
نمونههای دیگری نیز از بینظمی حقوقی مطرح شد؛ از قرارداد آدان با ۴۰۰ هزار یورو و ۱۴۰ هزار یورو آپشن گرفته تا قرارداد داکنز نازون که برای دو فصل با ارقام متفاوت اعلام شده اما مبالغ دریافتی واقعی با این اعداد همخوانی ندارد. حتی در مورد محمدرضا آزادی، نبود رقم مشخص کارگزاری در قرارداد بهعنوان تخلف عنوان شد.
فراتر از بازیکنان؛ تخلف در ساختار اداری
افشاگریها تنها به قرارداد بازیکنان محدود نماند. از قرارداد یک میلیارد و ۲۶۰ میلیون تومانی راننده اتوبوس گرفته تا جابهجایی پول از طریق حسابهای شخصی و افزایش ناگهانی تعداد کارکنان اداری از ۴۹ نفر به ۷۴ نفر، همگی نشانههایی از گسترش بیرویه هزینهها و ضعف نظارت داخلی است.
جمعبندی
آنچه از مجموع این افشاگریها برمیآید، تصویری نگرانکننده از باشگاهی است که با وجود برخورداری از منابع مالی قابل توجه، هنوز نتوانسته ساختارهای شفاف و حرفهای را در مدیریت مالی و حقوقی خود مستقر کند. استقلال امروز بیش از آنکه قربانی کمبود پول باشد، اسیر نبود شفافیت، نفوذ بیضابطه ایجنتها و ضعف نظارت است. اگر این هشدارها جدی گرفته نشود، وفور بودجه نهتنها به موفقیت ورزشی منجر نخواهد شد، بلکه میتواند زمینهساز بحرانهای حقوقی و حیثیتی برای یکی از بزرگترین باشگاههای فوتبال ایران شود.






