جباری در بنبست رفسنجان؛ شوک نیمفصل که به بحران عمیقتر انجامید
مس رفسنجان در فصل جاری لیگ برتر فوتبال ایران، یکی از پیچیدهترین و پرابهامترین مسیرهای فنی و مدیریتی خود را تجربه کرده است. تیمی که فصل را با امید بقا و تثبیت جایگاه در میانه جدول آغاز کرد، خیلی زود وارد چرخهای از ناکامی شد که خروج از آن نیازمند تصمیمات بزرگ و شاید دردناک بود. در چنین فضایی، انتخاب مجتبی جباری بهعنوان سرمربی، تصمیمی بود که بیش از هر چیز بر پایه اعتبار نام او و خاطره موفقیت اخیرش در جام حذفی با استقلال گرفته شد؛ تصمیمی که حالا با گذشت چند هفته، نهتنها به خروج مس از بحران کمک نکرده، بلکه پرسشهای جدیتری را درباره آینده نیمکت این تیم ایجاد کرده است.
ورود جباری به تیمی که از ابتدا بیمار بود
وقتی مجتبی جباری هدایت مس رفسنجان را پذیرفت، این تیم از همان هفتههای ابتدایی لیگ نشانههای آشکاری از یک بحران عمیق را بروز داده بود. ترکیب نامتوازن، مشکلات مدیریتی، تغییرات پیدرپی در کادر فنی و نداشتن استراتژی روشن نقلوانتقالاتی، باعث شده بود مس پیش از نیمفصل عملا به یکی از نامزدهای اصلی سقوط تبدیل شود. حضور جباری در چنین شرایطی، بیشتر شبیه یک تصمیم پرریسک بود تا یک پروژه برنامهریزیشده.
جباری که فصل گذشته طعم قهرمانی در جام حذفی را چشیده بود، با امید ایجاد شوک مثبت به رفسنجان آمد؛ شوکی که در فوتبال ایران بارها بهعنوان راهحل کوتاهمدت برای خروج از بحران استفاده شده است. اما تفاوت مس با بسیاری از تیمهای بحرانزده دیگر، در عمق مشکلات آن بود؛ مشکلاتی که ریشه در ساختار داشت و نه صرفا روی نیمکت.
آمار ناامیدکننده و ادامه روند ناکامیها
مس رفسنجان با هدایت مجتبی جباری در هشت مسابقه تنها به یک پیروزی دست یافت؛ آماری که بهوضوح نشان میدهد تغییر سرمربی نتوانسته روند تیم را متحول کند. این نتایج ضعیف در شرایطی رقم خورد که تیم نیاز مبرمی به امتیازگیری داشت و هر هفته از رقبا عقبتر میماند. تداوم ناکامیها باعث شد مس همچنان در انتهای جدول باقی بماند و با تنها ۱۲ امتیاز، بیش از هر زمان دیگری در خطر سقوط قرار بگیرد.
این آمار صرفا یک عدد ساده نیست، بلکه بازتابی از مشکلات عمیق فنی و ذهنی تیم است. مس در بسیاری از بازیها حتی نشانههایی از پیشرفت تدریجی هم نشان نداد و همین موضوع، فشارها بر کادر فنی و شخص جباری را دوچندان کرد.
خریدهای نیمفصل و انتظاراتی که برآورده نشد
یکی از امیدهای اصلی برای تغییر شرایط مس رفسنجان، نقلوانتقالات نیمفصل بود. انتظار میرفت با جذب چند بازیکن جدید، نقاط ضعف تیم پوشش داده شود و دست سرمربی برای اجرای ایدههای تاکتیکی بازتر شود. اما در عمل، خریدهای انجامشده نهتنها کیفیت فنی تیم را به شکل محسوسی بالا نبردند، بلکه در برخی پستها حتی به ایجاد ترافیک بیفایده منجر شدند.
این موضوع نشان داد که مشکل مس صرفا کمبود بازیکن نیست، بلکه نبود هماهنگی میان سیاستهای مدیریتی و نیازهای فنی تیم است. جباری در شرایطی هدایت تیم را برعهده گرفت که ترکیب اصلی از ابتدا بهدرستی بسته نشده بود و تغییرات نیمفصل هم نتوانست این نقص بنیادین را جبران کند.
چالشهای تاکتیکی و محدودیتهای فنی
از منظر فنی، مس رفسنجان در دوران جباری همچنان با مشکلات تاکتیکی متعددی دستوپنجه نرم میکند. ناتوانی در حفظ توپ، ضعف در انتقال از دفاع به حمله و اشتباهات مکرر خط دفاعی، مسائلی بودند که تقریبا در تمام بازیها تکرار شدند. این ایرادات، حتی با تغییر سیستم یا جابهجایی بازیکنان هم برطرف نشدند و نشان دادند تیم از نظر ساختاری آمادگی رقابت در سطح لیگ برتر را ندارد.
جباری بهعنوان سرمربی جوان، تلاش کرد با ایدههای متفاوت و اعتماد به برخی بازیکنان، شوک فنی ایجاد کند، اما محدودیت ابزار و فشار شدید نتایج، مجال آزمونوخطای بیشتر را از او گرفت. در چنین شرایطی، هر اشتباه کوچک به بحرانی بزرگ تبدیل میشد و حاشیهها بر متن غلبه میکردند.
فشار روانی، حاشیهها و نیمکتی که آرام نشد
یکی از عوامل مهم در ناکامی مس رفسنجان، فشار روانی سنگینی است که از ابتدای فصل بر بازیکنان و کادر فنی تحمیل شده است. تیمی که هفتهها در قعر جدول قرار دارد، بهمرور اعتمادبهنفس خود را از دست میدهد و هر بازی برایش به یک فینال بقا تبدیل میشود. این وضعیت، کار هر سرمربیای را دشوار میکند، چه برسد به مربیای که در میانه فصل و بدون پیشزمینه کافی وارد تیم شده است.
افزایش شایعات درباره آینده جباری، زمزمههای برکناری و گمانهزنی درباره جانشینان احتمالی، آرامش نیمکت مس را بیش از پیش بر هم زده است. در چنین فضایی، تمرکز بر کار فنی دشوار میشود و تیم عملا در یک چرخه معیوب گرفتار میآید.
گزینه برکناری؛ راهحل یا پاک کردن صورت مسئله؟
در روزهای اخیر، خبرهایی درباره احتمال جدایی مجتبی جباری از مس رفسنجان شنیده میشود. مدیران باشگاه reportedly در حال بررسی گزینههای جانشینی هستند تا شاید با تغییر کادر فنی، شوک جدیدی به تیم وارد شود. اما پرسش اساسی اینجاست که آیا تغییر سرمربی، در شرایط فعلی، میتواند معجزه کند؟
واقعیت این است که مس رفسنجان با مشکلاتی مواجه است که فراتر از نام سرمربی قرار دارد. ساختار مدیریتی ناپایدار، سیاستهای نقلوانتقالاتی نامشخص و ترکیبی که از ابتدا بهدرستی شکل نگرفته، عواملی هستند که حتی با حضور یک مربی باتجربهتر هم بهراحتی حل نخواهند شد. تغییر جباری شاید فشار مقطعی را کاهش دهد، اما بعید است بهتنهایی مأموریت نجات تیم را تضمین کند.
جباری و تجربهای که میتواند تعیینکننده آیندهاش باشد
برای مجتبی جباری، تجربه مس رفسنجان میتواند نقطه عطفی در مسیر مربیگریاش باشد. او که با یک قهرمانی ارزشمند وارد این عرصه شد، حالا با واقعیتهای سخت مربیگری در تیمهای بحرانزده مواجه شده است. این تجربه، هرچند تلخ، میتواند درسهای مهمی برای آینده حرفهای او داشته باشد؛ از انتخاب زمان و تیم مناسب گرفته تا مدیریت بحران در شرایط فشار شدید.
فارغ از سرنوشت نهایی او در مس، این مقطع نشان داد که موفقیت در فوتبال ایران نیازمند بیش از اعتبار نام و شوک اولیه است و بدون زیرساخت و برنامهریزی، حتی بهترین ایدهها هم به بنبست میرسند.
جمعبندی
مس رفسنجان در فصل جاری، نمونهای روشن از تیمی است که قربانی تصمیمات ناهماهنگ و مشکلات ساختاری شده است. حضور مجتبی جباری، اگرچه با امیدهای فراوان همراه بود، اما در عمل نتوانست روند سقوط را متوقف کند. آمار ضعیف، خریدهای کماثر و فشار روانی شدید، شرایطی را رقم زده که حتی تغییر سرمربی هم تضمینی برای بقا نیست. آینده مس، بیش از هر چیز، به تصمیمات مدیریتی و اصلاحات اساسی وابسته است و سرنوشت جباری در این میان، بخشی از پازلی بزرگتر به نام بحران ساختاری در فوتبال باشگاهی ایران است.






