پرسپولیس، تیمی که با شروع لیگ همه از آن بهعنوان مدعی اصلی قهرمانی یاد میکردند، حالا در نیمفصل دوم چهرهای متفاوت از خود نشان داده است. شکستهای پیاپی مقابل تیمهایی چون فجر، فولاد و ملوان باعث شده زنگ خطر در اردوی سرخها به صدا درآید. اوسمار ویرا که در ابتدای فصل با نظم تاکتیکی و برنامهریزی دقیق تحسین شد، حالا با بحرانی روبهرو است که ریشه در ساختار بازی تیمش دارد.
افت پرسپولیس فقط در نتیجهها خلاصه نمیشود، بلکه نشانهای از ضعف سیستم در دفاع و حمله است. تیمی که در بازیهای ابتدایی کنترل کامل بر جریان مسابقه داشت، اکنون در اجرای سادهترین اصول دفاعی و پرس سازمانیافته دچار مشکل شده است. این ضعفها نهتنها نتیجهسازی را دشوار کرده بلکه روحیه تیمی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
ساختار دفاعی شکننده و اشتباهات تکراری
یکی از برجستهترین مشکلات پرسپولیس در نیمفصل دوم، ضعف واضح در ساختار دفاعی است. اشتباهات مکرر در خط عقب و میانه میدان باعث شده تا حریفان بهسادگی به دروازه تیم برسند. مدافعان میانی در پوشش فضاهای پشت سر و کنترل توپهای برگشتی عملکرد خوبی ندارند و هافبکهای دفاعی نیز در بازیخوانی و بستن خطوط پاس دچار لغزش هستند.
در بسیاری از مسابقات اخیر، پرس بالا و فشار حریف روی بازیکنان میانی، پرسپولیس را دچار اشتباه کرده است. وقتی دو یا سه بازیکن حریف در منطقه مرکزی زمین فشار میآورند، پاسهای اشتباه و ازدسترفتن توپهای خطرناک به وفور دیده میشود. نتیجه آن، ایجاد موقعیتهای گل آسان برای رقباست که با کمترین زحمت به ثمر میرسد.
ناتوانی در شکستن دفاع فشرده حریفان
پرسپولیس علاوه بر ضعف در فاز دفاعی، در فاز تهاجمی نیز بیبرنامه نشان داده است. تیمهایی که مقابل سرخها قرار میگیرند، پس از زدن گل یا حتی از آغاز بازی، با پرس محدود و عقبنشینی عمیق، فضا را کامل میبندند. اما نکته نگرانکننده این است که پرسپولیس برابر این مدل دفاع اتوبوسی، راهکاری ندارد.
در بازیهایی چون دیدار با فجر و فولاد، سرخها دهها بار تلاش کردند تا از طریق ارسال از جناحین یا ضربات ایستگاهی به گل برسند، اما نبود تنوع در تاکتیکهای هجومی و ناهماهنگی مهاجمان، آن را به بنبست رساند. در غیاب بازی ترکیبی مؤثر و حرکتهای سریع در نیمفضاها، توپها بیشتر در میان خط میانی میچرخد و در نهایت لو میرود.
فرمول لو رفته متوقف کردن پرسپولیس
واقعیت آن است که دیگر تیمهای لیگ برتر به خوبی فهمیدهاند چگونه باید پرسپولیس را متوقف کنند. فرمول ساده است: پرس شدید روی هافبکهای دفاعی و مدافعان وسط، بهرهگیری از ضدحملات سریع پس از گرفتن توپ و سپس دفاع فشرده پس از برتری. این نسخه در سه شکست اخیر به خوبی جواب داده و نشان داده که اوسمار باید در طراحی الگوی بازی خود بازنگری کند.
متوقف کردن پرسپولیس اکنون نیازی به کیفیت فنی بالا ندارد، بلکه به اجرای منظم این نقشه ساده بستگی دارد. تیمهایی همچون ملوان با بودجه کمتر و ابزار فنی محدود توانستهاند از این روش استفاده کنند و امتیاز بگیرند. این اتفاق، خود شاهدی بر ضعف ساختاری تاکتیکی در ترکیب سرخها است.
نقش اوسمار در احیای تیم و چالشهای پیشرو
در این شرایط، نگاهها به اوسمار دوخته شده است. سرمربی برزیلی پرسپولیس حالا مهمترین آزمون دوران کاریاش در ایران را پشت سر میگذارد. او باید تعادل از دسترفته بین دفاع و حمله را بازسازی کند. مهمتر از آن، پرسپولیس نیاز دارد بار دیگر به تیمی تبدیل شود که پیشبینیناپذیر بازی میکند.
تحلیلگران معتقدند اوسمار باید با تغییر در چیدمان میانه میدان و استفاده از بازیکنان پویاتر، تیم را از ایستایی تاکتیکی نجات دهد. همچنین بازسازی ذهنی بازیکنان برای بازگشت به روحیه برنده در کنار تمرکز بر تمرینات فشرده دفاعی میتواند نخستین گام در مسیر احیا باشد.
دشواری مسیر قهرمانی و خطر از دست رفتن سهمیه
در حالی که رقبای مستقیم پرسپولیس در جدول با ثبات بیشتری امتیاز میگیرند، ادامه این روند میتواند فاصله سرخها را با صدر افزایش دهد. حتی اگر افت ادامه پیدا کند، خطر از دست دادن سهمیه آسیایی نیز جدی خواهد شد. پرسپولیس در فصول اخیر به عنوان تیمی با استانداردهای بالا شناخته میشد، اما اکنون اعتبار فنیاش در معرض تهدید است.
هواداران که انتظار بازیهای مقتدرانه داشتند، از عملکرد اخیر تیم ناامید شدهاند و شبکههای اجتماعی پر از نقدهایی درباره تاکتیکهای محافظهکارانه و تصمیمهای گاه عجیب کادرفنی است. اگر اوسمار نتواند در کوتاهمدت مسیر را اصلاح کند، احتمال تغییر در کادر یا فشار سنگین مدیریتی چندان دور از ذهن نیست.
جمعبندی: زمان تصمیمهای بزرگ در پرسپولیس
پرسپولیس در نیمفصل دوم بیش از آنکه از حریفان شکست بخورد، از اشتباهات درونی و تاکتیکی خود آسیب دیده است. همچنان توان بالقوه بالایی در ترکیب این تیم وجود دارد، اما نبود هماهنگی میان خطوط و ناتوانی در واکنش به شرایط بازی، پرسپولیس را از مسیر قهرمانی دور کرده است.
اکنون زمان تصمیمهای بزرگ فرا رسیده است. اوسمار باید نقشه جدیدی بر پایه تحرک، سختگیری دفاعی و خلاقیت هجومی تدوین کند. بازیکنان نیز باید درک کنند که اعتبار پرسپولیس فقط با نامش حفظ نمیشود، بلکه با عملکرد مقتدرانه در زمین معنا پیدا میکند. اگر تحولات اساسی بهموقع رخ دهد، این تیم هنوز میتواند به مسیر قهرمانی بازگردد، اما در غیر این صورت، نیمفصل دوم ممکن است به نقطه عطفی تلخ در تاریخ معاصر پرسپولیس تبدیل شود.