پرسپولیس همواره با عنوان تیمی منظم، سختگیر و مدعی در فوتبال ایران شناخته میشد؛ تیمی که موفقیتهایش بر پایه نظم دفاعی بنا شده بود. اما در هفتههای اخیر، روندی جدید و نگرانکننده در عملکرد این تیم دیده میشود؛ سه شکست در پنج بازی و آماری که در نگاه نخست فقط ضعف در نتیجه را نشان میدهد، اما در عمق خود از بحرانی تاکتیکی پرده برمیدارد. ریشه مشکل در افت ساختار دفاعی نهفته است؛ جایی که ستون اصلی هویت سرخها در حال شکستن است.
از دیوار فولادی تا خطی شکننده
در نیمفصل اول لیگ، پرسپولیس تنها ۷ بار دروازهاش باز شد. این عدد برای هر تیمی که قصد قهرمانی دارد نشانهای از انسجام و برتری استراتژیک است. مدافعان با فشردگی بالا بازی میکردند، فضاها را میبستند و اجازه نمیدادند حریف جریان بازی را در اختیار بگیرد. اما حالا همان تیم، در فاصله تنها پنج هفته، به همان میزان گل دریافت کرده؛ آماری که بزرگترین هشدار برای کادر فنی است و نشان میدهد فروپاشی از درون تاکتیک آغاز شده است.
توازن تاکتیکی گمشده
وقتی تیمی که روزی به سختی موقعیت گل میداد، حالا در هر دیدار چند بار در معرض فروپاشی دفاعی قرار میگیرد، معنایش آن است که توازن خطوط از بین رفته. فاصله میان هافبکهای تدافعی و مدافعان افزایش یافته، فشار بر روی صاحب توپ کاهش پیدا کرده و واکنش دفاعی تیم دیرتر از گذشته صورت میگیرد. در چنین شرایطی، حتی بهترین دروازهبانها نیز نمیتوانند از تکرار اشتباهات جلوگیری کنند. حاصل این ناهماهنگی، افزایش میانگین گلهای خورده و از بین رفتن اعتماد بهنفس دفاعی است؛ موضوعی که در نتایج اخیر کاملاً مشهود است.
نقش کادر فنی در بازسازی ساختار
اوسمار، سرمربی پرسپولیس، باید در کوتاهترین زمان ممکن برای بازسازی این فروپاشی دفاعی دست به کار شود. چیدمان بازیکنان در خط عقب نیاز به بازنگری دارد، بهویژه در هماهنگی میان مدافعان کناری و میانی. تجربه نشان داده زمانی که فشار دفاعی از جلو کاهش یابد، خط آخر بیشتر در معرض آسیب قرار میگیرد. ضعف در پرس اولیه مقابل حریف، موجب حملات مکرر در عمق و افت شدید تمرکز مدافعان شده است. برای تیمی که هدفش قهرمانی است، این مشکلات کوچک میتوانند به فاجعهای بزرگ تبدیل شوند.
میراث قهرمانی و تهدید امروز
هویت تاریخی پرسپولیس در سالهای اخیر با عنوان «اول گل نخور، بعد گل بزن» شناخته میشد؛ فلسفهای که با آن چندین جام کسب شد و تیم تبدیل به نماد ثبات در لیگ برتر ایران گردید. این روحیه دفاعی، اساس موفقیتهای گذشته بود، اما امروز همان ستون اصلی متزلزل شده است. از دست رفتن آرامش در عقب زمین، نهتنها تأثیر مستقیم بر نتیجه دارد، بلکه ذهنیت بازیکنان را نیز تغییر میدهد. تیمی که احساس امنیت ندارد، نمیتواند در فاز هجومی آزاد و خلاقانه عمل کند، و این چرخه معیوب هر هفته ادامه مییابد.
کاهش اعتماد و فشار روانی
افت دفاعی پرسپولیس فقط به عدد گلهای خورده محدود نمیشود؛ پیامدهای روانی آن بسیار عمیقتر است. روند رو به افت باعث کاهش اعتماد بهنفس مدافعان شده و فشار مضاعفی بر روی دروازهبان و هافبکهای میانی وارد کرده است. هر اشتباه کوچک در عقب زمین، به بحرانی بزرگ در ذهن تیم تبدیل میشود. چنین فضایی نهتنها نظم تیمی را از بین میبرد، بلکه انرژی لازم برای حمله را هم کاهش میدهد. بازیکنان پرسپولیس امروز بیشتر درگیر جبران اشتباهات هستند تا خلق موقعیتهای تازه.
نیاز حیاتی به کلینشیت
برای بازگشت پرسپولیس به مسیر قهرمانی، راهی جز احیای دوباره ساختار دفاعی وجود ندارد. کلینشیت نه یک اتفاق، بلکه نشانهای از نظم است. هر مسابقه بدون گل خورده، برای تیمی مانند پرسپولیس بهمثابه تزریق اطمینان است؛ عاملی حیاتی برای بازگشت روحیه برنده. در صورتی که سرخپوشان نتوانند روند گل خوردن را متوقف کنند، عملاً شانس قهرمانی را از دست خواهند داد و حتی خطر از دست دادن سهمیه آسیا نیز مطرح خواهد شد.
نگاه به آینده؛ آزمون بزرگ اوسمار
چالش اصلی کادر فنی نه صرفاً در اصلاح تاکتیک، بلکه در بازسازی ذهنیت است. پرسپولیس باید دوباره به هویت دفاعی خود برگردد و همان فلسفهای را احیا کند که از آن یک قدرت ساخته بود. در هفتههای پیشرو، هر مسابقه برای اوسمار و شاگردانش یک آزمون ماندن در کورس است؛ آزمونی که نتیجهاش نهتنها سرنوشت فصل، بلکه آینده فنی باشگاه را رقم خواهد زد.
جمعبندی
پرسپولیس این روزها بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به اصول است؛ اصولی که سالها ضامن اقتدار سرخها بودند. ترکیب نامطمئن در خط دفاع، نبود فشار مؤثر بر توپ و ضعف در هماهنگی خطوط، همه و همه نشانههایی از شکستن ستون هویتی تیم هستند. اگر این روند ادامه یابد، ادعای قهرمانی فقط شعار خواهد بود. راه نجات، بازگشت به انضباط دفاعی، تمرکز بر بازی بدون اشتباه و احیای حس امنیت در عقب زمین است؛ مسیری که اگر جدی گرفته شود، هنوز میتواند پرسپولیس را به رؤیای جام نزدیک کند.