زلزله مالی در استقلال؛ روایت یک پیشکسوت از دلالی، قراردادهای نجومی و زخمهای قدیمی
از دوشنبه شب و همزمان با پخش برنامه فوتبال برتر، موجی از ابهام، خشم و پرسش در فضای فوتبال ایران به راه افتاد؛ جایی که برای نخستین بار ادعاهایی درباره ارقام رد و بدلشده در قرارداد گروهی از بازیکنان استقلال و نقش واسطهها به شکلی علنی مطرح شد. این ادعاها نه فقط هواداران استقلال، بلکه کلیت جامعه فوتبال را درگیر کرد، زیرا پای نام باشگاهی در میان بود که همواره خود را نماد افتخار، ریشهداری و پاکی در فوتبال ایران میدانست. در این میان، واکنش پیشکسوتان استقلال رنگ و بویی متفاوت داشت؛ واکنشهایی که از جنس هشدار، نگرانی و دلخوری عمیق بود.
استقلال و شوک افکار عمومی پس از یک برنامه تلویزیونی
طرح ارقام نجومی درباره درآمد یک دلال از قراردادهای استقلال، آن هم در شرایطی که وضعیت مالی بسیاری از باشگاههای ایرانی بحرانی است، به سرعت به تیتر نخست رسانهها تبدیل شد. آنچه بیش از خود ارقام حساسیتبرانگیز شد، مقایسهای ناخواسته میان گذشته و حال استقلال بود؛ مقایسهای که برای بسیاری از پیشکسوتان این تیم تلخ و حتی تحقیرآمیز جلوه کرد. استقلالی که دههها با تکیه بر غیرت بازیکنانش افتخار آفریده بود، حالا در معرض اتهامهایی قرار گرفته که تصویر آن را مخدوش میکند.
صدای پیشکسوتان؛ روایت شاهرخ بیانی از یک درد قدیمی
شاهرخ بیانی، کاپیتان و مربی اسبق استقلال، از جمله چهرههایی بود که مواضعی تند و صریح گرفت. او با یادآوری دوران بازی خود و برادرش شاهین بیانی، به شکاف عمیق میان نسلهای مختلف استقلال اشاره کرد. از نگاه او، شنیدن ارقامی که امروز درباره قراردادها و درآمد واسطهها مطرح میشود، برای نسلی که با کمترین دریافتی برای استقلال و تیم ملی بازی کرد، بسیار تلخ است. بیانی این وضعیت را نه فقط یک مسئله مالی، بلکه ضربهای به حافظه تاریخی باشگاه میداند؛ حافظهای که با قهرمانیهای دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ شکل گرفت.
شکاف میان افتخار و معیشت؛ مسئلهای فراتر از یک قرارداد
یکی از محورهای اصلی انتقاد بیانی، تضاد میان افتخارات گذشته استقلال و شرایط فعلی برخی از همان بازیکنان قهرمان بود. او تاکید دارد که بسیاری از چهرههایی که نام استقلال را در ایران و آسیا مطرح کردند، امروز از نظر مالی در وضعیت مناسبی نیستند، در حالی که حالا صحبت از گردش مالی دهها میلیاردی پیرامون قراردادها به میان میآید. این شکاف، از نگاه او، نشانهای از یک بیعدالتی ساختاری در فوتبال ایران است؛ ساختاری که در آن ارزشهای فنی و اخلاقی جای خود را به روابط و واسطهگری دادهاند.
فساد مالی؛ ادعا یا واقعیت قابل اثبات؟
بیانی با وجود مواضع تند، بر یک نکته مهم تاکید میکند: لزوم بررسی دقیق و رسمی ادعاها. او معتقد است که اگر بحث فساد مالی در استقلال مطرح میشود، باید با سند و مدرک همراه باشد و مراجع ذیصلاح نظر نهایی را اعلام کنند. با این حال، از نگاه او، در صورت اثبات چنین تخلفاتی، برخورد باید قاطع، شفاف و بازدارنده باشد؛ برخوردی که هم پاسخ افکار عمومی را بدهد و هم اعتبار باشگاه استقلال را حفظ کند. او این موضوع را نه یک دعوای شخصی، بلکه مسئلهای حیثیتی برای پرافتخارترین تیم ایرانی حاضر در آسیا میداند.
نقش مدیران؛ تفکیک مسئولیت یا پاسکاری؟
در بخش دیگری از مواضع شاهرخ بیانی، بحث مدیریت استقلال و تفکیک مسئولیتها پررنگ میشود. او معتقد است که رئیس هیاتمدیره لزوماً در جزئیات تمام قراردادها دخالت مستقیم ندارد و نمیتوان همه تقصیرها را متوجه این جایگاه کرد. از نگاه او، مدیرعامل وقت باشگاه در زمان عقد قراردادهای بحثبرانگیز، نقش کلیدی داشته و باید درباره روندها و تصمیمات خود پاسخگو باشد. این نگاه، بحث قدیمی پاسخگویی در مدیریت باشگاههای ایرانی را دوباره زنده میکند؛ جایی که اغلب مسئولیتها میان افراد مختلف دست به دست میشود بیآنکه پاسخ روشنی به افکار عمومی داده شود.
کمیته فنی؛ حلقه گمشدهای که میتوانست دلالها را دور نگه دارد
یکی از پیشنهادهای قدیمی بیانی که به گفته خودش جدی گرفته نشد، تشکیل کمیته فنی مستقل در استقلال بوده است. او باور دارد که وجود چنین کمیتهای میتوانست روند انتخاب سرمربی و جذب بازیکنان، بهویژه خارجیها، را شفافتر و علمیتر کند و دست واسطهها را کوتاه نگه دارد. در فوتبال حرفهای دنیا، کمیتههای فنی نقش فیلتر تخصصی را ایفا میکنند، اما در استقلال این ایده اجرایی نشد و حالا، به زعم بیانی، نتیجه آن در قالب حاشیههای مالی و رسانهای خود را نشان میدهد.
حضور مشاوران خارجی و ابهام در نقش واقعی آنها
در ادامه این انتقادات، بیانی به حضور چهرههایی مانند کلارنس سیدورف در استقلال اشاره میکند؛ حضوری که به عنوان مشاور معرفی شد اما از نگاه برخی پیشکسوتان، فراتر از یک نقش مشورتی ساده بود. بیانی معتقد است که زمینهسازی برای جذب چند بازیکن خارجی و منافع مالی احتمالی پیرامون آن، پرسشهایی را ایجاد میکند که باید شفاف به آنها پاسخ داده شود. او میگوید همان زمان نیز هشدار داده شده بود که چنین قراردادهایی میتواند استقلال را وارد مسیر پرریسکی کند؛ مسیری که امروز نشانههای آن در رسانهها دیده میشود.
استقلال و رسانهها؛ چرا این باشگاه انگشتنما شد؟
یکی از تلخترین بخشهای این ماجرا، از نگاه پیشکسوتان، تبدیل شدن استقلال به سوژه منفی رسانههاست. باشگاهی که سالها با افتخار از آن یاد میشد، حالا به دلیل ابهامهای مالی و مدیریتی در مرکز توجه منفی قرار گرفته است. بیانی تاکید دارد افرادی که با تصمیمات یا عملکردشان چنین شرایطی را رقم زدهاند، باید پیش از هر چیز در برابر هواداران و پیشکسوتان پاسخگو باشند. از نگاه او، استقلال سرمایه اجتماعی بزرگی دارد که نباید قربانی سوءمدیریت یا منافع کوتاهمدت شود.
فوتبال ایران در آینه استقلال؛ مسئلهای فراتر از یک باشگاه
اگرچه محور اصلی این گزارش استقلال است، اما آنچه رخ داده تصویری بزرگتر از فوتبال ایران را بازتاب میدهد. نبود شفافیت مالی، نقش پررنگ دلالها، ضعف ساختارهای نظارتی و فاصله گرفتن از مدیریت حرفهای، مشکلاتی هستند که تنها به یک باشگاه محدود نمیشوند. استقلال در این میان به دلیل جایگاه تاریخی و اجتماعیاش بیشتر دیده میشود، اما ریشههای این بحران در کل فوتبال کشور گسترده است.
جمعبندی
ماجرای ادعاهای مالی مطرحشده درباره استقلال، صرفاً یک جنجال زودگذر رسانهای نیست، بلکه هشداری جدی درباره ساختار مدیریت و اقتصاد فوتبال ایران به شمار میرود. واکنش شاهرخ بیانی به عنوان یکی از نمادهای نسل طلایی استقلال، بازتاب دغدغه نسلی است که افتخار را با حداقل امکانات ساخت و امروز نگران آینده میراث خود است. شفافسازی، پاسخگویی و اصلاح ساختارها، تنها راه بازگرداندن اعتماد هواداران و حفظ اعتبار استقلال است؛ اعتباری که اگر خدشهدار شود، ترمیم آن بسیار دشوار خواهد بود.






