نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۱۴۱۸

مارکو باکیچ در پرسپولیس؛ خرید پرسر و صدا و واقعیتی که هنوز شکل نگرفته

مارکو باکیچ در پرسپولیس؛ خرید پرسر و صدا و واقعیتی که هنوز شکل نگرفته
عملکرد مارکو باکیچ در پرسپولیس با وجود تبلیغات اولیه هنوز نتوانسته مشکل قدیمی خط میانی سرخ‌ها را حل کند و انتظارات را برآورده سازد.
۲۱:۲۸ - ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

مارکو باکیچ با سر و صدای زیاد به پرسپولیس پیوست؛ خریدی که مدیران باشگاه و هواداران از آن به عنوان یک انتقال طلایی یاد می‌کردند. رزومه‌اش در فوتبال اروپا و تجربه حضور در سطح ملی مونته‌نگرو باعث شده بود بسیاری او را پاسخی به بحران مزمن پرسپولیس در میانه میدان بدانند. انتظار می‌رفت حضور او منبعی از تعادل، خلاقیت و هوشمندی تاکتیکی در مرکز زمین باشد، اما روند ماه‌های گذشته نشان داده که تطبیق این هافبک خارجی با فوتبال ایران چندان ساده نبوده است.

در حالی که پرسپولیس نیاز شدیدی به یک رهبر در خط میانی داشت، باکیچ تنها در چند دیدار نخست توانست نشانه‌هایی از توانایی‌هایش را بروز دهد. گل زیبایش مقابل تراکتور در لیگ، لحظه‌ای بود که نگاه‌ها را دوباره به سوی او چرخاند و امیدها را زنده کرد. اما همان‌قدر که آن گل شاخص بود، تداوم نداشتن عملکردش نیز چشمگیر شد.

عملکرد پرنوسان و فرصت‌های از دست رفته

در نیم‌فصل نخست لیگ، نمایش‌های مارکو باکیچ بیشتر در سطحی متوسط باقی ماند. اگرچه دقایقی از بازی‌هایش نشان‌دهنده تکنیک و بینش خوب او بود، اما نبود استمرار باعث شد تأثیرگذاری‌اش در ساختار تیم محسوس نباشد. نقطه عطف منفی در کارنامه نیم‌فصل او به دیدار جام حذفی برابر تراکتور بازمی‌گردد؛ جایی که پنالتی حساس و تعیین‌کننده‌اش را از دست داد و عملاً یکی از عوامل حذف پرسپولیس لقب گرفت.

چنین صحنه‌هایی در ذهن هواداران ماندگار می‌شود و فشار روانی بر بازیکن را افزایش می‌دهد. باکیچ نتوانست پس از آن شکست، با واکنش قوی به میدان بازگردد. مصدومیت طولانی‌مدتش نیز کار را برای او سخت‌تر کرد و باعث شد از ریتم مسابقات و هماهنگی تیمی فاصله بگیرد. بازگشت او بعد از چند هفته دوری هم نتوانست تغییری جدی رقم بزند، چرا که فاکتور اصلی یعنی آمادگی بدنی و اعتمادبه‌نفس، هنوز کامل نشده بود.

خط میانی پرسپولیس و بحران تداوم

یکی از مشکلات مزمن پرسپولیس در دو فصل اخیر، ناتوانی در حفظ مالکیت مؤثر و خلق موقعیت از عمق زمین است. باکیچ قرار بود این ضعف را بپوشاند و تعادلی میان دفاع و حمله ایجاد کند، اما عملکرد فعلی‌اش نه‌تنها کمکی به بازسازی سیستم تاکتیکی تیم نکرده، بلکه گاهی به آشفتگی میانه میدان نیز افزوده است.

در تحلیل‌های فنی دیده می‌شود که باکیچ اغلب در ارتباط‌گیری با سایر هافبک‌ها دچار تأخیر یا اشتباه در تصمیم‌گیری می‌شود. او در انتقال توپ از دفاع به حمله، سرعت لازم را ندارد و فقدان تحرک کافی باعث می‌شود تا جریان بازی پرسپولیس به کندی گرایش پیدا کند. این مسئله در تیمی که اساس بازی‌اش بر مالکیت و پاس‌های سریع است، یک نقطه ضعف جدی محسوب می‌شود.

فشار انتظارات و نقش مدیریت فنی تیم

وقتی بازیکنی با برچسب «ستاره خارجی» و هزینه‌ای سنگین جذب می‌شود، انتظارات به نسبت افزایش می‌یابد. باکیچ از همان روز نخست مورد توجه رسانه‌ها و هواداران بود و بسیاری منتظر نمایش متفاوتی از او بودند. همین فشار بیرونی می‌تواند به عاملی منفی در روند تطبیق بازیکن بدل شود. از سوی دیگر، نحوه استفاده فنی از این هافبک نیز در عملکردش بی‌تأثیر نبوده است.

یحيی گل‌محمدی در چند بازی، از باکیچ در نقش هافبک میانی دفاعی بهره گرفته، در حالی که ویژگی‌های ذاتی او بیشتر با نقش «پلی‌میکر» و بازی‌سازی از جلوی خط هافبک سازگار است. این جابجایی‌های تاکتیکی باعث شده او نتواند در پست ایده‌آلش ثبات پیدا کند. هماهنگی نداشتن با دیگر عناصر میانی مانند سروش رفیعی یا میلاد سرلک نیز مزیت‌های تکنیکی‌اش را تحت‌الشعاع قرار داده است.

مقایسه با خریدهای گذشته پرسپولیس

پرسپولیس در سال‌های اخیر خریدهای خارجی متنوعی داشته که برخی از آن‌ها حتی بدون فرصت کافی از جمع تیم جدا شده‌اند. باکیچ نسبت به بسیاری از آن‌ها تجربه و کیفیت بیشتری دارد، اما مسیر او نیز در صورت تداوم این روند، می‌تواند مشابه شود. هواداران پرسپولیس خاطره بازیکنانی چون بشار رسن را دارند که با خلق‌و‌خوی حرفه‌ای و سبک بازی هماهنگ با فلسفه تیم توانستند نقش کلیدی در موفقیت‌های سرخ‌پوشان داشته باشند. مقایسه ناخواسته میان باکیچ و چنین بازیکنانی، سطح توقعات را بالاتر برده و حاشیه امنیت او را کمتر کرده است.

ضرورت بازگشت به انگیزه و درخشش فردی

مارکو باکیچ برای اینکه از وضعیت کنونی خارج شود، باید فراتر از تاکتیک‌ها و تحلیل‌ها فکر کند. عامل اصلی موفقیت او در فوتبال اروپا، جسارت در مالکیت توپ و اعتماد به توانایی‌های فردی بود. احیای این وجه از بازی‌اش می‌تواند کلید بازگشت به روزهای خوب باشد. پرسپولیس هنوز به یک موتور خلاق در میانه میدان نیاز دارد و اگر باکیچ بتواند از زیر سایه انتقاد بیرون بیاید، فرصت دوباره‌ای برای تثبیت جایگاهش دارد.

از طرف دیگر، تیم نیز باید شرایطی فراهم کند تا باکیچ بتواند در محیطی با آرامش روانی بیشتر بازی کند. بازیکنان خارجی زمانی بهترین عملکرد خود را نشان می‌دهند که احساس ثبات و حمایت از سوی کادرفنی و هواداران داشته باشند.

جمع‌بندی: زمان تصمیم‌سازی برای باکیچ و پرسپولیس

حضور مارکو باکیچ در پرسپولیس تا اینجای کار، تجربه‌ای نیمه‌موفق و نیمه‌ناموفق است. او نه توانسته منتقدان را ساکت کند و نه هنوز آن‌قدر ضعیف بوده که کنار گذاشتنش توجیه‌پذیر باشد. باکیچ در میانه راهی قرار دارد که پایانش بسته به واکنش خود اوست؛ اگر در هفته‌های آینده بتواند به سطحی نزدیک به دوران اوجش در اروپا بازگردد، هنوز فرصت تبدیل شدن به یکی از ارکان تیم وجود دارد.

اما اگر روند فعلی ادامه یابد، احتمالاً پرونده‌اش نیز در کنار فهرست خریدهای ناکام پرسپولیس بسته خواهد شد. فوتبال ایران بارها نشان داده که صبر هوادار محدود است و تنها عملکرد در زمین می‌تواند اعتماد ازدست‌رفته را بازگرداند.

مارکو باکیچ باید در نیم‌فصل دوم نشان دهد که ارزش این همه سرمایه‌گذاری را دارد و می‌تواند همان «ناجی»‌ای باشد که پرسپولیس سال‌ها به دنبال او بوده است.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط