نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۱۴۵۶

وقتی موبایل‌ها خاموش نمی‌شوند؛ حاشیه‌سازی مدیریتی در شب آسیایی استقلال

وقتی موبایل‌ها خاموش نمی‌شوند؛ حاشیه‌سازی مدیریتی در شب آسیایی استقلال
حاشیه‌سازی مدیریتی و واکنش‌های رسانه‌ای در آستانه دیدار آسیایی استقلال، بار دیگر نقش مدیران، قراردادهای جنجالی و مدیریت بحران در فوتبال ایران را زیر سؤال برد.
۱۴:۳۴ - ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

فوتبال حرفه‌ای در جهان سال‌هاست به این جمع‌بندی رسیده که آرامش ذهنی بازیکن و کادر فنی، بخشی از تاکتیک و برنامه‌ریزی پیش از مسابقه است. به همین دلیل در بسیاری از تیم‌های بزرگ، ۲۴ یا ۴۸ ساعت مانده به هر بازی حساس، استفاده از تلفن همراه محدود یا ممنوع می‌شود تا تمرکز تیم از هر حاشیه‌ای دور بماند. قاعده‌ای ساده، اما حیاتی که متأسفانه در فوتبال ایران نه تنها برای بازیکنان و مربیان جدی گرفته نمی‌شود، بلکه در سطح مدیران ارشد نیز عملاً نادیده انگاشته شده است. نمونه روشن آن، اتفاقاتی است که در فاصله کمتر از یک شب تا دیدار حساس استقلال و الحسین در مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا رخ داد و بار دیگر نشان داد حاشیه، چگونه می‌تواند از اتاق‌های مدیریتی به رختکن تیم سرایت کند.

رسانه، وظیفه ذاتی و مرزهای مسئولیت

دوشنبه شب، تلویزیون به عنوان رسانه‌ای فراگیر به بررسی قراردادهای عجیب و بحث‌برانگیز در باشگاه استقلال پرداخت. موضوعی که نه تازه بود و نه اختصاص به یک برنامه خاص داشت. پیش از این نیز رسانه‌های مختلف، بارها درباره نوع قراردادها، ارقام پرداختی و شیوه هزینه‌کرد بودجه در باشگاه‌های بزرگ کشور پرسش و نقد مطرح کرده بودند. این همان کارکرد بدیهی رسانه است؛ نظارت، پرسشگری و بازتاب دغدغه افکار عمومی. در نقطه مقابل، نقش مدیر، مربی و بازیکن نیز روشن است و هر کدام باید در حوزه مسئولیت خود عمل کنند.

حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که یک رسانه رویکردی انتقادی یا حتی خصمانه نسبت به باشگاهی خاص دارد، پرسش اصلی اینجاست که چرا در حساس‌ترین مقطع زمانی، مدیر ارشد باشگاه ترجیح می‌دهد به جای مدیریت سکوت و کنترل فضا، وارد میدان پاسخ‌گویی احساسی شود و با چند جمله در فضای مجازی، آتش حاشیه را شعله‌ورتر کند.

توییت به جای مدیریت بحران

علی تاجرنیا با انتشار توییتی، برنامه‌های فوتبالی صداوسیما را به بی‌طرف نبودن متهم کرد و پخش چنین موضوعاتی در شب بازی آسیایی استقلال را اوج بی‌اخلاقی دانست. بیایید یک لحظه بپذیریم که این ادعا درست است و نیت رسانه، آسیب زدن به تیم بوده. در این صورت، نخستین انتظار از مدیر یک باشگاه بزرگ چیست؟ آیا پاسخ منطقی، ورود مستقیم به جدال رسانه‌ای در شب قبل از مسابقه است یا حفظ آرامش تیم و انتقال هرگونه پاسخ و توضیح به زمانی مناسب‌تر.

واقعیت این است که در فوتبال ایران، هنوز بسیاری از مدیران، رسانه را نه یک ناظر مستقل، بلکه چیزی شبیه روابط عمومی شخصی خود می‌دانند؛ نهادی که باید صرفاً به تعریف و تمجید بپردازد و حق ندارد پرسش ناخوشایند مطرح کند. هرگاه این انتظار برآورده نشود، تیغ اتهام به سمت رسانه می‌چرخد و مدیران، همه را مقصر می‌دانند جز خود.

اصل ماجرا؛ قراردادهایی فراتر از منطق

اما فراتر از زمان‌بندی نامناسب واکنش‌ها، اصل ماجرا چیز دیگری است. بحث بر سر قراردادهایی است که با بودجه بیت‌المال بسته شده و به اذعان بسیاری از کارشناسان، در هیچ نقطه‌ای از فوتبال حرفه‌ای جهان مشابهی ندارد. ارقام میلیون دلاری در شرایطی که اقتصاد کشور با مشکلات جدی دست و پنجه نرم می‌کند، خرج جذب بازیکنانی شده که یا عملاً برای تیم بازی نمی‌کنند یا حتی حضور مستمری در ایران ندارند. در کنار آن، پرداخت مبالغ میلیاردی به دلالانی که بعضاً مجوز رسمی هم ندارند، سوال‌های جدی درباره شفافیت، سلامت و کارآمدی مدیریت مالی باشگاه ایجاد کرده است.

وقتی رسانه‌ها شروع به افشای اسناد و طرح پرسش درباره این روند می‌کنند، انتظار افکار عمومی پاسخ‌گویی شفاف است، نه فرار به جلو و متهم کردن منتقدان. در چنین شرایطی، سکوت معنادار یا واکنش‌های عصبی، بیش از هر چیز این ذهنیت را تقویت می‌کند که انتقادها بی‌پایه نیست.

تهدید به شکایت یا پذیرش واقعیت

در فوتبال ایران، واکنش رایج مدیران به گزارش‌های انتقادی، تهدید به شکایت است. بارها شنیده‌ایم که گفته می‌شود رسانه‌ها دروغ نوشته‌اند و به زودی از آنها در مراجع قضایی شکایت خواهد شد. اما در این ماجرا، نکته قابل توجه آن است که حتی همین تهدید هم مطرح نشد. نبود وعده شکایت، برای بسیاری این پرسش را ایجاد کرد که آیا واقعاً امکان تکذیب مستند وجود ندارد.

این وضعیت یادآور همان ضرب‌المثل قدیمی است که وقتی تصویر نازیبای خود را در آینه می‌بینیم، به جای اصلاح، آینه را می‌شکنیم. رسانه در اینجا نقش آینه را دارد و شکستن آن، واقعیت را تغییر نمی‌دهد. اگر قراردادها منطبق با اصول حرفه‌ای بسته شده، بهترین راه، ارائه اسناد و توضیح شفاف به افکار عمومی است.

مدیریت، یعنی اولویت دادن به منافع تیم

ساده‌ترین و در عین حال حرفه‌ای‌ترین تصمیم مدیریتی در چنین شرایطی این بود که پاسخ‌گویی به انتقادات به زمانی بعد از بازی موکول شود. مدیر باشگاه می‌توانست با یک تصمیم حساب‌شده، فضای اطراف تیم را آرام نگه دارد و پس از پایان دیدار آسیایی، در نشستی رسمی، تمام ابهامات را پاسخ دهد و حتی ثابت کند که ادعاهای مطرح‌شده نادرست است. اما وقتی پاسخ در قالب توییت و جدل رسانه‌ای داده می‌شود، پیام ناخواسته‌ای به تیم منتقل می‌گردد؛ پیامی که نشان می‌دهد حاشیه، اولویت بالاتری از تمرکز فنی دارد.

حالا که واکنش صورت گرفته، انتظار بدیهی این است که پاسخ‌ها روشن و شفاف باشد. آیا چنین قراردادهایی بسته شده یا نه. اگر بسته نشده، چرا اسناد تکذیب منتشر نمی‌شود و اگر بسته شده، چرا اصل موضوع به جای حاشیه‌سازی، توضیح داده نمی‌شود.

شکاف مدیریتی و تأثیر آن بر نیمکت

مسئله زمانی پیچیده‌تر می‌شود که بدانیم این حاشیه‌ها همزمان با اختلافات مدیریتی و فنی درون باشگاه رخ داده است. مدیری که درست در آستانه یک بازی حساس آسیایی، وارد تقابل علنی با سرمربی تیم می‌شود، عملاً پیام بی‌ثباتی به کل مجموعه می‌فرستد. در چنین فضایی، حتی جزئیاتی مانند همسفر نشدن با تیم یا اختلاف بر سر مسائل اجرایی، بزرگ‌نمایی می‌شود و تمرکز تیم را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

فوتبال حرفه‌ای، عرصه مدیریت بحران است. مدیران بزرگ، درست در لحظات بحرانی شناخته می‌شوند؛ زمانی که سکوت به‌موقع، تصمیم درست و اولویت دادن به منافع تیم، ارزشمندتر از هر واکنش احساسی است.

جمع‌بندی

در نهایت، حتی اگر همه رسانه‌ها را دشمن و مغرض فرض کنیم، مسئولیت مدیر باشگاه تغییر نمی‌کند. مدیری که دستمزدهای کلان می‌گیرد، موظف است بحران را مدیریت کند، نه اینکه با چند جمله در فضای مجازی، آن را تشدید کند. استقلال پیش از هر چیز، نیازمند آرامش، تمرکز و پاسخ‌گویی شفاف است. تا زمانی که مدیران به جای مدیریت حرفه‌ای، وارد جدال‌های رسانه‌ای شب قبل از بازی‌های حساس شوند، نباید انتظار داشت که حاشیه از فوتبال ایران رخت بربندد. فوتبال، پیش از آنکه در زمین بازی شود، در اتاق‌های مدیریت شکل می‌گیرد و نتیجه آن، دیر یا زود در مستطیل سبز دیده خواهد شد.

 

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط