هشدار کاپیتان اسبق استقلال پس از شکست آسیایی؛ چرا نیمکت آبیها به نقطه تصمیم رسیده است؟
شکست استقلال در بازی رفت مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا ۲ برابر الحسین اردن، تنها یک ناکامی ساده در تقویم مسابقات نبود. این نتیجه، زنگ خطری جدی برای تیمی است که خود را مدعی میداند اما در زمین، نشانههای یک پروژه ناتمام را به نمایش میگذارد. در چنین فضایی، گفتوگوی بیپرده شاهین بیانی کاپیتان اسبق استقلال و قهرمان سابق آسیا، بار دیگر نگاهها را به سمت ریشههای عمیقتر بحران برد؛ بحرانی که از مدیریت هزینهها تا تصمیمات فنی روی نیمکت امتداد یافته است.
بیانی در اظهاراتش نه از سر احساس، بلکه با تکیه بر تجربه و نگاه فوتبالی، پرسشی اساسی را مطرح میکند؛ آیا استقلال با این کیفیت و ساختار، اساساً آمادگی حضور در رقابتهای آسیایی را دارد یا باید مسیر خود را بازتعریف کند؟
شکست آسیایی و پرسشی به نام اولویتها
شکست مقابل تیمی مانند الحسین اردن، از منظر کارشناسانه، بیش از آنکه نتیجهای غیرمنتظره باشد، بازتابی از فاصله میان ادعا و واقعیت استقلال است. بیانی با لحنی تند اما صریح معتقد است اگر قرار باشد استقلال در آسیا چنین نمایشی داشته باشد، شاید تمرکز بر رقابتهای داخلی منطقیتر باشد. او هزینههای سنگین سفرها و حضور آسیایی را در مقابل خروجی فنی تیم قرار میدهد و این مقایسه، استقلال را در موقعیت دشواری قرار میدهد؛ جایی که هوادار میپرسد میلیاردها تومان هزینه برای چه نتیجهای صرف میشود؟
این نگاه، بحث قدیمی اولویتبندی در فوتبال ایران را زنده میکند. تیمی که زیرساخت آکادمی قدرتمند ندارد و در جذب بازیکن خارجی نیز دچار خطاهای پرهزینه شده، چگونه میتواند همزمان مدعی لیگ و آسیا باشد؟
تمرکز تیم؛ فنی یا حاشیهای؟
پس از شکست، برخی هواداران بحث حواشی شب بازی و طرح مسائل قراردادی را عامل برهم خوردن تمرکز تیم دانستند. اما بیانی این تحلیل را نمیپذیرد و تأکید میکند مشکلات استقلال پیش از هر چیز فنی است. به باور او، حتی برنامههای تلویزیونی و مباحث رسانهای نیز نمیتوانند توجیهی برای ضعفهای آشکار در زمین باشند.
نکته قابل توجه در این بخش، اشاره بیانی به درک بالای هواداران استقلال از فوتبال است. او معتقد است تماشاگران بهخوبی میدانند گرههای فنی تیم کجاست و این آگاهی عمومی، فشار مضاعفی بر کادر فنی وارد میکند. در چنین شرایطی، پنهان شدن پشت حاشیهها، تنها پاک کردن صورت مسئله است.
هزینههای خارجی و بازدهی ناچیز
یکی از محورهای انتقادی جدی، عملکرد بازیکنان خارجی استقلال است. بیانی با نگاهی دقیق، تنها نام چند بازیکن را بهعنوان مهرههای مؤثر مطرح میکند و معتقد است سایر خریدها عملاً منابع مالی باشگاه را هدر دادهاند. این مسئله، بار دیگر ضعف ساختار جذب و نظارت فنی را برجسته میکند.
در فوتبال حرفهای، بازیکن خارجی باید تفاوت ایجاد کند، اما زمانی که خروجی فنی با هزینه همخوانی ندارد، اعتماد هوادار از بین میرود. استقلال در سالهای اخیر بارها این مسیر را رفته و هر بار با نارضایتی عمومی بازگشته است.
رسانه، حاشیه و جنگ روانی
بیانی در بخش دیگری از صحبتهایش، نقش برخی برنامههای تلویزیونی را در ایجاد حاشیه پررنگ میداند و از برخوردهای جهتدار انتقاد میکند. او معتقد است طرح برخی موضوعات در زمانهای حساس، بیش از آنکه اطلاعرسانی باشد، نوعی تسویه حساب رسانهای است.
این نگاه، هرچند ممکن است موافقان و مخالفانی داشته باشد، اما یک واقعیت را یادآوری میکند؛ استقلال تیمی است که همواره زیر ذرهبین قرار دارد و کوچکترین حاشیه میتواند به بحران تبدیل شود، بهویژه زمانی که نتایج در زمین قانعکننده نیست.
نیمکت استقلال؛ زمان تصمیم یا تعلل؟
شاید مهمترین بخش تحلیل بیانی، پیشنهاد صریح او درباره آینده نیمکت استقلال باشد. او معتقد است حتی پیش از مشخص شدن سرنوشت بازی برگشت، مدیران باید بهطور محرمانه گزینههای جایگزین ریکاردو ساپینتو را بررسی کنند. در فوتبال حرفهای جهان، چنین رویکردی نهتنها عجیب نیست، بلکه بخشی از مدیریت ریسک محسوب میشود.
استقلال در لیگ نیز نتوانسته در بازیهای بزرگ و شش امتیازی عملکردی قاطع داشته باشد و همین مسئله، شانس قهرمانی را کاهش میدهد. از نگاه بیانی، ادامه این روند پرفراز و نشیب، به زیان تیم تمام خواهد شد.
معمای سادهای به نام ترکیب دفاع
یکی از مصادیق انتقاد فنی، موضوع زوج دفاع میانی است. بیانی با اشاره به تجربه شخصی خود، باور دارد ترکیب عارف آقاسی و رستم آشورماتوف میتواند بهترین زوج دفاعی لیگ باشد. با این حال، این گزینه ساده تاکنون به شکل جدی امتحان نشده و همین مسئله، علامت سوال بزرگی در تصمیمات کادر فنی ایجاد کرده است.
وقتی باشگاه برای جذب بازیکن هزینه سنگینی میکند، انتظار میرود استفاده بهینه از منابع در اولویت باشد. بیتوجهی به چنین نکاتی، فشار را از زمین به سکو و سپس به اتاق مدیریت منتقل میکند.
رابطه ساپینتو با بدنه فنی باشگاه
در پایان، بیانی تصویری از سرمربی استقلال ترسیم میکند که تمایلی به شنیدن نظرات دیگران ندارد؛ نه دستیاران، نه کمیته فنی. اگر این برداشت درست باشد، استقلال با چالشی جدی روبهروست، زیرا در فوتبال مدرن، موفقیت نتیجه کار تیمی و تبادل نظر است، نه تصمیمات یکجانبه.
چنین فضایی، فاصله میان نیمکت و بدنه کارشناسی باشگاه را بیشتر میکند و در نهایت، تیم را در چرخهای از آزمون و خطا گرفتار میسازد.
جمعبندی
شکست استقلال برابر الحسین اردن، فراتر از یک نتیجه، آینهای از مشکلات ساختاری، فنی و مدیریتی باشگاه است. اظهارات صریح شاهین بیانی، اگرچه تلخ، اما حاوی نکاتی است که نمیتوان نادیده گرفت. استقلال در مقطعی حساس قرار دارد؛ یا با تصمیمات شجاعانه و اصلاح مسیر، از این بحران عبور میکند، یا با ادامه وضعیت فعلی، هزینههای بیشتری خواهد پرداخت. بازی برگشت شاید سرنوشت آسیایی آبیها را مشخص کند، اما آینده نیمکت و ساختار فنی استقلال، نیازمند تصمیمی فراتر از یک مسابقه است.






