حاشیهای پرهزینه در استقلال؛ داستان عارف آقاسی و ساپینتو
فصل جاری برای استقلال تنها در زمین مسابقه پرچالش نبوده و آنچه بیرون از مستطیل سبز رخ داده، گاه حتی اثرگذارتر از نتایج فنی بوده است. یکی از عجیبترین و در عین حال پرهزینهترین داستانهای این فصل، ماجرای عارف آقاسی و نحوه مواجهه کادر فنی با این مدافع ملیپوش است؛ بازیکنی که با امیدهای بزرگ به استقلال آمد اما حالا به نمادی از یک فرصت سوخته تبدیل شده است. این پرونده نه فقط یک اختلاف ساده میان بازیکن و سرمربی، بلکه بازتابی از مدیریت چالشبرانگیز سرمایههای انسانی در باشگاه استقلال است.
انتقالی پرامید و انتظاراتی که برآورده نشد
عارف آقاسی تابستان امسال در شرایطی پیراهن استقلال را بر تن کرد که نامش در فهرست بازیکنان ملیپوش دیده میشد و بسیاری از کارشناسان معتقد بودند حضور در استقلال میتواند سکوی پرتابی برای تثبیت جایگاه او در تیم ملی و حتی رسیدن به جام جهانی باشد. فضای رسانهای پیرامون این انتقال نیز نشان میداد که استقلال با جذب آقاسی به دنبال ترمیم عمق خط دفاعی و ایجاد رقابت سالم در قلب دفاع است. اما روندی که در ادامه شکل گرفت، فاصلهای معنادار با این پیشبینیها داشت.
آقاسی نه تنها نتوانست به مهرهای ثابت در ترکیب استقلال تبدیل شود، بلکه رفتهرفته جایگاه خود را نیز از دست داد و حالا در اغلب مقاطع فصل، به عنوان یک ذخیره تمامعیار شناخته میشود. این وضعیت برای بازیکنی با سابقه ملی، نه از نظر فنی قابل توجیه به نظر میرسد و نه از منظر مدیریتی برای باشگاهی در ابعاد استقلال قابل دفاع است.
اختلاف با ساپینتو؛ از سوءتفاهم تا بحران
در مرکز این ماجرا، نام ریکاردو ساپینتو قرار دارد؛ سرمربی پرتغالی که سبک کاریاش همواره با تصمیمات قاطع و گاه جنجالی همراه بوده است. منابع نزدیک به باشگاه از وجود چالشهایی میان ساپینتو و آقاسی خبر میدهند؛ چالشهایی که هرگز به شکل شفاف برای افکار عمومی توضیح داده نشد اما اثر مستقیم آن، نیمکتنشینی طولانیمدت این مدافع بود.
برخی معتقدند این اختلاف از یک سوءتفاهم فنی آغاز شد و به دلیل نبود گفتوگوی مؤثر، به بحرانی تمامعیار تبدیل شد. در چنین شرایطی، استقلال نه تنها از توان فنی یک مدافع آماده محروم شد، بلکه ناخواسته سرمایهای را که برای جذب او هزینه کرده بود، بلااستفاده گذاشت. این دقیقاً همان نقطهای است که پیشکسوتان استقلال آن را یک ضرر آشکار برای باشگاه توصیف میکنند.
نگاه پیشکسوتان استقلال به پرونده آقاسی
در میان واکنشها، اظهارات شاهین بیانی کاپیتان اسبق استقلال بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفت. بیانی با صراحت اعلام کرده است که عارف آقاسی میتواند در کنار رستم آشورماتوف، زوجی ایدهآل در عمق خط دفاعی استقلال تشکیل دهد؛ زوجی که به باور او هم در رقابتهای داخلی و هم در میادین بینالمللی، ثبات و قدرت دفاعی آبیها را تضمین میکند.
بیانی این موضوع را صرفاً در رسانهها مطرح نکرده و در گفتوگویی مستقیم با بیژن طاهری سرپرست استقلال، نگرانی خود را انتقال داده است. او با اشاره به سالها رفاقت و همبازی بودن با طاهری، از سرپرست استقلال خواسته است که برای حل مشکل آقاسی، نقش میانجی را ایفا کند و موضوع را با ساپینتو در میان بگذارد. از نگاه بیانی، این مسئله آنقدر ساده است که میتواند با یک تصمیم مدیریتی درست، به نفع همه طرفها تمام شود.
نقش مدیریت در حل یا تعمیق بحران
بیژن طاهری به عنوان سرپرست استقلال، در این پرونده نقشی کلیدی دارد. پیشکسوتان معتقدند که طاهری دلسوز باشگاه است و نیت مثبتی برای حل مشکلات دارد، اما در نهایت این ساپینتو است که باید تصمیم نهایی را بگیرد. آنچه نگرانیها را افزایش داده، طولانی شدن این اختلاف و بینتیجه ماندن تلاشها برای حل آن است؛ موضوعی که بیانی نیز به آن اشاره کرده و از بغرنج شدن ماجرا برای استقلال سخن گفته است.
در فوتبال حرفهای، اختلاف نظر میان مربی و بازیکن امری رایج است، اما هنر مدیریت در این است که اجازه ندهد چنین اختلافهایی به زیان تیم تمام شود. استقلال در فصلی که با فشار رقابتهای متعدد روبهروست، بیش از هر زمان دیگری به آرامش و انسجام نیاز دارد و پرونده آقاسی دقیقاً در نقطه مقابل این نیاز قرار گرفته است.
زوج دفاعی آقاسی و آشورماتوف؛ فرصت از دسترفته
از منظر فنی، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ترکیب عارف آقاسی و رستم آشورماتوف میتوانست یکی از نقاط قوت استقلال باشد. آشورماتوف با قدرت فیزیکی و بازی هواییاش شناخته میشود و آقاسی نیز توانایی پوشش فضا و بازیسازی از عقب را دارد. کنار هم قرار گرفتن این دو، میتوانست تعادلی مطلوب در خط دفاعی ایجاد کند؛ تعادلی که استقلال در برخی بازیها به وضوح از نبود آن رنج برده است.
نادیده گرفتن این ظرفیت فنی، استقلال را مجبور کرده تا با گزینههای محدودتری در قلب دفاع به میدان برود و این مسئله در بلندمدت، هم فشار بیشتری به سایر مدافعان وارد کرده و هم دست ساپینتو را در چرخش ترکیب بسته است. به همین دلیل است که پیشکسوتان، این ماجرا را نه یک اختلاف شخصی، بلکه یک اشتباه استراتژیک برای تیم میدانند.
پیامدهای روانی برای بازیکن و تیم
نیمکتنشینی طولانیمدت یک بازیکن ملیپوش، پیامدهایی فراتر از مسائل فنی دارد. برای خود آقاسی، این وضعیت میتواند به افت انگیزه و حتی دور شدن از فضای تیم ملی منجر شود؛ همان هدفی که در ابتدای فصل، انگیزه اصلی او برای حضور در استقلال عنوان میشد. از سوی دیگر، تیم نیز با مشاهده چنین برخوردهایی، ناخواسته دچار تنشهای پنهان میشود؛ تنشهایی که ممکن است در بزنگاههای حساس فصل خود را نشان دهد.
استقلال باشگاهی است که همواره زیر ذرهبین رسانهها و هواداران قرار دارد و هر تصمیم فنی یا مدیریتی، بازتابی چندبرابری پیدا میکند. ادامهدار شدن ماجرای آقاسی، میتواند به الگویی منفی تبدیل شود و این پیام را منتقل کند که حتی بازیکنان ملیپوش نیز در صورت بروز اختلاف، به سادگی از چرخه تیم خارج میشوند.
جمعبندی
پرونده عارف آقاسی و ریکاردو ساپینتو، فراتر از یک اختلاف ساده، آینهای از چالشهای مدیریتی و فنی استقلال در فصل جاری است. بازیکنی که با امیدهای بزرگ آمد، حالا به ذخیرهای بلااستفاده تبدیل شده و تیمی که میتوانست از توان او بهره ببرد، عملاً خود را از یک گزینه مؤثر محروم کرده است. اظهارات شاهین بیانی و تلاش او برای میانجیگری، نشان میدهد که پیشکسوتان استقلال نگران منافع بلندمدت باشگاه هستند و این ماجرا را یک ضرر تمامعیار میدانند. اگر این اختلاف در کوتاهمدت حل نشود، استقلال نه تنها یک بازیکن، بلکه بخشی از سرمایه فنی و روانی خود را از دست خواهد داد؛ هزینهای که در رقابتهای فشرده داخلی و بینالمللی، به سادگی قابل جبران نخواهد بود.






