پشت پرده افت استقلال؛ وقتی تاکتیکها لو میروند و ذهنها خستهاند
استقلال در مقطعی از فصل قرار گرفته که همزمانی رقابت در چند تورنمنت، فشار روانی و فنی بیسابقهای را به این تیم تحمیل کرده است. نتایج نهچندان مطلوب آبیپوشان در هفتههای اخیر لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا، باعث شده نگاهها بار دیگر به درون اردوگاه استقلال و تصمیمات کادر فنی معطوف شود. در همین راستا، سیامک رحیمبور مربی باسابقه و از چهرههای آشنا برای هواداران استقلال، با نگاهی تحلیلی به دلایل افت این تیم پرداخته و نکاتی را مطرح کرده که فراتر از یک نقد مقطعی است و به ساختار مدیریتی و فنی استقلال بازمیگردد.
استقلال و غیبت حلقه مفقوده روانشناسی ورزشی
رحیمبور در تحلیل خود، پیش از ورود به مسائل فنی، به موضوعی اشاره میکند که کمتر در فوتبال ایران به شکل مستمر مورد توجه قرار گرفته است؛ حضور روانشناس ورزشی در کنار تیم. به اعتقاد او، تیمهای حرفهای فوتبال در سطح باشگاهی و ملی، همواره در کنار کادر فنی از متخصصان روانشناسی ورزشی بهره میبرند تا بازیکنان در شرایط پرفشار ذهنی دچار افت نشوند. او تأکید میکند که هرچند در مقاطعی از تاریخ فوتبال ایران، برخی تیمها از این ظرفیت استفاده کردهاند، اما این اقدام بیشتر واکنشی و مقطعی بوده و نه یک سیاست پایدار.
از نگاه این مربی، معمولاً تیمهایی که در آستانه سقوط قرار میگیرند یا در بحران شدید روحی هستند، در هفتههای پایانی به سراغ روانشناس ورزشی میروند؛ در حالی که چنین حضوری باید از ابتدای فصل و بهصورت دائمی در کنار تیم باشد. استقلال بهعنوان تیمی که همزمان در سه تورنمنت حضور دارد، بیش از هر زمان دیگری به ثبات روانی نیاز دارد؛ ثباتی که بدون برنامهریزی تخصصی به دست نمیآید.
فشار چند تورنمنت و فرسودگی ذهنی بازیکنان
استقلال در این فصل با چالش همزمانی لیگ برتر، رقابتهای آسیایی و سایر جامها مواجه بوده است. رحیمبور معتقد است که این فشار مضاعف، تنها با تمرین بدنی و تاکتیکی قابل مدیریت نیست. بازیکنانی که هر سه یا چهار روز یکبار به میدان میروند، در صورتی که از نظر ذهنی و روانی آماده نباشند، حتی بهترین برنامههای فنی را نیز نمیتوانند در زمین اجرا کنند.
او بر این باور است که افت تمرکز در دقایق حساس، ناتوانی در بازگشت به بازی پس از دریافت گل و افزایش اشتباهات فردی، نشانههایی از خستگی روانی است. استقلال در هفتههای اخیر بارها نشان داده که پس از گل خوردن، دچار افت روحی میشود و همین موضوع کار را برای بازگشت به مسابقه دشوار کرده است.
بررسی فنی دیدار استقلال و الحسین
رحیمبور در ادامه صحبتهای خود، به تحلیل مشخص دیدار استقلال مقابل الحسین میپردازد. از نگاه او، استقلال در این مسابقه دقیقاً همان سبک و تاکتیکی را پیاده کرد که پیشتر مقابل شمسآذر به کار گرفته بود. این شباهت تاکتیکی، اگرچه در ابتدا باعث کنترل جریان بازی شد، اما به مرور زمان و بهویژه در نیمه دوم، به ضرر استقلال تمام شد.
او معتقد است که این تاکتیک تا زمانی جواب میدهد که حریف نتواند به گل برسد یا استقلال زودتر از حریف پیش بیفتد. اما پس از گلزنی تیم الحسین، استقلال دیگر نتوانست واکنش مناسبی نشان دهد و برخلاف دیدار با شمسآذر، این بار خبری از گل تساوی یا برتری در دقایق پایانی نبود.
تکرار تاکتیکها و لو رفتن دست کادر فنی
یکی از مهمترین انتقادهای رحیمبور به کادر فنی استقلال، استفاده از روشهای مشابه در فاصله کوتاه بین مسابقات است. او تأکید میکند که در فوتبال حرفهای امروز، حریفان با آنالیز دقیق، کوچکترین جزئیات تاکتیکی را شناسایی میکنند. زمانی که یک تیم بدون تغییر محسوس در سیستم و شیوه بازی، پشت سر هم از یک الگو استفاده میکند، عملاً دست خود را برای رقبا رو میکند.
به اعتقاد این مربی، استقلال با تکرار یک سبک خاص در دیدارهای متوالی، پیشبینیپذیر شده است. این موضوع نهتنها کار را برای حریفان آسانتر میکند، بلکه باعث میشود بازیکنان استقلال نیز در شرایط دشوار، راهحل جایگزینی برای تغییر روند بازی نداشته باشند.
مقایسه شانس و برنامه در نتایج اخیر استقلال
رحیمبور در بخشی از صحبتهایش، به نقش شانس در نتایج اخیر استقلال اشاره میکند. او معتقد است که پیروزی استقلال مقابل شمسآذر، بیش از آنکه حاصل برتری کامل فنی باشد، به خوششانسی در لحظات پایانی گره خورد. همین موضوع باعث شد که همان الگوی بازی، در دیدار بعدی نیز تکرار شود، بدون آنکه اصلاحات لازم در آن صورت گیرد.
اما فوتبال همیشه به یک شکل پیش نمیرود و اتکا به شانس، نمیتواند یک استراتژی بلندمدت باشد. دیدار مقابل الحسین نشان داد که وقتی شانس با تیم یار نباشد و حریف به گل برسد، استقلال ابزار کافی برای تغییر جریان مسابقه را در اختیار ندارد.
نیاز استقلال به بازنگری همزمان فنی و روانی
از مجموع صحبتهای رحیمبور میتوان به این نتیجه رسید که مشکل استقلال تنها به یک عامل محدود نمیشود. این تیم همزمان با چالشهای فنی، از خلأ روانی نیز رنج میبرد. نبود روانشناس ورزشی، تکرار تاکتیکها، خستگی ذهنی بازیکنان و فشار مسابقات فشرده، همگی زنجیرهای از مشکلات را شکل دادهاند که نتیجه آن در زمین مسابقه دیده میشود.
او تأکید میکند که استقلال برای عبور از این مقطع حساس، نیازمند یک بازنگری جدی است؛ بازنگریای که فقط به تغییر سیستم بازی یا جابهجایی بازیکنان محدود نشود، بلکه به سلامت روانی و ذهنی تیم نیز توجه ویژه داشته باشد.
جمعبندی
تحلیلهای سیامک رحیمبور از وضعیت استقلال، تصویری روشن از چالشهای پنهان و آشکار این تیم ارائه میدهد. استقلال در کنار مسائل فنی و تاکتیکی، با بحران روانی ناشی از فشار چند تورنمنت و تکرار الگوهای قابل پیشبینی مواجه است. راهحل عبور از این وضعیت، نه تصمیمات مقطعی، بلکه ایجاد ساختاری پایدار شامل تنوع تاکتیکی و حضور دائمی روانشناس ورزشی در کنار تیم است. تنها در چنین شرایطی میتوان انتظار داشت که استقلال از نظر ذهنی و فنی به ثبات برسد و در مسابقات پیشرو، پاسخگوی انتظارات هواداران و جایگاه تاریخی خود باشد.






