چرا استقلال زمین میخورد؟ افشاگری ورمزیار از پشتپرده تصمیمات مدیریتی
استقلال در یکی از پرچالشترین فصلهای خود، بیش از آنکه در زمین مسابقه با رقبا درگیر باشد، با مشکلات ساختاری و مدیریتی دستوپنجه نرم میکند؛ مسائلی که حالا از زبان صادق ورمزیار، پیشکسوت و کارشناس فوتبال، با صراحت و لحنی انتقادی مطرح شده است. ورمزیار در تحلیل وضعیت فعلی آبیپوشان، خط بطلانی بر سادهسازی همیشگی مشکلات کشید و تاکید کرد ریشه ناکامیهای استقلال را نباید صرفا در عملکرد فنی یا کادر مربیگری جستوجو کرد، بلکه باید نگاهها را به اتاقهای مدیریتی باشگاه دوخت؛ جایی که به باور او تصمیمهایی بدون پاسخگویی گرفته شده و هزینههای سنگینی را به تیم تحمیل کرده است.
مدیریت استقلال و مسئولیت تصمیمهایی که پاسخگو ندارد
ورمزیار معتقد است مدیرانی که تیم فعلی استقلال را بستهاند، امروز باید در برابر هواداران بایستند و درباره عملکرد خود توضیح دهند. از نگاه او، مسئله اصلی این نیست که استقلال نتیجه نمیگیرد، بلکه این است که هیچکس مسئولیت جذب بازیکنانی را که کارایی لازم را ندارند، بر عهده نمیگیرد. او با طرح این پرسش که چرا برخی بازیکنان خارجی به ترکیب استقلال اضافه شدند، تاکید میکند هواداران حق دارند بدانند این انتخابها بر چه اساسی انجام شده و چه سودی برای تیم داشته است.
جذب بازیکنان خارجی و سوالهای بیپاسخ
یکی از محورهای اصلی انتقاد ورمزیار، نحوه جذب بازیکنان خارجی است؛ بازیکنانی که به گفته او نهتنها بار فنی تیم را افزایش ندادهاند، بلکه به فهرست مشکلات اضافه کردهاند. اشاره او به نفراتی مانند جنپو و نازون، تنها نام بردن از چند بازیکن نیست، بلکه نمادی از سیاستی است که بدون ارزیابی دقیق فنی و آیندهنگری انجام شده است. ورمزیار همچنین جذب یک دروازهبان خارجی که بیشتر اوقات نیمکتنشین است را بهشدت زیر سوال میبرد و میگوید چنین تصمیمهایی نیازمند توضیح شفاف از سوی مدیران باشگاه است.
استقلال و چرخه تکراری مدیرانی که بازمیگردند
در بخش دیگری از اظهارات، ورمزیار به نکتهای اشاره میکند که سالهاست گریبان فوتبال ایران و بهویژه استقلال را گرفته است؛ بازگشت مداوم مدیرانی که کارنامه موفقی از خود بهجا نگذاشتهاند. او با انتقاد از تلاش برخی چهرهها برای بازگشت دوباره به پست مدیرعاملی، تاکید میکند که گاهی دور ماندن از فضای مدیریتی، بهترین تصمیم ممکن است؛ تصمیمی که میتواند به بازسازی اعتماد از دسترفته هواداران کمک کند.
امید به جوانان؛ اما آیا زمانش رسیده است؟
ورمزیار در کنار انتقادها، نگاهی واقعبینانه به ظرفیتهای جوان استقلال نیز دارد. او اذعان میکند برخی بازیکنان جوان این تیم میتوانند در آینده جزو بهترینهای فوتبال ایران باشند، اما پرسش اساسی این است که آیا در شرایط فعلی و زیر فشار نتایج، توانایی نجات استقلال را دارند یا خیر. از دید او، استقلال برای عبور از بحران، بیش از هر چیز به بازیکنان بزرگ و باتجربه نیاز دارد؛ نفراتی که بتوانند در لحظات حساس، بار تیم را به دوش بکشند.
مقایسه استقلال با تراکتور؛ فاصلهای که نگرانکننده است
برای روشنتر شدن بحث، ورمزیار استقلال را با تیمی مانند تراکتور مقایسه میکند؛ تیمی که به گفته او در تمام خطوط از بهترین بازیکنان داخلی و خارجی بهره میبرد. این مقایسه نه برای تحقیر استقلال، بلکه برای نشان دادن فاصلهای است که بهواسطه مدیریت و برنامهریزی ایجاد شده است. ورمزیار تاکید میکند وقتی رقیبی در همه پستها بازیکن طراز اول دارد، نمیتوان تنها با تکیه بر جوانان یا ترکیب ناقص، انتظار قهرمانی داشت.
مصدومیتها و تشدید افت فنی استقلال
از نگاه این پیشکسوت، مصدومیت مهران احمدی و منیر الحدادی نقطه عطفی در افت استقلال بود. او معتقد است پس از این مصدومیتها، ضعفهای ساختاری تیم بیش از پیش نمایان شد. ورمزیار در این بخش بار دیگر به هزینههایی اشاره میکند که برای جذب بازیکنان خارجی صرف شده و تاکید دارد این هزینهها باید روزی بهطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود چه میزان از آنها بازدهی واقعی برای باشگاه داشتهاند.
تغییر سرمربی؛ راهحل یا پاک کردن صورت مسئله؟
در شرایطی که بخشی از فضای هواداری خواهان تغییر کادر فنی است، ورمزیار موضعی متفاوت دارد. او بهصراحت میگوید تغییر سرمربی، راهحل مشکلات استقلال نیست و حتی میتواند بحران را عمیقتر کند. از نگاه او، مربی فعلی باید مورد حمایت قرار گیرد، چرا که مشکل اصلی جای دیگری است. ورمزیار تاکید میکند ثبات روی نیمکت، پیششرط هرگونه اصلاح ساختاری در تیم است.
نیمکت استقلال و نیاز فوری به تقویت
یکی از نکات مهم در تحلیل ورمزیار، وضعیت نیمکت استقلال است. او معتقد است کادر فنی این تیم از تمریندهنده گرفته تا آنالیزور و دستیاران، نیاز جدی به تقویت دارد. به گفته او، ساپینتو عملا تنها مانده و بدون پشتیبانی تخصصی، نمیتوان انتظار معجزه داشت. این انتقاد، بار دیگر انگشت اتهام را به سمت مدیریت میگیرد؛ مدیریتی که به باور ورمزیار، در تکمیل ساختار فنی تیم کوتاهی کرده است.
نتایج استقلال و واقعیت ادعای قهرمانی
ورمزیار در ارزیابی نتایج استقلال، بدون تعارف سخن میگوید. او تاکید میکند تیمی که مقابل ذوبآهن و پیکان امتیاز از دست میدهد، نمیتواند مدعی جدی قهرمانی باشد. از نگاه او، مسیر قهرمانی از پیروزی در دیدارهای بهظاهر ساده میگذرد و هر لغزش در این بازیها، نشانهای از نبود آمادگی لازم برای فتح جام است.
نقش مدیریت رختکن و جایگاه تصمیمگیرنده اصلی
این مربی اسبق استقلال در ادامه به گلایههای ساپینتو درباره مدیریت رختکن اشاره میکند و میگوید ممکن است در برخی موارد حق با سرمربی باشد. ورمزیار با طرح این پرسش که تصمیمگیرنده اصلی در بدنه باشگاه چه کسی است، فضای مبهم مدیریتی استقلال را زیر ذرهبین میبرد. او گمان میکند نقش اصلی را تاجرنیا بر عهده دارد و بعید میداند میان او و ساپینتو اختلاف جدی وجود داشته باشد؛ موضوعی که نشان میدهد مشکل بیشتر از جنس ساختار است تا اختلافات فردی.
اکنون زمان تغییرات نیست؛ هشدار پایانی ورمزیار
در پایان تحلیل خود، ورمزیار بر این نکته تاکید میکند که اکنون زمان تغییرات شتابزده نیست. او معتقد است هرگونه تصمیم عجولانه، میتواند شرایط استقلال را بدتر کند. از نگاه او، راه برونرفت از بحران، شفافیت مدیریتی، پاسخگویی درباره تصمیمهای گذشته و تقویت اصولی ساختار فنی تیم است؛ مسیری که اگرچه زمانبر است، اما تنها راه بازگشت استقلال به جایگاه واقعی خود بهشمار میرود.
جمعبندی
اظهارات صادق ورمزیار تصویری روشن از بحرانی چندلایه در استقلال ارائه میدهد؛ بحرانی که ریشه آن بیش از هر چیز در مدیریت و تصمیمهای بدون پاسخگویی نهفته است. او با دفاع از کادر فنی و تاکید بر لزوم حمایت از سرمربی، بار مسئولیت را متوجه مدیرانی میکند که با جذب بازیکنان کماثر و ایجاد ساختاری ناقص، استقلال را از مسیر قهرمانی دور کردهاند. پیام اصلی ورمزیار روشن است: استقلال برای خروج از بحران، بیش از تغییر چهرهها، به اصلاح تفکر مدیریتی نیاز دارد.






