لیگ برتر ایران در مسیر تازه جذب خارجیها؛ از رؤیای ستارهها تا واقعیت اقتصاد فوتبال
روند جذب بازیکنان خارجی در لیگ برتر فوتبال ایران طی سالهای اخیر وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که دیگر صرفاً به چند خرید مقطعی یا تبلیغاتی محدود نمیشود و نشانههای یک سیاست هدفمندتر در آن دیده میشود. باشگاههای بزرگ بهویژه پرسپولیس، استقلال، تراکتور و سپاهان، بیش از سایر تیمها به بازار خارجی روی آوردهاند و همزمان بخش مهمی از هواداران نیز از این رویکرد استقبال میکنند. این همزمانی خواست مدیریتی و مطالبه هواداری باعث شده جذب بازیکن خارجی به یکی از کلیدواژههای اصلی فوتبال ایران تبدیل شود.
در نقلوانتقالات زمستانی اخیر، حضور چند بازیکن خارجی باکیفیت که با وجود محدودیتها و چالشهای شناختهشده فوتبال ایران، پیشنهاد باشگاههای ایرانی را پذیرفتند، توجه رسانههای بینالمللی را نیز جلب کرد. سایت تخصصی اوراسیا فوتبال این اتفاق را نشانهای از جذابیت مالی و رقابتی رو به رشد لیگ ایران دانست؛ جذابیتی که در برخی موارد حتی پیشنهادهای اروپایی را به حاشیه رانده است.
تصمیمی که معادلات را به چالش کشید
نماد برجسته این روند، انتقال ایگور سرگیف مهاجم ملیپوش ازبکستان به پرسپولیس بود. سرگیف در شرایطی پیشنهاد باشگاه روسی کریلیا سووتوف را رد کرد که در آستانه جام جهانی قرار دارد و از منظر حرفهای، ماندن در یک لیگ اروپایی میتوانست مسیر کمریسکتری برای او باشد. انتخاب پرسپولیس از سوی مهاجمی ۳۲ ساله که همچنان در سطح ملی فعال است، این پرسش را پررنگ کرد که آیا لیگ برتر ایران میتواند در برخی موارد بر انتقال به اروپا برتری داشته باشد.
این تصمیم البته استثنا نیست. در سالهای گذشته نیز بازیکنان خارجی متعددی با پذیرش ریسک حضور در لیگی کمتر شناختهشده، مسیر ایران را انتخاب کردهاند. آنچه تغییر کرده، نوع این انتخابهاست. اگر در گذشته نامهایی با سابقه درخشان اروپایی و شهرت جهانی وارد فوتبال ایران میشدند، امروز تمرکز بر بازیکنانی است که از نظر فنی قابل اتکا، از نظر رفتاری کمحاشیه و از نظر مالی مقرونبهصرفهتر هستند.
عبور از دوران ستارههای پرزرقوبرق
فوتبال ایران تجربه جذب ستارههایی مانند استیون انزونزی، مانوئل فرناندز، سرژ اوریه و وسام بنیدر را در کارنامه دارد. این انتقالها بیش از آنکه بر پایه یک برنامه بلندمدت باشند، اثر تبلیغاتی کوتاهمدتی داشتند و در نهایت نیز به الگویی پایدار تبدیل نشدند. با کاهش امکان جذب چنین نامهایی، باشگاهها بهتدریج سیاست خود را اصلاح کردند و به سراغ بازارهای کمتر پرهزینه اما قابل پیشبینی رفتند.
در کنار سرگیف، بازیکنانی از کشورهای پاراگوئه، برزیل، کره جنوبی و گابن نیز در پنجره زمستانی وارد لیگ ایران شدند؛ بازیکنانی که شاید شهرت جهانی نداشته باشند، اما برای تقویت فنی تیمها گزینههایی منطقی محسوب میشوند. این تغییر مسیر نشان میدهد فوتبال ایران بهجای خرید نام، بهدنبال خرید کارایی است.
جغرافیای تازه بازار خارجیها
در حال حاضر ۴۱ بازیکن خارجی در لیگ برتر ایران ثبت شدهاند. سهم قابل توجهی از این بازیکنان از آسیای مرکزی و منطقه بالکان میآیند. هشت بازیکن از آسیای مرکزی که پنج نفرشان ازبک هستند و همچنین هشت بازیکن از کشورهای یوگسلاوی سابق بهعلاوه دو بازیکن آلبانیایی، تصویر روشنی از این تمرکز جغرافیایی ارائه میدهد. بالکان و آسیای مرکزی به منابع اصلی جذب بازیکن برای باشگاههای ایرانی تبدیل شدهاند؛ مناطقی که از یکسو بازیکنان مستعد دارند و از سوی دیگر، فاصله مالی زیادی با پیشنهادهای ایرانی احساس نمیکنند.
باشگاههای ایرانی برای این بازیکنان نیز حاضر به پرداخت ارقام قابل توجهی هستند. پیشنهاد بیش از یک میلیون دلار برای قرارداد ۱۸ ماهه سرگیف از سوی پرسپولیس، رقمی بود که باشگاه روسی حاضر به پرداخت آن نشد. نمونه مشابه در انتقال رستم آشورماتوف مدافع ازبک به استقلال دیده شد؛ بازیکنی که با دستمزدی چند برابر قرارداد قبلیاش در روسیه راهی تهران شد.
اقتصاد نامتوازن لیگ برتر
ساختار دستمزدی لیگ ایران یکی از متناقضترین بخشهای آن است. در تیمهای کوچک، بازیکنان داخلی گاه با حقوقهای ماهانه بسیار پایین فعالیت میکنند، در حالی که ستارههای تیمهای بزرگ و ملیپوشان به درآمدهای سالانه بیش از یک میلیون دلار میرسند. برای بازیکنان خارجی، کف پیشنهادها معمولاً از ماهی ۱۰ هزار دلار آغاز میشود و در موارد خاص به مراتب بالاتر میرود.
این وضعیت ریشه در مدل مالی باشگاهها دارد. بخش بزرگی از تیمها به نهادهای دولتی یا شرکتهای وابسته به صنایع نفت و صنعت متکی هستند. این وابستگی، امکان پرداخت دستمزدهای بالا را فراهم میکند اما در عین حال، پایداری اقتصادی را با تردید مواجه میسازد. تراکتور تبریز یکی از معدود استثناهاست؛ باشگاهی خصوصی با سیاست جذب مستقل که ترکیب فعلی آن شامل چندین بازیکن کروات، صرب و آلبانیایی است و هدایتش بر عهده دراگان اسکوچیچ قرار دارد.
محدودیتها و واقعیتهای سخت
سهمیه بازیکنان خارجی در ایران سختگیرانه تعریف شده است. هر باشگاه مجاز به استفاده از شش بازیکن غیرآسیایی بهعلاوه یک آسیایی است، اما بسیاری از تیمها حتی این ظرفیت را هم پر نمیکنند. دلیل اصلی، هزینه بالاست و تردید نسبت به برتری واقعی بازیکن خارجی نسبت به گزینههای داخلی.
در کنار مسائل مالی، زیرساختها همچنان پاشنه آشیل لیگ برتر محسوب میشوند. کمبود ورزشگاههای استاندارد، کیفیت نامناسب برخی زمینها و بازسازی طولانی ورزشگاه اصلی تهران، تصویر حرفهای لیگ را مخدوش کرده است. انتقال گاهبهگاه دربی پایتخت به شهرهای دیگر، نمادی از این چالش زیرساختی است. برای بازیکنان خارجی، موضوع امنیت و کیفیت زندگی نیز اهمیت دارد و در تصمیمگیری نهایی آنها نقش بازی میکند.
مقایسهای که به سود ایران نیست
برخی تلاش کردهاند لیگ ایران را با لیگ برتر روسیه مقایسه کنند، اما کارشناسانی مانند کووا تیلاوپور این مقایسه را نادرست میدانند. از نظر زیرساخت، کیفیت فنی و توان مالی، فاصله میان دو لیگ قابل توجه است. تصور هزینهکرد ۱۰ تا ۲۰ میلیون یورویی برای یک انتقال یا پرداخت دستمزدهای چند میلیون یورویی سالانه در فوتبال ایران، بیش از حد خوشبینانه به نظر میرسد. به همین دلیل، ایران برای جذب یک ستاره بزرگ ناچار است رقمی فراتر از ارزش واقعی او بپردازد.
دادههای ترانسفرمارکت نیز این واقعیت را تأیید میکند. گرانترین خرید تاریخ فوتبال ایران انتقال ۲.۲ میلیون یورویی آندرانیک تیموریان به استقلال در سال ۲۰۱۳ بوده است؛ رقمی که در مقیاس فوتبال اروپا چندان چشمگیر محسوب نمیشود.
مسیر معکوس بازیکنان ایرانی
در حالی که لیگ ایران در جذب خارجیها فعالتر شده، اکثر بازیکنان ایرانی همچنان رویای لژیونر شدن را در سر دارند. روسیه یکی از مقاصد مورد توجه است؛ جایی که باشگاهها بهدنبال تکرار نمونهای نادر مانند سردار آزمون هستند. برخی باشگاههای روسی حتی از فروش مجدد بازیکنان ایرانی سود قابل توجهی بردهاند. در مقابل، تقریباً هیچ فوتبالیست روسی تاکنون در لیگ ایران بازی نکرده است؛ نکتهای که خود پاسخی روشن به مقایسه دو لیگ محسوب میشود.
جمعبندی
افزایش جذب بازیکنان خارجی در لیگ برتر ایران، بیش از آنکه نشانه قدرت فنی یا اقتصادی مطلق باشد، بازتاب یک توازن پیچیده میان پول، ریسک و فرصت است. باشگاههای بزرگ با تکیه بر منابع مالی خاص، توانستهاند برای برخی بازیکنان خارجی جذابیتی ایجاد کنند که حتی پیشنهادهای اروپایی را تحتالشعاع قرار دهد. با این حال، محدودیتهای زیرساختی، نامتوازنی دستمزدها و فاصله با لیگهای معتبر، اجازه جهش بزرگ را نمیدهد. لیگ ایران در حال یافتن جایگاه واقعی خود در بازار منطقهای است؛ جایی میان رؤیای ستارههای بزرگ و واقعیت بازیکنان کارآمد.






