انتقاد تند بقائی از سکوت آژانس پس از حمله به تأسیسات هستهای ایران
مناقشه هستهای ایران در سالهای اخیر بیش از آنکه یک اختلاف فنی یا حقوقی باشد، به عرصهای برای تقابل روایتها و منافع سیاسی تبدیل شده است. اظهارات اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در برنامه به وقت گفتوگو، بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که تهران همچنان چارچوب حقوق بینالملل و معاهده منع اشاعه سلاحهای هستهای را مبنای رفتار خود میداند، اما از تفسیرهای گزینشی و فشارهای سیاسی برخی قدرتهای هستهای گلایه دارد. در این چارچوب، سخنان او نه صرفاً دفاع از یک برنامه فنی، بلکه بازخوانی جایگاه ایران در نظم حقوقی جهانی و نقد استانداردهای دوگانه حاکم بر رژیم عدم اشاعه است.
معاهده NPT و فلسفه حقوقی آن
معاهده منع اشاعه سلاحهای هستهای از ابتدا با هدف جلوگیری از گسترش این سلاحها و ایجاد تعادلی میان تعهدات و حقوق اعضا تدوین شد. بقائی با اشاره به این مبنا تأکید کرد که ماده چهارم معاهده، حق همه دولتهای عضو برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را به رسمیت شناخته و این حق، بخشی جداییناپذیر از توافق اولیه میان کشورهای دارنده و فاقد سلاح هستهای است. از نگاه تهران، نادیده گرفتن این ماده و تمرکز یکجانبه بر محدودسازی فعالیتهای صلحآمیز، به معنای تهی کردن NPT از روح اصلی آن است. این رویکرد، نهتنها اعتماد متقابل را تضعیف میکند، بلکه پرسشهایی جدی درباره پایبندی قدرتهای هستهای به تعهدات خود ایجاد میکند.
سابقه عضویت ایران و پایبندی به تعهدات
ایران از سال 1970 به عنوان یکی از اعضای NPT شناخته میشود و طی دهههای گذشته، همواره بر التزام به تعهدات خود تأکید کرده است. بقائی یادآور شد که جمهوری اسلامی ایران در این سالها، همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را ادامه داده و همزمان خواستار بهرهمندی کامل از حقوق مصرح در معاهده بوده است. از منظر تهران، مشکل اصلی از جایی آغاز میشود که برخی کشورهای دارنده سلاح هستهای، با تفاسیر سیاسی و یکسویه، فعالیتهای صلحآمیز سایر کشورها را با سوءظن همراه میکنند. این وضعیت، به باور مقامهای ایرانی، تعادل حقوق و تعهدات را بر هم زده و NPT را به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل کرده است.
ابتکار منطقه عاری از سلاح هستهای در غرب آسیا
یکی از محورهای مهم سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه، یادآوری ابتکار ایران در سال 1974 برای ایجاد منطقه عاری از سلاحهای هستهای در غرب آسیا بود. این پیشنهاد که در زمانی مطرح شد که بسیاری از معادلات امنیتی منطقه شکل دیگری داشت، نشاندهنده رویکرد اعلامی ایران در مخالفت با اشاعه سلاحهای کشتار جمعی است. بقائی با استناد به این سابقه، تأکید کرد که برنامه هستهای ایران از ابتدا بر شفافیت و همکاری با نهادهای بینالمللی استوار بوده و آژانس طبق توافقنامه پادمان، بهطور مستمر بر آن نظارت داشته است. با این حال، در فضای سیاسی امروز، این پیشینه کمتر مورد توجه قرار میگیرد و جای خود را به ادعاهایی داده که به گفته تهران، بیشتر کارکرد تبلیغاتی و فشار سیاسی دارند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی و چالش بیطرفی
نقش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پرونده هستهای ایران همواره محل بحث بوده است. بقائی با انتقاد از رویکرد آژانس پس از حمله به تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران، این اقدام را بیسابقه در تاریخ رژیم عدم اشاعه توصیف کرد. از نگاه تهران، انتظار میرفت آژانس به عنوان نهاد فنی و بیطرف، این حمله را محکوم کند و از اصول بنیادین خود دفاع نماید. عدم انجام این کار، به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه، تأثیر مستقیمی بر روابط ایران و آژانس گذاشته و اعتماد متقابل را خدشهدار کرده است. این انتقاد، بازتابدهنده نگرانی عمیقتری است که آیا آژانس میتواند در برابر فشارهای سیاسی قدرتهای بزرگ، استقلال حرفهای خود را حفظ کند یا خیر.
همکاری فنی و محدودیتهای پس از حمله
در بخش دیگری از سخنان، بقائی به وضعیت همکاری فنی ایران با آژانس پرداخت و توضیح داد که بازرسیها از تأسیسات آسیبندیده طبق روال ادامه دارد. او در عین حال تصریح کرد که درباره تأسیسات آسیبدیده، به دلیل نبود شیوهنامه مشخص و ملاحظات ایمنی و امنیتی، امکان اجرای روال عادی وجود ندارد. این موضع، تلاشی برای تفکیک میان تعهدات فنی و شرایط میدانی خاص پس از حمله تلقی میشود. از منظر ایران، انتظار برای اجرای کامل تعهدات در شرایطی که زیرساختها هدف حمله قرار گرفتهاند، نادیده گرفتن واقعیتهای فنی و مسئولیتهای ایمنی است.
ایرانهراسی و کارکرد سیاسی ادعاها
بقائی ادعاهای مطرحشده درباره ماهیت برنامه هستهای ایران را عمدتاً بهانهای برای ایرانهراسی و اعمال فشار سیاسی دانست. این تحلیل بر این فرض استوار است که موضوع هستهای، فراتر از ابعاد فنی، به ابزاری برای مهار سیاسی و منطقهای ایران تبدیل شده است. در این چارچوب، هرگونه پیشرفت یا حتی فعالیت عادی هستهای ایران، با واکنشهای تند و بعضاً غیرمتناسب مواجه میشود، در حالی که زرادخانههای هستهای اعلامنشده برخی بازیگران منطقهای، کمتر مورد پرسش قرار میگیرد. این عدم توازن، به باور مقامهای ایرانی، مشروعیت اخلاقی و حقوقی رژیم عدم اشاعه را زیر سؤال میبرد.
حق ذاتی استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای
سخنگوی وزارت امور خارجه در جمعبندی سخنان خود، بار دیگر بر این نکته تأکید کرد که حق ایران برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، حقی ذاتی و غیرقابل تفکیک است. از نگاه تهران، این حق نه امتیازی قابل تعلیق، بلکه بخشی از حقوق حاکمیتی کشورها در چارچوب حقوق بینالملل است. بقائی تصریح کرد که هیچگونه فشار یا موضعگیری سیاسی نمیتواند این حق را مخدوش کند و ایران همچنان بر مسیر حقوقی و قانونی خود پافشاری خواهد کرد. این موضع، پیام روشنی به جامعه بینالمللی دارد که تهران، حتی در شرایط فشار، قصد عدول از اصول اعلامی خود را ندارد.
جمعبندی تحلیلی
مجموعه اظهارات اسماعیل بقائی را میتوان تلاشی برای بازتعریف روایت ایران در پرونده هستهای دانست؛ روایتی که بر حقوق قانونی، سابقه همکاری و نقد استانداردهای دوگانه استوار است. در این روایت، NPT نه ابزاری برای محدودسازی یکجانبه، بلکه قراردادی متوازن میان حقوق و تعهدات تلقی میشود. تأکید بر ابتکارهای منطقهای، انتقاد از سکوت آژانس در برابر حمله به تأسیسات هستهای و تصریح بر ادامه همکاری فنی در چارچوبهای ایمن، همگی در راستای تقویت این پیام است که ایران خود را بازیگری مسئول میداند. در نهایت، چالش اصلی پیش روی رژیم عدم اشاعه، بازگشت به اصول اولیه و پرهیز از سیاسیسازی است؛ مسیری که بدون آن، نه اعتماد متقابل شکل میگیرد و نه امنیت جمعی تقویت خواهد شد.






