چرا پرسپولیس هر بار به صدر میرسد، جا میماند؟
از همان روزی که در پایان هفته هشتم لیگ، وحید هاشمیان از نیمکت پرسپولیس کنار گذاشته شد، فضای باشگاه و سکوها درگیر یک انتظار مشخص بود؛ انتظار رسیدن به صدر جدول. تصمیمی که در ظاهر با شعار تغییر برای قهرمانی توجیه شد، اما در بطن خود پرسشهای زیادی به همراه داشت. تیم هاشمیان در رتبه دوم جدول قرار داشت، فاصلهاش با صدر حداقلی بود و نتایج بهدستآمده، دستکم در آمار و ارقام، دلیلی روشن برای برکناری سرمربی نشان نمیداد. با این حال، فشار فضای عمومی و مطالبه فوری صدرنشینی، مسیر پرسپولیس را به سمت تغییر هدایت کرد؛ تغییری که قرار بود گره را باز کند، نه آنکه گرهی تازه بیفزاید.
برکناری هاشمیان و آغاز یک مطالبه پرریسک
کنار گذاشتن وحید هاشمیان را باید یکی از پرریسکترین تصمیمات مدیریتی پرسپولیس در فصل جاری دانست. تیمی که در رتبه دوم جدول بود و هنوز فاصلهای قابل جبران با صدر داشت، ناگهان وارد فاز تغییر شد. این تغییر نه بر پایه بحران فنی، بلکه بر اساس یک هدفگذاری حداکثری و فوری انجام شد. مدیران و بدنه هواداری انتظار داشتند سرمربی جدید، تیم را بدون نوسان به صدر جدول برساند و آن را حفظ کند. چنین انتظاری، سطح فشار را از همان روز اول بر سرمربی جدید بالا برد و عملاً حاشیه امنی برای دوره گذار باقی نگذاشت.
اوسمار ویرا و بازگشت به نقطه شروع
با ورود اوسمار ویرا، پرسپولیس دور رفت را با یک تساوی و پنج پیروزی به پایان رساند. کارنامهای که در نگاه اول مثبت به نظر میرسید و نشانههایی از ثبات و بهبود در ساختار تیمی داشت. اما حاصل این نتایج، چیزی جز بازگشت به همان جایگاهی نبود که پیش از برکناری هاشمیان وجود داشت؛ رتبه دوم جدول. قرمزها نیمفصل را با ۲۸ امتیاز و پشت سر سپاهان ۳۰ امتیازی به پایان رساندند. اگرچه روحیه تیم بالا بود و شعار صدرنشینی پررنگتر از قبل شنیده میشد، اما واقعیت جدول نشان میداد که تغییر سرمربی، دستکم در خروجی عددی، تفاوتی ایجاد نکرده است.
شروع دور برگشت و نخستین فرصت بزرگ
دور برگشت برای پرسپولیس با یک هدف مشخص آغاز شد؛ رسیدن به صدر جدول. نخستین فرصت خیلی زود فراهم شد. سپاهان مقابل ملوان متوقف شد و این یعنی پرسپولیس با پیروزی برابر فجر سپاسی در شیراز میتوانست همامتیاز با صدرنشین شود و به لطف تفاضل گل، صدر جدول را تصاحب کند. اما این فرصت طلایی با شکست ۲ بر ۱ از دست رفت. شکستی که نهتنها سه امتیاز حساس را سوزاند، بلکه نخستین نشانه از ناتوانی تیم ویرا در استفاده از لغزش رقبا را نمایان کرد.
برد بزرگ مقابل سپاهان و امیدی که زود خاموش شد
در هفته دوم دور برگشت، پرسپولیس موفق شد سپاهان را شکست دهد؛ بردی بزرگ و حیثیتی که سرانجام قرمزها را به صدر جدول رساند. فاصله سه امتیازی دو تیم از بین رفت و پرسپولیس نشان داد که در بازیهای بزرگ توان رقابت دارد. اما این صدرنشینی دوام چندانی نداشت. هفته سوم، در شرایطی که سپاهان بار دیگر امتیاز از دست داده بود و پرسپولیس میتوانست با پیروزی فاصلهای دو امتیازی ایجاد کند، شکست مقابل فولاد همهچیز را برهم زد. این باخت، نهفقط صدر جدول را از پرسپولیس گرفت، بلکه اعتماد به روند تیم را نیز دچار خدشه کرد.
امتیازات انضباطی و تغییر معادلات صدر
هفته چهارم با پیروزی مقابل چادرملو همراه شد؛ بردی که پرسپولیس را با ۳۴ امتیاز به صدر جدول رساند و این بار بهنظر میرسید صدرنشینی واقعی و پایدار شکل گرفته است. اما معادلات بیرون از زمین همهچیز را تغییر داد. دو امتیاز انضباطی که به تراکتور و استقلال اهدا شد، ناگهان پرسپولیس را از صدر پایین کشید و تراکتور با ۳۵ امتیاز در جایگاه اول ایستاد. قرمزها بار دیگر به نقش تعقیبکننده بازگشتند و این پرسش پررنگتر شد که چرا تیم ویرا نمیتواند فاصلهای امن ایجاد کند.
بازی با ملوان و تکرار یک سناریوی تلخ
در هفته پنجم دور برگشت، شرایط جدول بار دیگر به سود پرسپولیس چرخید. تراکتور شکست خورد و استقلال و سپاهان به امتیاز ۳۵ رسیدند. پرسپولیس این شانس را داشت که با پیروزی مقابل ملوان، ۳۷ امتیازی شود و با دو امتیاز فاصله، بالاتر از سه رقیب مستقیم بایستد. اهمیت این بازی از هر نظر روشن بود؛ هم برای فرار از فشار رقبا و هم برای اثبات توان تیم در استفاده از فرصتها. اما نتیجه باز هم همان بود که پیشتر دیده شده بود؛ شکست و از دست رفتن یک شانس طلایی دیگر.
هفته ششم و تکرار دقیق یک موقعیت
اکنون در آستانه هفته ششم دور برگشت، شرایطی کموبیش مشابه دوباره تکرار شده است. سه نماینده ایران در آسیا مسابقهای ندارند و در امتیاز ۳۵ متوقف خواهند ماند. این یعنی پرسپولیس با پیروزی مقابل گلگهر میتواند ۳۷ امتیازی شود و صدر جدول را تصاحب کند. موقعیتی که از نظر عددی و روانی، شباهت زیادی به بازی قبلی دارد. پرسش اصلی اینجاست که آیا اوسمار ویرا و شاگردانش این بار خواهند توانست از چرخه ناکامی خارج شوند یا سناریوی فرصتسوزی باز هم تکرار خواهد شد.
ریشهیابی ناکامیهای پیاپی در بزنگاهها
مرور کارنامه پرسپولیس در دور برگشت نشان میدهد مشکل اصلی، نه کمبود فرصت، بلکه ناتوانی در تبدیل فرصت به امتیاز است. تیم ویرا بارها در شرایطی قرار گرفته که لغزش رقبا، مسیر صدرنشینی را هموار کرده، اما در قدم آخر دچار لغزش شده است. این مسئله میتواند ریشه در فشار روانی، عدم تمرکز در بازیهای بهظاهر سادهتر، یا حتی محافظهکاری تاکتیکی در لحظات حساس داشته باشد. هرچه هست، تکرار این الگو، آن را از یک اتفاق مقطعی به یک مشکل ساختاری تبدیل کرده است.
نقش انتظارات و فشار محیطی
نباید از نقش انتظارات سنگین هواداران و فضای رسانهای غافل شد. پرسپولیس پس از برکناری هاشمیان، عملاً خود را در مسیری قرار داد که تنها خروجی قابل قبول آن صدرنشینی و قهرمانی است. در چنین فضایی، هر بازی به یک آزمون نهایی تبدیل میشود و هر لغزش، ابعاد بزرگتری پیدا میکند. این فشار میتواند بهطور مستقیم بر عملکرد بازیکنان و تصمیمات کادر فنی اثر بگذارد و مانع از بازی روان و کماشتباه در مسابقات کلیدی شود.
جمعبندی
پرسپولیس در فصل جاری بارها تا آستانه تحقق هدف اصلی خود پیش رفته، اما هر بار در لحظه تعیینکننده متوقف شده است. برکناری وحید هاشمیان با هدف رسیدن به صدر جدول انجام شد، اما تا این مقطع، اوسمار ویرا نیز نتوانسته این مطالبه را به شکلی پایدار محقق کند. اکنون، در آستانه دیدار با گلگهر، قرمزها بار دیگر همان فرصت همیشگی را پیش رو دارند؛ فرصتی برای شکستن چرخه ناکامی و اثبات اینکه این بار، صدرنشینی فقط یک شعار نیست. پاسخ این پرسش، نه در وعدهها، بلکه در نتیجهای نهفته است که در زمین رقم خواهد خورد.






