فروپاشی پرسپولیس مقابل گلگهر؛ شکست فقط یک نتیجه نبود
شکستهای بزرگ در فوتبال، هرگز محصول یک عامل ساده نیستند. هرچه نتیجه سنگینتر و غیرمنتظرهتر باشد، مجموعه دلایل آن نیز پیچیدهتر و عمیقتر میشود. باخت پرسپولیس مقابل گلگهر سیرجان از همین جنس بود؛ شکستی که نه میتوان آن را صرفاً به یک اشتباه فردی نسبت داد و نه تنها به درخشش میزبان. آنچه در سیرجان رخ داد، تقابل یک تیم منسجم و با برنامه با مجموعهای از بازیکنان بود که هرگز شمایل یک تیم واحد را به خود نگرفتند.
انسجام گلگهر؛ تیمی که مثل یک بدن حرکت میکرد
گلگهر در این مسابقه نمونه کامل یک تیم هماهنگ بود. تیمی که فاصله خطوطش حسابشده، جابهجاییهایش منظم و واکنشهایش به تغییر مالکیت توپ سریع و دقیق بود. بازیکنان میزبان هر زمان که توپ در اختیار پرسپولیس قرار میگرفت، با برتری عددی پشت توپ قرار میگرفتند و عملاً تمام مسیرهای نفوذ را میبستند. این فشردگی و انسجام باعث شد سرخپوشان در اکثر دقایق بازی، یا مجبور به پاسهای کماثر رو به عقب شوند یا توپهای بلند و بیهدف ارسال کنند.
نکته مهمتر، میزان اشتباه پایین گلگهر بود. تیم میزبان حتی در لحظاتی که دچار خطاهای محدود میشد، بهخوبی از ساختار دفاعی خود محافظت میکرد و اجازه نمیداد پرسپولیس از همان اشتباهات اندک نیز بهرهای ببرد. این دقیقاً همان جایی است که تفاوت یک تیم آماده با تیمی سردرگم نمایان میشود.
مهدی تارتار؛ فراتر از برچسب مربی دفاعی
مهدی تارتار سالهاست بهعنوان مربیای شناخته میشود که در حفظ نتیجه و سازماندهی دفاعی تبحر دارد. اما آنچه در این مسابقه دیده شد، صرفاً یک تیم دفاعی نبود. گلگهر در تمام ۹۰ دقیقه، تیمی متعادل و هماهنگ بود که میدانست چه زمانی باید عقب بنشیند و چه زمانی باید ضربه بزند. بلوک دفاعی این تیم نه منفعل، بلکه فعال بود؛ بلوکی که با حرکت توپ جابهجا میشد و فضا را از پرسپولیس میگرفت.
شناخت دقیق تارتار از پرسپولیس در تمام جزئیات بازی دیده میشد؛ از بستن فضاهای مرکزی گرفته تا آمادهسازی مدافعان بلند قامت برای مقابله با ارسالهای احتمالی از جناحین. این شناخت، یکی از کلیدیترین عوامل برتری گلگهر بود.
دوندگی، انرژی و استفاده از حداقل فرصتها
یکی دیگر از تفاوتهای آشکار دو تیم، میزان دوندگی و انرژی بود. گلگهر با تکیه بر بازیکنان جوانتر، ریتم بالایی در پرس و بازگشت به دفاع داشت. این دوندگی مداوم باعث شد پرسپولیس همواره یک گام عقبتر باشد؛ چه در جمعکردن توپهای دوم و چه در واکنش به تغییر فاز بازی.
در کنار این موضوع، گلگهر در استفاده از فرصتها بیرحم عمل کرد. میزبان از موقعیتهای حداقلی خود بیشترین بهره را برد، در حالی که پرسپولیس موقعیتهایی بهمراتب بهتر را بهسادگی از دست داد. این تضاد، تفاوت تیمی را نشان میدهد که آماده پیروزی است با تیمی که تمرکز لازم برای گلزدن را ندارد.
فاصله خطوط پرسپولیس؛ شکافی که ترمیم نشد
اگر بخواهیم مهمترین ضعف پرسپولیس در این بازی را در یک جمله خلاصه کنیم، باید به فاصله زیاد بین خطوط اشاره کنیم. فاصلهای که باعث شد تقریباً تمام توپهای سرگردان یا توپهای سوم به گلگهر برسد. خط هافبک پرسپولیس نه توانست ارتباط مناسبی با خط دفاع برقرار کند و نه پشتیبان مؤثری برای خط حمله باشد.
این گسستگی ساختاری، پرسپولیس را از شکل تیمی خارج کرد. در بسیاری از دقایق، سرخپوشان بیشتر شبیه گروهی از بازیکنان بودند که هرکدام مأموریت جداگانهای دارند، نه یک واحد منسجم با هدف مشترک.
بازی احساسی و بنبست تاکتیکی در دقایق پایانی
با نزدیکشدن به دقایق پایانی، پرسپولیس بهجای اصلاح ساختار و بازگشت به بازی منطقی، به فوتبال احساسی و سنتی پناه برد. ارسالهای پیاپی از جناحین، بدون برنامه و بدون حضور مؤثر مهاجمان در محوطه جریمه، تنها گزینه سرخپوشان بود. اما این روش نیز از پیش محکوم به شکست بود.
مدافعان بلندقامت گلگهر بهخوبی برای این سناریو آماده بودند و پورعلی نیز بهعنوان نیروی کمکی، فضای مقابل محوطه را پوشش میداد. حتی در معدود صحنههایی که توپ از سد این مدافعان عبور میکرد، در محوطه جریمه پرسپولیس بازیکنی حضور نداشت که کار را تمام کند. این تصویر، اوج سردرگمی یک تیم را نشان میداد.
گل دوم و تصویر عینی فروپاشی
صحنه گل دوم گلگهر را میتوان خلاصه تمام مشکلات پرسپولیس دانست. شکاف بزرگ بین خطوط، فضای آزاد برای نفوذ و ضربه نهایی و ناتوانی مدافعان در پوشش فضا، همگی در این صحنه بهوضوح دیده شد. این شکاف نه یک اتفاق لحظهای، بلکه نتیجه یک روند اشتباه در کل مسابقه بود.
در طول این بازی، پرسپولیس هرگز بهعنوان یک تیم واحد دیده نشد. نبود ارتباط بین خطوط، ضعف در انتقال توپ و ناهماهنگی در پرس، همگی باعث شدند سرخها کنترل بازی را بهطور کامل از دست بدهند.
فوتبال تیمی؛ وقتی همه بد هستند
یکی از واقعیتهای انکارناپذیر فوتبال این است که عملکرد فردی، تابع عملکرد تیمی است. وقتی تیم بد بازی میکند، تقریباً همه بازیکنان بد به نظر میرسند و بالعکس. پرسپولیس در این مسابقه قربانی همین اصل شد. نه خط دفاع قابل اتکا بود، نه هافبکها مؤثر و نه خط حمله خطرناک. این یعنی مشکل فراتر از نامها و مهرههاست.
جمعبندی؛ زنگ خطری جدی برای پرسپولیس
شکست پرسپولیس مقابل گلگهر تنها از دست رفتن سه امتیاز نبود؛ این باخت نشانهای از مشکلات عمیق ساختاری و تاکتیکی بود. گلگهر با انسجام، دوندگی و شناخت دقیق از حریف، شایسته پیروزی بود و نشان داد چگونه میتوان با برنامه، یک مدعی را از شکل تیمی خارج کرد. برای پرسپولیس، این مسابقه باید بهعنوان زنگ خطری جدی تلقی شود؛ هشداری که اگر جدی گرفته نشود، میتواند تبعات سنگینتری در ادامه فصل داشته باشد.






