سه شوت، سه گل؛ پرسپولیس از کجا ضربه خورد؟
پرسپولیس مقابل گلگهر باخت، اما نه بهدلیل برتری حریف در مالکیت، نه بهخاطر فشار بیامان، نه حتی بهواسطه اشتباهات فردی ساده. این شکست، محصول یک غفلت ساختاری بود؛ غفلتی که درست از قلب زمین آغاز شد و به پشت محوطه جریمه ختم شد. جایی که قرار بود امنترین نقطه تیم باشد، اما تبدیل شد به پاشنه آشیل. فوتبال شاید پر از قرار و نقشه باشد، اما در عمل، تیمی برنده است که اصول ساده را فراموش نکند؛ اصولی مثل بستن پشت ۱۸ قدم.
پشت ۱۸ قدم؛ مرز نادیده گرفتهشده امنیت
در فوتبال مدرن، پشت محوطه جریمه خط قرمز است. تیمها شاید در کنارهها ریسک کنند، شاید در یکسوم هجومی آزادی عمل بدهند، اما مرکز زمین و پشت ۱۸ قدم جایی نیست که بتوان آن را رها کرد. پرسپولیس مقابل گلگهر دقیقاً همین کار را کرد. نه یکبار، نه اتفاقی، بلکه سهبار پیاپی. هر بار توپ به همان منطقه رسید، فضا باز بود، زاویه شوت مهیا و تصمیمگیری برای مهاجم حریف ساده.
سه شوت، سه گل؛ آماری که بیش از آنکه از کیفیت گلگهر بگوید، از خلأ پرسپولیس پرده برمیدارد. تیمی که قرار بود با میلاد سرلک، مارکو باکیچ، محمد خدابندهلو و سروش رفیعی این منطقه را به تناوب پوشش دهد، عملاً هیچکدام را در جای درست ندید. هافبکهای دفاعی یا جلوتر از حد لازم ایستاده بودند یا در لحظه شوت، واکنش دیرهنگام داشتند. نتیجه روشن بود؛ امنیت از همانجا فرو ریخت.
هافبک دفاعی؛ نقشی که فراموش شد
نقش هافبک دفاعی فقط توپگیری نیست. این بازیکن باید زمان را مدیریت کند، زاویه شوت را ببندد، ریتم حمله حریف را بشکند و مهمتر از همه، فضا را کوچک نگه دارد. پرسپولیس مقابل گلگهر، هافبکهایش را بیشتر شبیه بازیکنان آزاد هجومی دید تا محافظان خط دفاع. انگار اولویت، اضافه شدن به حمله بود، نه حفظ تعادل.
این بیتعادلی، تصادفی نیست. وقتی هافبک دفاعی جلوتر از خط وظیفهاش بازی میکند، فاصله بین خط دفاع و خط میانی افزایش مییابد. همین فاصله، همان کریدوری است که گلگهر بدون دردسر از آن عبور کرد. شوتها نه تحت فشار بودند، نه عجولانه؛ ضربههایی تمرینی در سطح مسابقه رسمی. پرسپولیس، عملاً شوتزنی را برای حریف آسان کرده بود.
گلگهر؛ تیمی که شلوغ نکرد، اما دقیق زد
نکته قابل توجه در این بازی، سبک گلگهر بود. این تیم نه مالکیت را در اختیار گرفت، نه با پاسهای متوالی پرسپولیس را عقب نشاند، نه بازی را به هرجومرج کشاند. گلگهر ساده بازی کرد؛ صبور، مستقیم و دقیق. منتظر ماند تا پرسپولیس خودش فضا بسازد و همانجا ضربه زد.
اینکه یک تیم با سه شوت از پشت محوطه به سه گل برسد، نشاندهنده برنامهریزی نیست، بلکه نشانه شناسایی ضعف حریف است. گلگهر فهمیده بود که پشت ۱۸ قدم پرسپولیس منطقهای بیصاحب است. وقتی تیمی بدون فشار خاص، به این نتیجه میرسد، یعنی مشکل عمیقتر از یک بازی یا یک تصمیم مقطعی است.
آمار نگرانکننده؛ چهار شکست در شش بازی
این باخت، چهارمین شکست پرسپولیس در شش بازی اخیر بود. آماری که دیگر نمیتوان آن را به بدشانسی، داوری یا اتفاق نسبت داد. چهار شکست در چنین بازهای، نشانه از دست رفتن ثبات است. تیمی که سالها بهعنوان الگوی تعادل و کنترل شناخته میشد، حالا در مهمترین منطقه زمین آسیبپذیر شده است.
پرسپولیس همیشه با خط میانیاش شناخته میشد؛ جایی که بازی را میکشت، ریتم را پایین میآورد و اجازه نمیداد حریف نفس بکشد. حالا همان خط میانی، تبدیل به نقطهای شده که حریف از آن جان میگیرد. این تغییر هویت، زنگ خطری جدی برای تیمی است که مدعی قهرمانی است.
دوران اوسمار؛ هشدارهای تکرارشونده
در دوره سرمربیگری اوسمار، این چهارمین شکست، بیش از هر چیز یک هشدار تاکتیکی بود. پرسپولیسِ اوسمار، وقتی تعادل خط میانیاش را از دست میدهد، قبل از آنکه دفاع کند، بازی را میبازد. مشکل از خط دفاع شروع نمیشود؛ از جایی شروع میشود که باید سپر اول باشد.
اصرار بر جلو رفتن هافبکهای مرکزی، بدون پوشش مناسب، ریسکی است که بارها تاوانش داده شده. اگر این روند اصلاح نشود، حتی با بهترین مدافعان هم نمیتوان امنیت ایجاد کرد. فوتبال امروز، بازی فاصلههاست و پرسپولیس در این فاصلهها شکست خورد.
سادهترین اصل فوتبال؛ رها نکن، نمیبازی
فوتبال در عین پیچیدگی، اصول سادهای دارد. یکی از سادهترین آنها همین است: پشت ۱۸ قدم را رها نکن. پرسپولیس دقیقاً همین اصل را نادیده گرفت. نه یکبار، نه از روی اجبار، بلکه بهواسطه انتخاب تاکتیکی. انتخابی که هافبکهای دفاعی را به بازیکنانی تبدیل کرد که انگار بیشتر به فکر گلزدن بودند تا گل نخوردن.
وقتی تیمی ستونش ترک برمیدارد، صدا ندارد، اما اثرش همهچیز را میریزد. خط میانی پرسپولیس همان ستون بود؛ ستونی که حالا بیصدا ترک خورده و هر شوت از پشت محوطه، ضربهای است به همان ترک.
جمعبندی؛ شکست، نه اتفاق، بلکه نشانه
شکست ۳ بر یک مقابل گلگهر، یک لغزش ساده نبود. این باخت، نشانه تیمی است که تعادلش را گم کرده و نقشها در آن جابهجا شدهاند. پرسپولیس اگر میخواهد به مسیر ثبات برگردد، باید از سادهترین نقطه شروع کند؛ بازگرداندن امنیت به پشت ۱۸ قدم. بدون این اصلاح، نه مالکیت معنا دارد، نه حمله، نه حتی انگیزه. فوتبال شاید با «قرار» جلو نرود، اما با اصول جلو میرود؛ اصولی که پرسپولیس، فعلاً آنها را فراموش کرده است.






