استقلال و بازی با اعداد؟ جزئیات تکاندهنده از قرارداد خارجیها
باشگاه استقلال در فصل جاری در شرایطی وارد رقابتهای فوتبال ایران شد که همزمان با فشارهای فنی و هواداری، با الزام رعایت سقف بودجه نیز روبهرو بود؛ الزامی که قرار بود شفافیت مالی و عدالت رقابتی را تضمین کند اما شواهد موجود نشان میدهد در عمل به مسیری متفاوت کشیده شده است. اطلاعات منتشرشده از قرارداد مربیان و بازیکنان خارجی استقلال حکایت از آن دارد که ارقام ثبتشده در سازمان لیگ فاصلهای معنادار با مبالغ واقعی توافقشده در پیشقراردادها دارد؛ فاصلهای که نهتنها پرسشهای جدی درباره سلامت مالی باشگاه ایجاد میکند، بلکه اعتبار نظام نظارتی فوتبال ایران را نیز زیر سؤال میبرد.
سقف بودجه و وسوسه دور زدن قانون
سقف بودجه در فوتبال ایران با هدف کنترل هزینهها و جلوگیری از ولخرجی بیضابطه باشگاهها تعریف شد. استقلال بهعنوان یکی از پرهوادارترین و پرهزینهترین باشگاههای کشور، از ابتدا میدانست که پایبندی کامل به این قانون میتواند دست مدیران را در جذب چهرههای خارجی ببندد. در چنین فضایی، ثبت ارقام کمتر از واقعیت در سازمان لیگ بهعنوان راهکاری برای حفظ ظاهر قانونی و عبور از فیلتر نظارتی انتخاب شد. این اقدام در کوتاهمدت امکان ثبت قراردادها و آغاز فصل را فراهم کرد، اما در بلندمدت میتواند پیامدهای انضباطی و حتی حقوقی سنگینی به همراه داشته باشد.
قرارداد سرمربی؛ فاصله سهبرابری ارقام
نمونه شاخص این اختلاف در قرارداد ریکاردو ساپینتو، سرمربی پرتغالی استقلال دیده میشود. بر اساس اطلاعات موجود، رقم ثبتشده قرارداد او در سازمان لیگ تنها ۲۰۰ هزار یورو است، در حالی که در پیشقرارداد ارسالی باشگاه مبلغ ۶۲۱ هزار یورو قید شده بود. این تفاوت بیش از سهبرابری نشان میدهد که عدد اعلامی به نهاد نظارتی هیچ تناسبی با توافق واقعی ندارد. چنین شکافی اگرچه ممکن است در حسابهای داخلی باشگاه توجیه شود، اما از منظر قوانین رقابتی فوتبال حرفهای یک تخلف آشکار تلقی میشود.
کادرفنی خارجی؛ کاهش سیستماتیک ارقام
موضوع فقط به سرمربی محدود نمانده و بررسی قرارداد سایر اعضای کادرفنی استقلال نیز الگوی مشابهی را نشان میدهد. قرارداد جئور جیوس اسکیاتیتیس در سازمان لیگ ۵۰ هزار یورو ثبت شده، در حالی که پیشقرارداد ارسالی رقمی معادل ۸۴ هزار دلار را نشان میدهد. در مورد لئاندرو دسوزا مندز نیز رقم ثبتشده ۵۰ هزار یورو است، اما در پیشقرارداد مبلغ ۷۲ هزار یورو درج شده بود. ساموئل آندره دسوزا پدروسو هم با همین عدد ۵۰ هزار یورو در سازمان لیگ به ثبت رسیده، در حالی که توافق اولیه ۹۶ هزار یورو را نشان میدهد. این کاهش هماهنگ و تکرارشونده بیانگر تصمیمی مدیریتی و از پیشطراحیشده برای پایین نگه داشتن مجموع هزینههای رسمی باشگاه است.
بازیکنان خارجی؛ اختلافی فراتر از انتظار
اگر اختلاف در قرارداد مربیان قابل توجه است، در مورد بازیکنان خارجی این شکاف به سطحی حیرتانگیز میرسد. موسی جنپو، بازیکن اهل مالی استقلال، در سازمان لیگ با قرارداد ۱۰۰ هزار یورویی ثبت شده است، اما در پیشقرارداد ارسالی باشگاه برای سال اول مبلغ یک میلیون و ۳۰۰ هزار یورو قید شده بود. چنین فاصلهای نهتنها پرسشبرانگیز، بلکه از نظر منطقی نیز دشوار برای توجیه است و نشان میدهد ثبت صوری قراردادها به یک رویه عادی تبدیل شده است.
پرونده یاسر آسانی؛ اوج اختلاف عددی
پرونده یاسر آسانی، بازیکن آلبانیایی استقلال، شاید بارزترین نمونه این سیاست باشد. قرارداد او با استقلال دو ساله تنظیم شده و ارزش آن برای سال اول ۸۲۵ هزار دلار و برای سال دوم با افزایشی دوبرابری یک میلیون و ۶۵۰ هزار دلار تعیین شده است. مجموع این قرارداد به ۲ میلیون و ۴۷۵ هزار دلار میرسد و علاوه بر آن، بندهای تشویقی نیز در نظر گرفته شده است. با این حال، رقمی که باشگاه استقلال در سازمان لیگ برای این بازیکن ثبت کرده تنها ۲۰۰ هزار دلار است. این اختلاف فاحش، عملاً فلسفه وجودی سقف بودجه را بیاثر میکند و رقابت سالم میان باشگاهها را مخدوش میسازد.
پیامدهای حقوقی و انضباطی احتمالی
ثبت قراردادهای غیرواقعی میتواند برای باشگاه استقلال تبعات جدی به همراه داشته باشد. در صورت ورود نهادهای نظارتی و اثبات تخلف، احتمال جریمه مالی، کسر امتیاز یا حتی محرومیتهای سنگینتر وجود دارد. علاوه بر این، اختلاف میان قرارداد واقعی و ثبتشده ممکن است در آینده به اختلافات حقوقی با مربیان و بازیکنان خارجی منجر شود؛ اختلافاتی که در فیفا و دادگاههای بینالمللی فوتبال میتواند هزینههای چندبرابری را به باشگاه تحمیل کند.
چالش اعتماد هواداران و افکار عمومی
هواداران استقلال که سالهاست نسبت به مدیریت مالی باشگاه حساس شدهاند، حالا با انتشار این اطلاعات با موجی از ابهام و بیاعتمادی روبهرو هستند. شفافیت مالی یکی از مطالبات اصلی هواداران در فوتبال حرفهای است و هرگونه شائبه عددسازی یا پنهانکاری میتواند شکاف میان مدیریت و بدنه اجتماعی باشگاه را عمیقتر کند. در شرایطی که استقلال برای حفظ ثبات فنی و روانی به حمایت هواداران نیاز دارد، این حاشیهها میتواند تمرکز تیم را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
سؤال بزرگ از سازمان لیگ
افشای این اختلافات، توجهها را به نقش سازمان لیگ نیز معطوف میکند. پرسش اصلی این است که سازوکارهای راستیآزمایی قراردادها تا چه اندازه کارآمد بودهاند و چگونه چنین تفاوتهایی بدون بررسی دقیق به ثبت رسیده است. اگر نظارتها صرفاً به ثبت ارقام ارسالی باشگاهها محدود باشد، عملاً راه برای دور زدن قوانین باز میماند و سقف بودجه به مفهومی تشریفاتی تبدیل میشود.
جمعبندی
آنچه از بررسی قراردادهای مربیان و بازیکنان خارجی استقلال برمیآید، تصویری نگرانکننده از فاصله میان واقعیت مالی و ارقام رسمی ثبتشده ارائه میدهد. ثبت صوری قراردادها شاید در کوتاهمدت راهکاری برای عبور از محدودیتها بوده باشد، اما در بلندمدت میتواند استقلال را با بحرانهای حقوقی، انضباطی و اعتباری مواجه کند. فوتبال حرفهای بدون شفافیت و نظارت مؤثر، بهسختی میتواند مسیر توسعه پایدار را طی کند و پرونده استقلال هشداری جدی برای بازنگری در نحوه اجرای قوانین مالی در فوتبال ایران است.






