استقلال در دبی تنها ماند؛ چرا بزرگان آبی حتی به تمرین هم نرفتند؟
استقلال در فاصله نوزدهم تا بیستوششم بهمن، دبی را به عنوان پایگاه آمادهسازی خود برای دیدار رفت یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا ۲ برابر الحسین اردن انتخاب کرد؛ شهری که از قضا برای آبیها ناآشنا نیست و سالهاست بخشی از تاریخ معاصر این باشگاه در آن رقم میخورد. اردو برگزار شد، مسابقه انجام گرفت و کاروان استقلال به تهران بازگشت، اما آنچه در حاشیه این سفر بیش از نتیجه مسابقه توجهها را جلب کرد، سکوت و غیبت چهرههایی بود که روزگاری نامشان با استقلال معنا پیدا میکرد.
همزمان با حضور استقلال در امارات، تعداد قابل توجهی از پیشکسوتان و بازیکنان اسبق این تیم نیز در دبی حضور داشتند؛ چهرههایی که برخی از آنها ساکن دائمی این شهر هستند و دستکم از نظر جغرافیایی هیچ فاصلهای با محل اردو نداشتند. از فرهاد مجیدی و فرزاد مجیدی گرفته تا مهدی قایدی و عبدالعلی چنگیز، نامهایی که هر کدام در دورهای بخشی از هویت استقلال بودهاند. با این حال، نه در ورزشگاه نشانی از آنها دیده شد و نه در تمرینات استقلال حضوری داشتند؛ غیبتی که حتی برای اعضای کاروان تیم نیز عجیب و غیرمنتظره بود.
اردویی در دبی با حاشیهای پررنگتر از متن
اردوی دبی برای استقلال، از منظر فنی اهمیت ویژهای داشت. آبیها با هدف کسب نتیجه مناسب در دیدار رفت مرحله حذفی لیگ قهرمانان آسیا ۲ راهی امارات شدند و کادر فنی تلاش کرد با ایجاد تمرکز کامل، تیم را از حواشی دور نگه دارد. با این حال، فضای رسانهای پیرامون استقلال خیلی زود تحت تأثیر یک پرسش قرار گرفت؛ چرا در شهری که بسیاری از چهرههای قدیمی استقلال حضور دارند، هیچکدام حتی برای دقایقی به اردو نزدیک نشدند.
در فوتبال حرفهای، حضور پیشکسوتان در اردوها و تمرینات تیمهای بزرگ امری رایج است؛ حضوری که نهتنها جنبه نمادین دارد بلکه میتواند به تقویت روحیه بازیکنان و انتقال تجربه کمک کند. بهویژه در مسابقات حساس آسیایی، دیدن چهرههایی که روزگاری پیراهن همان تیم را در رقابتهای بزرگ بر تن داشتهاند، میتواند بار روانی مثبتی ایجاد کند. نبود چنین حضوری در اردوی استقلال، از همین زاویه به یک علامت سوال جدی تبدیل شد.
پیشکسوتان نزدیک اما دور از استقلال
نکته قابل تأمل این بود که بسیاری از این پیشکسوتان، نه مسافرانی گذری بلکه ساکنان دائمی دبی هستند. بنابراین غیبت آنها را نمیتوان به همزمانی اتفاقی یا دشواریهای سفر نسبت داد. فاصله محل سکونت تا محل اردو، برای برخی از این چهرهها به اندازه یک مسیر کوتاه شهری بود. با این وجود، ترجیح دادند کاملا دور از فضای استقلال بمانند؛ تصمیمی که بر اساس گفته عوامل تیم، بدون هماهنگی یا حتی تماس رسمی از سوی آنها اتخاذ شده بود.
این فاصلهگذاری آگاهانه، بیش از هر چیز به روابط امروز استقلال با گذشتهاش اشاره دارد. باشگاهی که همواره به پیشکسوتمحوری و احترام به بزرگان خود شناخته میشد، حالا در شرایطی قرار گرفته که حتی حضور نمادین این چهرهها نیز محقق نمیشود. این موضوع لزوما به معنای وجود اختلاف علنی نیست، اما نشانهای از سردی رابطهای است که زمانی گرم و تأثیرگذار بود.
سکوتی که حرف میزند
غیبت پیشکسوتان استقلال در دبی، نه با بیانیه همراه شد و نه با توضیح رسمی. سکوت، تنها واکنشی بود که از هر دو طرف دیده شد. نه چهرههای قدیمی درباره علت دوری خود صحبت کردند و نه باشگاه توضیحی در این باره ارائه داد. همین سکوت، به شکل طبیعی زمینهساز گمانهزنی شد؛ گمانههایی که از اختلافنظرهای قدیمی تا نارضایتی از شرایط مدیریتی و فنی استقلال را در بر میگیرد.
در سالهای اخیر، استقلال بارها دستخوش تغییرات مدیریتی و فنی شده و این بیثباتی، رابطه باشگاه با بدنه پیشکسوتان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. برخی از بزرگان استقلال در مقاطع مختلف، انتقادهایی صریح نسبت به تصمیمات مدیریتی داشتهاند و برخی دیگر ترجیح دادهاند سکوت کنند. در چنین فضایی، دوری از اردو میتواند نوعی پیام غیرمستقیم تلقی شود؛ پیامی که بدون بیان کلمات، نارضایتی یا فاصله را منتقل میکند.
تأثیر غیبت بزرگان بر فضای تیم
از منظر فنی، شاید بتوان گفت حضور یا عدم حضور پیشکسوتان تأثیر مستقیمی بر نتیجه یک مسابقه ندارد، اما فوتبال تنها در زمین بازی خلاصه نمیشود. روحیه تیمی، حس تعلق و پیوند با تاریخ باشگاه، عواملی هستند که در رقابتهای بزرگ نقش تعیینکننده دارند. استقلال، باشگاهی است که بخش مهمی از هویتش را از تاریخ و چهرههای ماندگارش میگیرد و هرچه این پیوند کمرنگتر شود، فاصله میان نسلها بیشتر خواهد شد.
برای بازیکنان جوان استقلال، دیدن اسطورههایی که زمانی در همین رقابتها درخشیدهاند، میتواند الهامبخش باشد. غیبت این الگوها، هرچند نامحسوس، اما در بلندمدت میتواند بر فرهنگ باشگاه اثر بگذارد. استقلال امروز، بیش از هر زمان دیگری نیازمند همگرایی میان نسل فعلی و گذشته پرافتخارش است؛ همگراییای که در اردوی دبی نشانی از آن دیده نشد.
مسئولیت باشگاه در بازسازی رابطه با پیشکسوتان
اگرچه تصمیم نهایی برای حضور یا عدم حضور در اردو بر عهده خود پیشکسوتان است، اما باشگاه نیز در این میان مسئولیت دارد. ایجاد کانال ارتباطی فعال، دعوت رسمی و تلاش برای مشارکت دادن چهرههای قدیمی در برنامههای باشگاه، از جمله اقداماتی است که میتواند این فاصله را کاهش دهد. استقلال، به عنوان یکی از پرهوادارترین تیمهای ایران، نمیتواند نسبت به سرمایههای انسانی و تاریخی خود بیتفاوت باشد.
در فوتبال حرفهای دنیا، باشگاهها تلاش میکنند پیشکسوتان را به عنوان بخشی از هویت برند خود حفظ کنند؛ چه در قالب حضور در اردوها و چه در نقشهای مشاورهای و نمادین. استقلال نیز اگر به دنبال تثبیت جایگاه خود در سطح آسیا است، ناگزیر باید این الگوها را جدی بگیرد و رابطهای مبتنی بر احترام و تعامل با بزرگانش بسازد.
دبی، آینهای از یک فاصله قدیمی
اردوی دبی شاید از نظر فنی یک مرحله گذرا در مسیر استقلال در لیگ قهرمانان آسیا ۲ باشد، اما از منظر اجتماعی و هویتی، به آینهای تبدیل شد که فاصله میان استقلال و بخشی از گذشتهاش را نشان داد. اینکه در شهری بیگانه، اما پر از چهرههای آشنا، استقلال بدون همراهی بزرگانش به میدان رفت، تصویری معنادار از شرایط فعلی این باشگاه ارائه داد.
این تصویر، بیش از هر چیز هشداری است برای مدیران و تصمیمگیران استقلال. هشدار نسبت به اینکه موفقیت پایدار، تنها با تکیه بر بازیکنان و نتایج مقطعی حاصل نمیشود، بلکه نیازمند پیوندی عمیق با تاریخ و سرمایههای انسانی باشگاه است. دبی، در این سفر، فقط محل برگزاری یک اردو نبود؛ نمادی از فاصلهای بود که اگر ترمیم نشود، میتواند عمیقتر شود.
جمعبندی
غیبت کامل پیشکسوتان استقلال در اردوی دبی، اتفاقی ساده و تصادفی نبود، بلکه نشانهای از یک شکاف خاموش میان باشگاه و بخشی از گذشتهاش به شمار میرود. شکافی که نه با جنجال رسانهای همراه شد و نه با توضیح رسمی، اما پیام خود را بهروشنی منتقل کرد. استقلال برای عبور از این وضعیت، نیازمند بازنگری در نحوه تعامل با بزرگان خود است؛ چرا که باشگاهی با تاریخ استقلال، بدون همراهی پیشکسوتانش، بخشی از هویت و قدرت نرم خود را از دست خواهد داد.






