نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۰۱۳

حمله غیرمستقیم عباس جدیدی به دبیر؛ رئیس فدراسیون ملک‌ساز نیست!

حمله غیرمستقیم عباس جدیدی به دبیر؛ رئیس فدراسیون ملک‌ساز نیست!
عباس جدیدی، قهرمان نامدار کشتی ایران، از تشک تا سیاست، از مدال‌های از‌دست‌رفته تا آتش‌سوزی ملک شخصی‌اش، روایتی متفاوت از پهلوانی، اعتراض و زیست اجتماعی در ایران امروز دارد.
۱۲:۱۳ - ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

عباس جدیدی یکی از پیچیده‌ترین و چندلایه‌ترین چهره‌های ورزش ایران است؛ مردی که نامش هم‌زمان یادآور نابغه‌ای روی تشک کشتی و شخصیتی پرحاشیه در بیرون از میدان است. فوق‌سنگینی صاحب‌سبک که در دوران قهرمانی‌اش بیش از هر کشتی‌گیر ایرانی، پشت غول‌های روس را به خاک رساند اما در تراز توانایی‌های فنی و ذهنی‌اش، مدال نگرفت و قدر ندید. جدیدی از همان ابتدا متفاوت بود؛ هم در سبک کشتی و هم در نوع نگاهش به زندگی، قدرت، مردم و مسئولیت اجتماعی.

نابغه‌ای فراتر از مدال‌ها

عباس جدیدی در تاریخ کشتی ایران، بیش از آنکه با تعداد سکوها شناخته شود، با کیفیت مبارزه‌هایش در یادها مانده است. او کشتی‌گیری بود که می‌توانست معادلات فنی را به هم بزند، حریفان پرقدرت و استخوان‌دار را از ریتم خارج کند و تماشاگر را به وجد بیاورد. با این حال، خودش بارها اعتراف کرده که ناپختگی، غرور و نبود هدایت درست، بخشی از مدال‌هایی را که می‌توانست به دست آورد، از او گرفت. حسرت طلای المپیک، زخمی است که هنوز در روایت‌هایش زنده است؛ حسرتی که آن را نه به ضعف فنی، بلکه به قمار مدیران، جابه‌جایی‌های وزنی و بی‌توجهی به منافع حرفه‌ای‌اش نسبت می‌دهد.

کشتی به‌مثابه کلاس انسان‌سازی

برای جدیدی، کشتی فقط یک ورزش نبود؛ مدرسه‌ای بود برای ساختن انسان. او دیرتر از بسیاری از هم‌نسلانش با مفهوم جهان‌پهلوان تختی آشنا شد اما وقتی این آشنایی شکل گرفت، مرام و معرفت پهلوانی به یکی از محورهای اصلی نگاهش تبدیل شد. جدیدی تفاوت قهرمان شدن و پهلوان ماندن را بارها گوشزد کرده و معتقد است مدال گرفتن آسان‌تر از حفظ شأن انسانی و اجتماعی یک قهرمان است. همین نگاه است که باعث شده او در روایت‌هایش، بیش از افتخارات، از مردم، اخلاق و مسئولیت حرف بزند.

از دوبنده سبز تا قهرمانی جهان

شروع کشتی برای عباس جدیدی، با یک دوبنده سبزرنگ گره خورده است؛ هدیه‌ای ساده از مربی‌ای که با یک رفتار انسانی، مسیر زندگی یک نوجوان را تغییر داد. او در سال ۵۸ وارد کشتی شد و خیلی زود در سال ۵۹ قهرمان نوجوانان ایران و تهران شد. این مسیر با قهرمانی جوانان جهان در مغولستان ادامه یافت و نام جدیدی را به‌عنوان یک پدیده جدی بر سر زبان‌ها انداخت. خودش بارها بر نقش معلم و مربی تأکید کرده و معتقد است یک برخورد درست یا نادرست، می‌تواند آینده یک استعداد را بسازد یا بسوزاند.

کار، معیشت و زیست طبقه متوسط

جدیدی از همان نوجوانی، بار اقتصادی خانواده را لمس کرده بود. کار کردن پس از مدرسه، فعالیت در تریکوبافی و بازار کفاش‌ها، بخشی از زیست روزمره او بود. او از نسلی می‌آید که قهرمانی را جدا از رنج معیشت تجربه نکرد. همین پیشینه است که باعث شده نگاهش به اعتراضات اجتماعی، فاصله طبقاتی و مشکلات اقتصادی، نگاهی از بالا به پایین نباشد. او خود را وامدار مردم می‌داند و بارها تأکید کرده هرچه دارد، محصول اعتماد و حمایت همین جامعه است.

عبور از تشک به سیاست

پس از پایان دوران قهرمانی، عباس جدیدی باز هم همه را غافلگیر کرد؛ این‌بار با ورود به سیاست و حضور در شورای شهر. خودش بی‌پرده می‌گوید که تخصص و سواد کلاسیک سیاسی نداشته اما با همان روحیه پهلوانی، وارد میدانی شد که قواعدش با کشتی تفاوت داشت. این حضور، موافقان و مخالفان زیادی برایش ساخت و نشان داد جدیدی حتی خارج از ورزش هم شخصیتی غیرقابل پیش‌بینی است.

منتقد صریح مدیریت کشتی

عباس جدیدی امروز یکی از منتقدان جدی علیرضا دبیر و سیاست‌های مدیریتی فدراسیون کشتی است. او معتقد است وظیفه رئیس فدراسیون، ساختن کشتی است نه ورود به حوزه املاک و مسائل حاشیه‌ای. اختلاف او با مدیریت فعلی، به گفته خودش، نه شخصی بلکه کارشناسی و سلیقه‌ای است. جدیدی تأکید دارد بسیاری از مسائل فنی کشتی، مجال طرح پیدا نمی‌کنند و نگاه‌های غیرتخصصی می‌تواند به آینده این ورزش ضربه بزند.

آتش‌سوزی، مردم و مرز اعتراض

در هفته‌های اخیر، نام عباس جدیدی دوباره ترند شد؛ این‌بار نه به‌خاطر کشتی یا سیاست، بلکه به‌دلیل آتش‌سوزی ملکی که حاصل بیش از چهار دهه کار و زندگی‌اش بود. او روایت می‌کند که چگونه آتش، یک‌شبه ماحصل ۴۰ سال تلاش را به دود تبدیل کرد، اما تأکید دارد که دلخوری‌اش نه از سوختن مال، بلکه از رنج مردم است. جدیدی میان اعتراض به‌حق و تخریب اموال عمومی و شخصی مرز قائل می‌شود و معتقد است اعتراض حق مردم است، اما آتش زدن بیت‌المال و خانه مردم، حق‌الناس است.

پهلوانی در کلام و عمل

واکنش جدیدی به این حادثه، بیش از هر چیز، بازتاب همان نگاه پهلوانی است که سال‌ها از آن سخن گفته. او از چرتکه انداختن برای خسارت طفره می‌رود و می‌گوید قبای پهلوانی که مردم بر دوشش انداخته‌اند، بزرگ‌ترین ثروتش است. بیشترین ناراحتی‌اش نه از سوختن ملک، بلکه از ترس و استرسی است که به یک زن باردار همسایه وارد شد. در کلامش، مردم همیشه در مرکز قرار دارند؛ مردمی که به‌گفته او، پنج دهه پای کشور ایستاده‌اند و حالا نوبت مسئولان است که پای مردم بایستند.

حسرت تجربه و نقدپذیری

عباس جدیدی امروز صریح‌تر از همیشه از اشتباهات خودش حرف می‌زند. او معتقد است اگر در جوانی نقد می‌شد، اگر کسی بی‌تعارف جلوی اشتباهاتش می‌ایستاد، مسیر حرفه‌ای‌اش متفاوت می‌شد. از غرور به‌عنوان یکی از آفت‌های اصلی نام می‌برد و می‌گوید بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که انسان نادانسته از دست می‌دهد، جوانی و زمان است. این خودانتقادی، چهره‌ای متفاوت از قهرمانی نشان می‌دهد که حاضر است ضعف‌هایش را بپذیرد.

امروز و فردای عباس جدیدی

امروز، جدیدی بیشتر در فضای دانشگاهی و آکادمیک فعالیت می‌کند و می‌گوید فرصت کار تمام‌وقت مربیگری را ندارد. با این حال، تأکید می‌کند اگر بستری فراهم شود که بتواند در سطحی وسیع‌تر به کشتی خدمت کند، حاضر است بسیاری از مشغله‌های دیگر را کنار بگذارد. او خود را دشمن یا معاند فدراسیون نمی‌داند، بلکه منتقدی می‌داند با نگاهی متفاوت.

جمع‌بندی

عباس جدیدی، فراتر از یک قهرمان یا یک سیاست‌مدار مقطعی، آینه‌ای از تناقض‌ها و واقعیت‌های جامعه ورزش ایران است؛ نابغه‌ای که می‌توانست مدال‌های بیشتری بگیرد، اما مسیر متفاوتی را پیمود. روایت زندگی او، ترکیبی است از افتخار، حسرت، اعتراض، مردم‌داری و پهلوانی. شاید همین چندلایگی است که عباس جدیدی را به یک معما تبدیل کرده؛ معمایی که پاسخ آن نه فقط روی تشک کشتی، که در نسبت میان قهرمان، مردم و قدرت نهفته است.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث