نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۰۳۶

همسویی کامل واشنگتن و تل‌آویو در آستانه ژنو؛ پیام تهدید و دیپلماسی همزمان علیه ایران

همسویی کامل واشنگتن و تل‌آویو در آستانه ژنو؛ پیام تهدید و دیپلماسی همزمان علیه ایران
اظهارات لیندسی گراهام درباره هماهنگی کامل ترامپ و نتانیاهو در قبال ایران، همزمان با مذاکرات ژنو، بار دیگر سناریوی فشار، تهدید و دیپلماسی موازی علیه تهران را برجسته کرد.
۱۴:۴۰ - ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

در آستانه دور تازه‌ای از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو، بار دیگر نشانه‌هایی از تشدید جنگ روانی و سیاسی واشنگتن و تل‌آویو علیه تهران نمایان شده است. اظهارات اخیر لیندسی گراهام، سناتور تندروی جمهوری‌خواه و از چهره‌های نزدیک به دونالد ترامپ، نه‌تنها بازتاب‌دهنده رویکرد سنتی جریان افراطی آمریکا نسبت به ایران است، بلکه پرده از سطح هماهنگی و همسویی راهبردی میان دولت احتمالی آینده آمریکا و رژیم صهیونیستی برمی‌دارد. گراهام در گفت‌وگو با وبگاه آکسیوس با صراحت اعلام کرده است که هیچ فاصله‌ای میان ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره پرونده ایران وجود ندارد؛ جمله‌ای که بیش از آنکه یک موضع شخصی باشد، پیامی سیاسی و امنیتی به تهران و همچنین به افکار عمومی منطقه تلقی می‌شود.

این موضع‌گیری در شرایطی مطرح می‌شود که تحولات منطقه غرب آسیا، به‌ویژه پس از جنگ غزه و افزایش تنش‌ها در جبهه‌های مختلف، حساسیت پرونده ایران را برای آمریکا و متحدانش دوچندان کرده است. از نگاه تحلیلگران، تاکید گراهام بر نبود اختلاف میان واشنگتن و تل‌آویو، تلاشی هدفمند برای القای انسجام در جبهه مقابل ایران و افزایش فشار روانی پیش از مذاکرات ژنو به شمار می‌رود.

هماهنگی کامل واشنگتن و تل‌آویو؛ پیام سیاسی به تهران

لیندسی گراهام در مصاحبه خود با آکسیوس، با اشاره به دیدار اخیرش با بنیامین نتانیاهو در اراضی اشغالی، تاکید کرده است که دولت دونالد ترامپ و رژیم صهیونیستی در قبال ایران کاملاً هماهنگ هستند. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که تجربه سال‌های گذشته نشان داده اختلافات تاکتیکی میان آمریکا و رژیم صهیونیستی همواره وجود داشته، اما در سطح راهبردی، مهار و فشار بر ایران به‌عنوان نقطه مشترک دو طرف باقی مانده است.

گراهام با بیان اینکه پیش از سفر ترامپ به منطقه غرب آسیا با او درباره ایران گفت‌وگو کرده، تلاش کرده تصویری از اجماع کامل در میان تصمیم‌سازان آمریکایی و صهیونیستی ارائه دهد. این تصویرسازی، بیش از هر چیز با هدف افزایش وزن تهدیدات و جدی جلوه دادن گزینه‌های پیش‌روی واشنگتن صورت می‌گیرد؛ گزینه‌هایی که از دیپلماسی تا اقدام نظامی احتمالی را دربر می‌گیرد.

دیپلماسی یا اقدام نظامی؛ دو مسیر موازی آمریکا

یکی از محورهای اصلی سخنان گراهام، اشاره به راهبرد دوگانه ترامپ در قبال ایران است. به گفته او، رئیس‌جمهور سابق آمریکا دو مسیر موازی را دنبال می‌کند؛ مسیری مبتنی بر دیپلماسی و مسیر دیگر که به اقدام نظامی احتمالی مربوط می‌شود. این گزاره، یادآور سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ در دوره پیشین است؛ سیاستی که در کنار مذاکره مشروط، همواره تهدید نظامی را به‌عنوان اهرم فشار حفظ می‌کرد.

از منظر رسانه‌ای، تاکید بر این دو مسیر موازی، پیامی روشن برای ایران دارد: آمریکا تلاش می‌کند مذاکرات را نه از موضع برابر، بلکه از موضع تهدید و اجبار پیش ببرد. این در حالی است که تجربه خروج یکجانبه واشنگتن از برجام، اعتماد تهران به مسیر دیپلماسی با آمریکا را به‌شدت کاهش داده و موجب شده ایران بر ضرورت تضمین‌های واقعی و پایدار تاکید کند.

ضرب‌الاجل چند هفته‌ای؛ افزایش فشار روانی

گراهام در بخش دیگری از مصاحبه خود، با انداختن توپ به زمین ایران، مدعی شد که ترامپ اجازه نخواهد داد تهران وارد بازی مذاکرات بی‌پایان شود یا خطوط قرمز را به‌طور مداوم جابه‌جا کند. او تاکید کرده است که تصمیم نهایی درباره ایران در بازه زمانی کوتاهی و ظرف چند هفته اتخاذ خواهد شد، نه چند ماه.

این اظهارات را می‌توان در چارچوب جنگ روانی و تلاش برای ایجاد حس فوریت تحلیل کرد. تعیین ضرب‌الاجل‌های کوتاه‌مدت، تاکتیکی شناخته‌شده در سیاست خارجی آمریکا است که با هدف تحت فشار قرار دادن طرف مقابل و وادار کردن او به امتیازدهی سریع به کار گرفته می‌شود. با این حال، تجربه نشان داده که چنین فشارهایی در قبال ایران نه‌تنها کارآمد نبوده، بلکه اغلب به تقویت مواضع دفاعی و راهبردی تهران منجر شده است.

نقش رژیم صهیونیستی؛ از هماهنگی تا تحریک

دیدار گراهام با بنیامین نتانیاهو و تکرار اظهارات ضدایرانی پس از این دیدار، بار دیگر نقش رژیم صهیونیستی در تشدید تنش‌ها را برجسته کرده است. گراهام حتی پا را فراتر گذاشته و خواستار تغییر حکومت در ایران شده؛ موضعی که سال‌هاست از سوی جریان‌های افراطی آمریکایی و صهیونیستی تکرار می‌شود، اما همواره با شکست مواجه بوده است.

رژیم صهیونیستی، که خود با بحران‌های داخلی و چالش‌های مشروعیت بین‌المللی روبه‌روست، تلاش می‌کند با برجسته‌سازی تهدید ایران، توجه افکار عمومی را از جنایات خود در منطقه منحرف کند. هماهنگی ادعایی میان تل‌آویو و واشنگتن، در این چارچوب، ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های تهاجمی و ماجراجویانه این رژیم تلقی می‌شود.

پاسخ ایران؛ خطوط قرمز دفاعی و آمادگی بالا

در مقابل این فضاسازی‌ها، مقامات جمهوری اسلامی ایران مواضع روشنی اتخاذ کرده‌اند. دریابان علی شمخانی، دبیر شورای دفاع ایران، اخیراً در گفت‌وگو با شبکه الجزیره تاکید کرده است که قدرت موشکی ایران بخشی از خطوط قرمز دفاعی کشور محسوب می‌شود و تحت هیچ شرایطی قابل مذاکره نیست. این موضع، بیانگر راهبرد ثابت ایران در حفظ و تقویت توان بازدارندگی خود در برابر تهدیدات خارجی است.

شمخانی همچنین هشدار داده است که هرگونه ماجراجویی علیه ایران با پاسخی قوی، قاطع و متناسب مواجه خواهد شد. توصیف سطح آمادگی نظامی کشور به‌عنوان بالا و تاکید بر هزینه بسیار سنگین هرگونه خطای محاسباتی، پیامی مستقیم به آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد؛ پیامی که نشان می‌دهد تهران تهدیدات را جدی می‌گیرد و برای سناریوهای مختلف آماده است.

مذاکرات ژنو؛ دیپلماسی زیر سایه تهدید

همزمانی اظهارات گراهام با مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو، نشان می‌دهد که واشنگتن تلاش دارد دیپلماسی را در سایه تهدید پیش ببرد. این رویکرد، نه‌تنها فضای مذاکرات را مسموم می‌کند، بلکه امکان دستیابی به توافقی پایدار و مبتنی بر احترام متقابل را کاهش می‌دهد.

از سوی دیگر، ایران با تاکید بر منافع ملی و خطوط قرمز خود، نشان داده است که حاضر نیست تحت فشار زمان یا تهدید نظامی، از اصول اساسی خود عقب‌نشینی کند. تجربه مذاکرات پیشین ثابت کرده است که تنها مسیر موفق، گفت‌وگوی واقعی و مبتنی بر تعهدات متقابل است؛ مسیری که با سیاست‌های دوگانه و تهدیدآمیز آمریکا همخوانی ندارد.

جمع‌بندی

اظهارات لیندسی گراهام درباره همسویی کامل ترامپ و نتانیاهو، بیش از آنکه بیانگر واقعیتی جدید باشد، تلاشی برای تشدید فشار سیاسی و روانی بر ایران در آستانه مذاکرات ژنو است. تاکید بر دیپلماسی و اقدام نظامی به‌عنوان دو مسیر موازی، تعیین ضرب‌الاجل‌های کوتاه‌مدت و تکرار ادعاهای تغییر حکومت، همگی نشان‌دهنده رویکردی است که تجربه شکست آن در گذشته به‌وضوح دیده شده است. در مقابل، ایران با تاکید بر خطوط قرمز دفاعی، آمادگی نظامی بالا و ضرورت پاسخ قاطع به هرگونه ماجراجویی، پیام روشنی ارسال کرده است. آینده این تقابل، بیش از هر چیز به انتخاب میان واقع‌گرایی و ماجراجویی از سوی واشنگتن و تل‌آویو بستگی دارد؛ انتخابی که پیامدهای آن نه‌تنها برای منطقه، بلکه برای نظم بین‌الملل نیز تعیین‌کننده خواهد بود.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط
پربحث