شروع شیرین، پایان تلخ؛ قصه یک سال و هفت ماهه اسکوچیچ با پرشورها
دراگان اسکوچیچ نامی است که در فوتبال ایران با مفهوم صعود، بازسازی و اثبات گره خورده است. سرمربی کرواتی که سالها پیش، بیسروصدا و دور از هیاهوی رسانهای، فعالیت خود را در فوتبال ایران از تیمهای جنوبی و ردههای پایینتر آغاز کرد، بهتدریج مسیری را پیمود که کمتر مربی خارجی در ایران تجربه کرده است. او با شناخت تدریجی از فضای فوتبال کشور، فرهنگ بازیکنان و پیچیدگیهای مدیریتی، به نقطهای رسید که هدایت تیم ملی فوتبال ایران در مسیر صعود به جام جهانی ۲۰۲۲ قطر به او سپرده شد و نتیجه این اعتماد، یکی از مقتدرانهترین صعودهای تاریخ فوتبال ملی رقم خورد.
دراگان اسکوچیچ و صعودی که ناتمام ماند
موفقیت اسکوچیچ در تیم ملی ایران، بیش از آنکه صرفاً یک دستاورد فنی باشد، نمادی از نظم، ثبات و اعتماد به ساختار تیمی بود. تیم ملی تحت هدایت او با کمترین حاشیه، بیشترین امتیاز را کسب کرد و بلیت جام جهانی را زودتر از موعد در جیب فدراسیون فوتبال گذاشت. با این حال، تصمیم مدیران وقت فدراسیون فوتبال، پایانی غیرمنتظره و تلخ برای این مسیر رقم زد. اسکوچیچ، در شرایطی که تیم را به مقصد رسانده بود، از همراهی با ملیپوشان در جام جهانی بازماند تا کارلوس کیروش بار دیگر روی نیمکت تیم ملی بنشیند و از ثمره زحمات سرمربی کروات بهرهمند شود. این اتفاق، زخمی پنهان اما عمیق در کارنامه حرفهای اسکوچیچ باقی گذاشت.
انتخابی که تبریز را تکان داد
تابستان سال گذشته و در روزهای میانی نخستین ماه آن، خبری فوتبال تبریز را در شوک فرو برد. نوزدهم تیرماه ۱۴۰۳، باشگاه تراکتور بهطور رسمی از انتخاب دراگان اسکوچیچ به عنوان سرمربی جدید خود خبر داد. این تصمیم که با دستور مالک باشگاه و پس از مذاکرات سعید مظفریزاده با گزینههای مختلف نهایی شد، از همان ابتدا حامل پیام روشنی بود. تراکتور برای قهرمانی آمده بود و برای رسیدن به این هدف، به سراغ مربیای رفته بود که طعم صعود و موفقیت را بهخوبی میشناخت.
انگیزه اثبات و بازسازی یک اعتبار
اسکوچیچ با ورود به تبریز، تنها یک سرمربی تازهوارد نبود. او انگیزهای مضاعف با خود داشت؛ انگیزهای برای اثبات این واقعیت که میتوانست تیم ملی ایران را در جام جهانی ۲۰۲۲ نیز هدایت کند. این عطش اثبات، در رفتار فنی و مدیریتی او بهوضوح دیده میشد. تراکتور بهتدریج به تیمی منظم، جنگنده و نتیجهگرا تبدیل شد؛ تیمی که نهتنها در خانه، بلکه در بازیهای بیرون از تبریز نیز شخصیت قهرمانی از خود نشان میداد.
قهرمانی تراکتور و تحقق یک رؤیای قدیمی
لیگ برتر بیست و چهارم، سرانجام صحنه تحقق رؤیایی شد که سالها در آذربایجان شرقی انتظارش را میکشیدند. تراکتور با هدایت دراگان اسکوچیچ، به قهرمانی رسید و شهری را غرق در شادی کرد که مدتها حسرت لمس جام را در دل داشت. این قهرمانی، صرفاً یک عنوان نبود؛ بلکه پایان یک انتظار طولانی و آغاز فصلی تازه در تاریخ باشگاه تراکتور به شمار میرفت. اسکوچیچ در تبریز، نهفقط یک جام، بلکه اعتمادبهنفس و غرور از دسترفته را به سکوها بازگرداند.
کارنامه آماری یک سرمربی موفق
نگاهی به آمار و ارقام، تصویری روشن از دوران حضور اسکوچیچ در تراکتور ارائه میدهد. او در مدت ۶۰ بار نشستن روی نیمکت این تیم، ۳۲ پیروزی، ۱۸ تساوی و تنها ۱۰ شکست را تجربه کرد. میانگین امتیازی ۲.۳، عددی است که هر سرمربیای آرزوی ثبت آن را دارد. قهرمانی در لیگ برتر بیست و چهارم و پیروزی مقابل استقلال در سوپرجام، دومین جام رسمی تاریخ تراکتور را نیز به ویترین افتخارات این باشگاه افزود و جایگاه اسکوچیچ را در ذهن هواداران تثبیت کرد.
تراکتور در آسیا و ادامه اعتبار فنی
موفقیتهای اسکوچیچ به رقابتهای داخلی محدود نماند. تراکتور در لیگ نخبگان آسیا نیز با هدایت او نمایشی قابلقبول ارائه داد و تا آستانه صعود از مرحله گروهی پیش رفت. شرایط جدول بهگونهای رقم خورد که حتی در صورت شکست برابر الغرافه قطر، شانس صعود همچنان برای نماینده تبریز محفوظ میماند. این دستاورد، بار دیگر توانایی فنی اسکوچیچ را در مدیریت تیم در سطح بینالمللی نشان داد و اعتبار او را بهعنوان یک مربی کاربلد تثبیت کرد.
حاشیهها و نشانههای یک جدایی
با وجود تمام این موفقیتها، هفتههای پایانی حضور اسکوچیچ در تبریز، خالی از تنش و حاشیه نبود. تغییر و تحولات اجتماعی اخیر در کشور، در کنار برخی نارضایتیهای درونتیمی، فضایی متفاوت ایجاد کرد. ماجرای جر و بحث او با شجاع خلیلزاده در رختکن، بهعنوان یکی از نشانههای آشکار این تنشها، ذهن هواداران و اهالی فوتبال را به سمت احتمال جدایی سوق داد. بهتدریج مشخص شد که این سرمربی کروات، دیگر تمایل سابق برای ادامه همکاری با باشگاه را ندارد.
پایان یک داستان پرهیجان
در نهایت، پس از حدود یک سال و هفت ماه و چند روز حضور روی نیمکت تراکتور، داستان اسکوچیچ و پرشورها به پایان رسید. داستانی که با امید، انگیزه و موفقیت آغاز شد، اما پایان آن برای بسیاری از هواداران تلخ و شوکآور بود. واکنشها در شبکههای اجتماعی نشان میداد که بخش بزرگی از طرفداران تراکتور، جدایی اسکوچیچ را نه یک تصمیم عادی، بلکه از دست رفتن یک فرصت بزرگ میدانند؛ فرصتی برای تداوم ثبات و موفقیت.
جمعبندی
دراگان اسکوچیچ در فوتبال ایران، مسیری کمنظیر را طی کرد. از تیمهای گمنام جنوب تا نیمکت تیم ملی و سپس قهرمانی با تراکتور، کارنامهای ساخت که فراتر از جام و آمار است. او ثابت کرد که میتوان با شناخت، صبوری و انگیزه، در فضای پیچیده فوتبال ایران به موفقیت رسید. هرچند جداییاش از تراکتور با تلخی همراه شد، اما آنچه از او در تبریز باقی ماند، خاطره قهرمانی، بازگشت غرور و اثبات تواناییهای مربیای است که هنوز نامش در فوتبال ایران بحثبرانگیز و ماندگار است.






