چرا خریدهای پرسپولیس جواب ندادند؟
پرسپولیس در سالهای اخیر یکی از فعالترین باشگاههای فوتبال ایران در بازار نقلوانتقالات بوده است؛ حضوری پررنگ که در ظاهر باید نویدبخش ارتقای کیفیت فنی تیم میبود، اما در عمل چنین نتیجهای بهطور کامل حاصل نشد. ترکیب فعلی سرخپوشان در مقایسه با فصولی که پرسپولیس با یک هسته ثابت و تفکر فنی مشخص به میدان میرفت، از انسجام و هماهنگی کمتری برخوردار است. این مسأله بیش از آنکه به کیفیت فردی بازیکنان مربوط باشد، ریشه در سیاستگذاری ناپایدار و تغییر مداوم مسیر فنی باشگاه دارد؛ مسیری که هر پنجره نقلوانتقالاتی با ورود یک نگاه تازه، دچار چرخش شده است.
تغییرات پیدرپی روی نیمکت و تأثیر آن بر نقلوانتقالات پرسپولیس
یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر وضعیت کنونی پرسپولیس، تغییر مداوم سرمربیان در بازههای زمانی کوتاه است. حضور مربیانی با دیدگاهها و فلسفههای متفاوت مانند خوان کارلوس گاریدو، اسماعیل کارتال، مهدی هاشمیان و اوسمار ویرا باعث شد هیچ خط فکری ثابتی بر فرآیند جذب بازیکن حاکم نباشد. هر سرمربی با ورود خود نیازهای متفاوتی را مطرح کرد و همین تفاوت سلیقهها موجب شد ترکیب تیم به مجموعهای از بازیکنان با کاربریهای گوناگون تبدیل شود که الزاماً در یک سیستم مشخص به بهترین شکل کار نمیکنند.
در چنین شرایطی، نقلوانتقالات پرسپولیس بیش از آنکه بخشی از یک پروژه بلندمدت باشد، به واکنشی مقطعی نسبت به خواستههای سرمربی وقت تبدیل شد. این رویکرد، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت برخی ضعفها را پوشش دهد، اما در بلندمدت به از بین رفتن هویت فنی تیم منجر میشود؛ موضوعی که امروز در ناهماهنگی خطوط مختلف پرسپولیس بهوضوح قابل مشاهده است.
روایت مدیران از نقلوانتقالات زمستانی
پیمان حدادی در توضیح روند نقلوانتقالات زمستانی پرسپولیس، تصویری نسبتاً شفاف از شیوه تصمیمگیری باشگاه ارائه کرده است. به گفته او، اوسمار ویرا در مجموع شش پست مختلف درخواست جذب بازیکن داشت که در این میان، مهاجم، دفاع راست و دفاع چپ در اولویت قرار گرفتند. نکته مهم اینجاست که سرمربی تیم نام بازیکن خاصی را پیشنهاد نکرده و تنها پستها و ویژگیهای فنی موردنظر خود را به باشگاه اعلام کرده است.
این شیوه از یک سو نشاندهنده اعتماد به ساختار آنالیز باشگاه است و از سوی دیگر، میتواند نشانهای از فاصله سرمربی با بازار نقلوانتقالات منطقه باشد. اوسمار برای خط حمله مهاجمی قدبلند و تأثیرگذار در محوطه جریمه میخواست و این ویژگیها مبنای جستجوی گزینهها قرار گرفت. فرزاد حبیباللهی بیش از ۴۰ بازیکن را مورد بررسی فنی قرار داد و گزارشهای تفصیلی آنها را در اختیار سرمربی گذاشت تا در نهایت گزینه نهایی انتخاب شود.
خلأهای پنهان در ترکیب پرسپولیس
اگرچه تمرکز رسانهای بیشتر روی جذب مهاجم و مدافع کناری بوده است، اما شواهد نشان میدهد اوسمار ویرا در کنار این پستها، به دنبال تقویت هافبک دفاعی و مدافع میانی نیز بوده است. این موضوع بیانگر آن است که مشکلات پرسپولیس صرفاً به یک یا دو پست محدود نمیشود و کادر فنی، نواقص ساختاری عمیقتری را در تیم تشخیص داده است.
با این حال، عدم انتشار جزئیات دقیق درباره سایر درخواستها نشان میدهد یا منابع مالی باشگاه اجازه پیگیری همه گزینهها را نداده یا اولویتبندیها بهگونهای انجام شده که برخی نیازها به تعویق افتادهاند. نتیجه این وضعیت، تیمی است که در برخی بازیها از نظر تعادل دفاع و حمله دچار نوسان میشود و نمیتواند ریتم یکنواختی را در طول فصل حفظ کند.
پروژه جوانسازی در دفاع چپ
در پست دفاع چپ، نگاه اوسمار معطوف به آینده بود. او بهدنبال بازیکنی زیر ۲۳ سال میگشت تا ضمن پوشش نیاز فعلی تیم، در سالهای بعد نیز به سرمایهای قابل اتکا تبدیل شود. پیمان حدادی اعلام کرد که در نهایت تنها گزینه در دسترس که با این معیارها همخوانی داشت، فرزین معاملهگری بود و همین موضوع باعث شد پرسپولیس به سراغ او برود.
این انتخاب نشان میدهد که باشگاه در برخی پستها ناچار به تصمیمگیری از میان گزینههای محدود بوده است؛ مسألهای که خود حاصل ضعف در شبکه استعدادیابی و ارتباطات بینالمللی باشگاه به شمار میرود. در بازاری که رقابت برای جذب بازیکن جوان و باکیفیت بسیار فشرده است، داشتن تنها یک گزینه قابل انتخاب، ریسک فنی بالایی به همراه دارد.
مهاجم و دفاع راست؛ فرصتهایی که از دست رفت
در خط حمله، سرگیف بهعنوان آقای گل لیگ ازبکستان، گزینه اول پرسپولیس بود. این انتخاب با توجه به نیاز تیم به مهاجمی مؤثر در محوطه جریمه، منطقی به نظر میرسید و میتوانست بخشی از مشکلات گلزنی سرخپوشان را حل کند. در پست دفاع راست نیز علیجانوف در صدر فهرست قرار داشت؛ بازیکنی که حتی در ابتدای فصل نیز مذاکراتی برای جذب او انجام شده بود.
با این حال، موانع مالی و تردید باشگاه ازبکستانی نسبت به شیوه پرداخت، این انتقال را پیچیده کرد. پرسپولیس حتی پیشنهاد پرداخت نقدی را مطرح کرد، اما باشگاه مبدأ به دلیل از دست دادن چند بازیکن کلیدی، حاضر به صدور رضایتنامه نشد. این ناکامی بار دیگر نشان داد که نقلوانتقالات پرسپولیس تا چه اندازه تحت تأثیر شرایط بیرونی و محدودیتهای مالی قرار دارد.
انتخاب دنیل گرا و منطق فنی اوسمار
پس از منتفی شدن جذب علیجانوف و عدم تمایل دو گزینه دیگر برای حضور در فوتبال ایران، باشگاه به سراغ دنیل گرا رفت؛ مدافعی که توسط فرزاد حبیباللهی معرفی شده بود و از ویژگیهای هجومی موردنظر اوسمار برخوردار بود. نکته قابل توجه در این انتقال، پیوستن این بازیکن بدون حضور ایجنت ایرانی است؛ موضوعی که از منظر مدیریتی میتواند به کاهش هزینهها و شفافیت قرارداد کمک کند.
انتخاب دنیل گرا نشان میدهد که کادر فنی پرسپولیس به دنبال مدافعی مدرن بوده که علاوه بر وظایف دفاعی، در فاز حمله نیز مشارکت داشته باشد. با این حال، هماهنگ شدن چنین بازیکنی با ساختار تیمی که هنوز به ثبات نرسیده، نیازمند زمان است و نمیتوان انتظار داشت بلافاصله اثرگذاری کامل خود را نشان دهد.
جمعبندی
آنچه از بررسی روند نقلوانتقالات پرسپولیس به دست میآید، تصویری از باشگاهی است که بیش از هر چیز، از نبود یک استراتژی بلندمدت رنج میبرد. تغییرات مداوم روی نیمکت، تفاوت دیدگاههای فنی سرمربیان و تصمیمگیریهای مقطعی در بازار نقلوانتقالات، باعث شده ترکیب تیم به انسجام لازم نرسد. اگر پرسپولیس قصد بازگشت به روزهای ثبات و موفقیت پایدار را دارد، باید پیش از هر چیز به یک خط مشی مشخص در حوزه فنی و جذب بازیکن پایبند بماند؛ خط مشیای که مستقل از تغییرات کوتاهمدت، آینده تیم را تضمین کند.






