نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۱۱۵

نفرین قهرمانی در فوتبال ایران؛ چرا سرمربیان فاتح دوام نمی‌آورند؟

نفرین قهرمانی در فوتبال ایران؛ چرا سرمربیان فاتح دوام نمی‌آورند؟
جدایی دراگان اسکوچیچ از تراکتور پس از قهرمانی، بار دیگر نفرین سرمربیان قهرمان در فوتبال ایران را زنده کرد؛ چرخه‌ای تکرارشونده که ثبات را می‌بلعد.
۱۱:۲۸ - ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

قهرمانی در فوتبال ایران برخلاف تصور عمومی، همیشه نقطه آغاز آرامش و ثبات نیست؛ بلکه در بسیاری از مواقع به شروع یک بحران پنهان روی نیمکت‌ها منجر می‌شود. اعلام جدایی دراگان اسکوچیچ از تراکتور تبریز، آن هم تنها مدت کوتاهی پس از فتح تاریخی لیگ برتر و در شرایطی که این تیم همچنان در لیگ داخلی و لیگ نخبگان آسیا مدعی بود، تازه‌ترین نمونه از یک الگوی قدیمی است؛ الگویی که سال‌هاست در فوتبال ایران تکرار می‌شود و نشان می‌دهد سرمربیان قهرمان بیش از آنکه جشن بگیرند، باید منتظر خداحافظی باشند.

اسکوچیچ و قهرمانی‌ای که پایان راه شد

دراگان اسکوچیچ با تراکتور کاری کرد که سال‌ها هواداران این تیم در حسرتش بودند. قهرمانی تاریخی در لیگ برتر، نام او را برای همیشه در حافظه فوتبال تبریز ثبت کرد اما این موفقیت، تضمینی برای ادامه همکاری نشد. اختلافات قدیمی با مدیران باشگاه که از ماه‌ها قبل زمزمه می‌شد، سرانجام پس از هفته‌ها سکوت رسانه‌ای به جدایی رسمی انجامید. در شرایطی که تراکتور همچنان در کورس قهرمانی بود و نتایج قابل قبولی در آسیا می‌گرفت، اسکوچیچ تبریز را ترک کرد تا محمد ربیعی جانشین او شود؛ تصمیمی که بار دیگر این پرسش را زنده کرد که چرا نیمکت قهرمانان در فوتبال ایران این‌قدر لغزنده است.

اشک‌های فرهاد و تصمیمی که استقلال را تغییر داد

فرهاد مجیدی یکی از نمادهای این چرخه عجیب است. او در لیگ بیست‌ویکم استقلال را پس از ۹ سال به قهرمانی رساند؛ آن هم با رکوردی تاریخی و بدون شکست. محبوبیت مجیدی به اوج رسید و اشک‌هایش در جشن قهرمانی، تصویر یک پایان خوش را در ذهن هواداران ثبت کرد. اما این پایان خوش دوام نداشت. مجیدی در تصمیمی غیرمنتظره استقلال را ترک کرد و راهی فوتبال امارات شد. استقلال فصل بعد با ریکاردو ساپینتو وارد لیگ شد اما نتوانست از عنوان قهرمانی خود دفاع کند تا مشخص شود جدایی یک سرمربی قهرمان، فقط تغییر یک نام نیست؛ بلکه می‌تواند مسیر یک تیم را به‌کلی عوض کند.

سه‌گانه تاریخی پرسپولیس و سقوط ناگهانی آرامش

پرسپولیس پس از ناکامی در لیگ بیست‌ویکم، فصل بعدی را طوفانی آغاز کرد. تیم یحیی گل‌محمدی نه‌تنها قهرمان لیگ برتر شد، بلکه جام حذفی و سوپرجام را هم فتح کرد و با دو پیروزی در دربی، یکی از درخشان‌ترین فصول تاریخ خود را ساخت. اما این دوران طلایی عمر کوتاهی داشت. افت ناگهانی نتایج، حذف از مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا و نوسان در لیگ برتر، یحیی گل‌محمدی را به نقطه استعفا رساند؛ آن هم تنها چند ماه پس از سه‌گانه‌ای تاریخی که می‌توانست پایه‌گذار یک دوره طولانی ثبات باشد.

اوسمار ویرا؛ محبوب، قهرمان و رفتنی

اوسمار ویرا که پس از استعفای گل‌محمدی هدایت پرسپولیس را بر عهده گرفت، توانست تیم را به قهرمانی لیگ بیست‌وسوم برساند و با فوتبال هجومی‌اش محبوبیت بالایی میان هواداران پیدا کند. اما این محبوبیت نیز مانع جدایی نشد. اوسمار پس از قهرمانی به ایران بازنگشت و هدایت بوریرام تایلند را پذیرفت. پرسپولیس در غیاب او، دوره‌ای پرآشوب را با چند سرمربی مختلف تجربه کرد تا در نهایت دوباره به سراغ مرد برزیلی رفت. بازگشت اوسمار امیدوارکننده آغاز شد اما اکنون با چهار شکست در شش بازی ابتدایی نیم‌فصل دوم، پرسپولیس بار دیگر با بحران روبه‌روست؛ بحرانی که نشان می‌دهد رفت‌وبرگشت سرمربیان قهرمان هم لزوماً نسخه شفابخش نیست.

تاریخ تکرارشونده جدایی‌ها در لیگ برتر

نگاهی به تاریخ لیگ برتر ایران نشان می‌دهد جدایی سرمربیان قهرمان نه استثنا، بلکه قاعده بوده است. امیر قلعه‌نویی، پرافتخارترین سرمربی لیگ، سه بار پس از قهرمانی از تیم‌هایش جدا شد؛ دوبار از استقلال و یک‌بار از سپاهان. مجید جلالی پس از قهرمانی با پاس، فصل بعد را با این تیم به پایان نرساند و ملادن فرانچیچ هم بعد از قهرمانی فولاد، ایران را ترک کرد. افشین قطبی، حسین فرکی، عبدالله ویسی و برانکو ایوانکوویچ نیز هرکدام پس از فتح لیگ، مسیرشان از تیم قهرمان جدا شد. این فهرست بلندبالا نشان می‌دهد فوتبال ایران سال‌هاست با پدیده‌ای ساختاری مواجه است، نه اتفاقی مقطعی.

ریشه‌های نفرین نیمکت قهرمانان

دلایل این چرخه تکرارشونده را باید در ترکیبی از مدیریت ناپایدار، توقعات غیرواقعی، اختلافات مالی و فشار شدید رسانه‌ای جست‌وجو کرد. در بسیاری از باشگاه‌ها، قهرمانی به‌جای آنکه فرصتی برای تثبیت ساختار باشد، سطح انتظارات را به‌طور ناگهانی بالا می‌برد. مدیران به دنبال تکرار فوری موفقیت هستند و کوچک‌ترین افت را برنمی‌تابند. از سوی دیگر، سرمربیان قهرمان نیز اغلب با پیشنهادهای خارجی یا داخلی وسوسه‌انگیز روبه‌رو می‌شوند و ترجیح می‌دهند در اوج جدا شوند تا درگیر فرسایش پس از قهرمانی نشوند.

جمع‌بندی

جدایی دراگان اسکوچیچ از تراکتور تنها یک خبر ورزشی نیست؛ نماد تداوم یک الگوی قدیمی در فوتبال ایران است. الگویی که در آن قهرمانی به‌جای تضمین ثبات، آغاز بی‌ثباتی است. تا زمانی که ساختار مدیریتی باشگاه‌ها حرفه‌ای‌تر نشود و نگاه کوتاه‌مدت بر تصمیم‌گیری‌ها حاکم باشد، نفرین سرمربیان قهرمان همچنان ادامه خواهد داشت؛ چرخه‌ای که جام‌ها را می‌آورد اما آرامش را نه.

 

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط