سقوطی فراتر از یک شکست؛ استقلال و پردهبرداری از بحران ساختاری فوتبال ایران
فوتبال ایران در این فصل، چهرهای تازه اما تلخ از افول خود را به نمایش گذاشت؛ چهرهای که نه در یک بازی اتفاقی، بلکه در دو مسابقه رفتوبرگشت استقلال مقابل الحسین اردن بهتدریج کامل شد. نتیجه نهایی، حذف تیمی بود که با معیارهای مالی و تاریخیاش باید مدعی میبود، اما در عمل حتی توان ایستادن در سطح دوم فوتبال آسیا را نداشت. این شکست را نمیتوان در چارچوب شگفتیهای رایج فوتبال تحلیل کرد، زیرا فاصله هزینهها، امکانات و انتظارات با آنچه در زمین رخ داد، بیش از حد عادی است.
استقلال با پشتوانه بودجهای که از سوی هلدینگ خلیج فارس تأمین میشود، وارد فصلی شد که قرار بود فصل بازگشت اقتدار باشد. جذب بازیکنان خارجی گرانقیمت، وعدههای پررنگ مدیریتی و تبلیغ تصویری از یک پروژه بزرگ، انتظارات را به اوج رساند. اما خروجی این سرمایهگذاری، دریافت چهار گل در دو بازی از تیمی بود که نه در تاریخ قارهای و نه در ارزش فنی، قابل مقایسه با استقلال نیست. این اتفاق، بیش از آنکه یک حذف ساده باشد، نشانهای عمیق از بیماری مزمن در ساختار فوتبال ایران است.
شکست بهمثابه پردهبرداری
وقتی پرافتخارترین تیم ایرانی در آسیا، در برابر یک تیم متوسط اردنی چنین فرو میریزد، مسئله به اشتباه فردی یا بدشانسی محدود نمیشود. این شکست، پرده از واقعیتی برمیدارد که سالهاست زیر لایهای از نتایج مقطعی پنهان مانده است. فوتبال ایران مدتها با اتکا به نامها و خاطرهها جلو رفته، اما حالا واقعیتِ فاصله با استانداردهای حرفهای، بیرحمانه خود را نشان میدهد.
در این دو بازی، استقلال نه فقط از نظر نتیجه، بلکه از نظر سازمان تیمی، آمادگی ذهنی و واکنش به فشار، تیمی آسیبپذیر بود. این آسیبپذیری، محصول یک فصل یا یک مربی نیست؛ حاصل سالها تصمیمگیری کوتاهمدت و نگاه ویترینی به موفقیت است. حذف مقابل الحسین، آینهای شد که تمام این ضعفها را یکجا منعکس کرد.
هزینههای دلاری و خروجی ناچیز
یکی از مهمترین پرسشهایی که پس از این حذف مطرح میشود، نسبت هزینه به نتیجه است. استقلال در این فصل، با جذب بازیکنانی چون منیر حدادی و یاسر آسانی، نشان داد که مشکل مالی ندارد. اما فوتبال حرفهای تنها با پول ساخته نمیشود. هزینهکرد بدون استراتژی، حتی میتواند مخرب باشد، زیرا انتظارات را بالا میبرد و فشار را بر تیمی وارد میکند که از درون آماده پاسخگویی نیست.
وقتی پول متعلق به یک بنگاه اقتصادی بزرگ و عمومی وارد فوتبال میشود، انتظار میرود خروجی آن نیز متناسب با این سرمایه باشد. در چنین شرایطی، حذف زودهنگام نه فقط یک ناکامی ورزشی، بلکه یک پرسش اقتصادی و مدیریتی است. این پول قرار بود استقلال را به سطحی برساند که در آسیا مدعی باشد، نه اینکه در اولین مواجهه جدی، فرو بریزد و کنار برود.
مدیریت؛ حلقه مفقوده موفقیت
نگاهها پس از چنین شکستی، ناگزیر به سمت مدیران باشگاه برمیگردد. از هیأتمدیره تا مدیرانی که اختیار امضای قراردادهای سنگین را داشتند، همه در برابر این نتیجه مسئولاند. مسئله فقط این نیست که چرا تیم باخت، بلکه این است که چرا مجموعه تصمیمها به نقطهای رسید که باخت، محتمل و حتی قابل پیشبینی شد.
مدیریت در فوتبال مدرن، ترکیبی از برنامهریزی بلندمدت، شناخت بازار، توسعه زیرساخت و ثبات فنی است. در استقلال، اما این عناصر جای خود را به تصمیمهای مقطعی و واکنشی دادهاند. هر فصل، پروژهای تازه آغاز میشود، بدون آنکه پروژه قبلی به سرانجام رسیده باشد. نتیجه، تیمی است پرهزینه اما بیهویت که در بزنگاهها، انسجام لازم برای عبور از بحران را ندارد.
ضربه به اعتبار لیگ ایران
ناکامی استقلال، تنها یک باشگاه را تحت تأثیر قرار نمیدهد. این شکست، به اعتبار کل لیگ ایران در سطح قارهای ضربه میزند. وقتی نمایندهای با این سابقه و امکانات، چنین عملکردی دارد، پیام روشنی به رقبای آسیایی مخابره میشود؛ پیامی درباره فاصله فنی و مدیریتی فوتبال ایران با استانداردهای روز.
لیگ ایران سالهاست از افت تدریجی در ردهبندیهای آسیایی رنج میبرد. حذفهایی از این دست، این روند را تشدید میکند و راه را برای کاهش سهمیهها و کمرنگ شدن نقش ایران در معادلات قارهای هموار میسازد. در چنین فضایی، دیگر نمیتوان شکستها را به بدشانسی یا داوری نسبت داد؛ مسئله ساختاری است و نیاز به درمانی عمیق دارد.
هشدار برای امروز و فردا
شکست استقلال مقابل الحسین، یک هشدار بلند است؛ هشداری که اگر جدی گرفته نشود، فردا دامن دیگر تیمها را نیز خواهد گرفت. فوتبال ایران مدتهاست بر اعتباری زندگی میکند که از گذشته به ارث رسیده، اما این اعتبار نامحدود نیست. هر حذف تحقیرآمیز، بخشی از آن را میسوزاند و بازسازیاش را دشوارتر میکند.
این هشدار، فرصتی هم هست. فرصتی برای بازنگری در شیوه مدیریت، در نحوه هزینهکرد و در تعریف موفقیت. اگر این شکست بهعنوان یک علامت دیده شود و نه یک حادثه، شاید بتوان از دل آن، مسیری تازه برای ترمیم ساختار فوتبال ایران آغاز کرد.
جمعبندی
حذف استقلال مقابل الحسین، فراتر از یک نتیجه تلخ، نشانهای روشن از بحران ساختاری فوتبال ایران است. جایی که پول وجود دارد، اما برنامه نه؛ ستارهها هستند، اما ساختار نه؛ و مدیریت، بیشتر به ویترین شبیه است تا موتور محرک موفقیت. این شکست، اگرچه دردناک است، اما میتواند نقطه شروعی برای اصلاح باشد، به شرط آنکه مسئولان، آن را جدی بگیرند و به جای توجیه، به درمان بیندیشند.






