نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۱۷۸

سیاست نقل‌وانتقالاتی پرسپولیس زیر تیغ انتقاد

سیاست نقل‌وانتقالاتی پرسپولیس زیر تیغ انتقاد
سیاست نقل‌وانتقالاتی تابستانی پرسپولیس با تمرکز افراطی بر جذب وینگرها، توازن تیم را بر هم زد و حالا نتایج ضعیف، ناکارآمدی این رویکرد را به‌روشنی نشان می‌دهد.
۲۰:۲۹ - ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

پرسپولیس در فصل جاری بیش از هر زمان دیگری بهای تصمیمات تابستانی خود را می‌پردازد؛ تصمیماتی که با هدف تقویت قدرت هجومی اتخاذ شد اما در عمل به عدم توازن ساختاری در ترکیب تیم انجامید. سیاست نقل‌وانتقالاتی پرسپولیس از همان ابتدا با نقد کارشناسان همراه بود؛ نقدهایی که امروز، در میانه فصل و با افت محسوس کیفیت فنی و نتایج، رنگ واقعیت به خود گرفته‌اند. تمرکز مدیران وقت بر جذب وینگر، بدون توجه کافی به سایر پست‌های کلیدی، مسیری را شکل داد که خروجی آن نه تنها افزایش بهره‌وری هجومی نبود، بلکه به یکی از نقاط ضعف اصلی تیم تبدیل شد.

تمرکز افراطی بر یک پست و غفلت از توازن ترکیب

در پنجره نقل‌وانتقالات تابستانی، پرسپولیس بخش قابل توجهی از بودجه خود را صرف جذب بازیکنان کناری کرد. وینگرها یکی پس از دیگری به فهرست تیم اضافه شدند، در حالی که پست‌هایی چون هافبک میانی خلاق، مدافع کناری مطمئن و حتی مهاجم تمام‌کننده، با کمبود گزینه‌های باکیفیت مواجه ماند. این عدم توازن، از همان روزهای نخست فصل در ترکیب تیم مشهود بود؛ جایی که وفور بازیکن در یک پست، نه تنها دست کادر فنی را باز نکرد، بلکه به سردرگمی تاکتیکی انجامید.

کارشناسان فوتبال بارها هشدار دادند که تیمی مدعی قهرمانی نیازمند ترکیبی متعادل است و تمرکز بیش از حد بر یک پست، حتی اگر آن پست هجومی باشد، می‌تواند کل ساختار تیم را دچار اختلال کند. پرسپولیس اما مسیر دیگری را برگزید و حالا نشانه‌های این انتخاب اشتباه، در نتایج و عملکرد فنی کاملاً قابل مشاهده است.

وینگرهایی که انتظارات را برآورده نکردند

مسئله فقط تعداد بالای وینگرها نبود؛ کیفیت و اثرگذاری آن‌ها نیز به چالش اصلی تبدیل شد. بسیاری از بازیکنان جذب‌شده نتوانستند انتظارات فنی را برآورده کنند. برخی خیلی زود نیمکت‌نشین شدند و برخی دیگر به دلیل مصدومیت‌های متوالی، هرگز فرصت پیدا نکردند تا به مهره‌ای ثابت و قابل اتکا تبدیل شوند. در این میان، هزینه‌های قابل توجهی صرف بازیکنانی شد که خروجی آن‌ها در زمین، تناسبی با سرمایه‌گذاری انجام‌شده نداشت.

نمونه بارز این وضعیت، جدایی مجتبی فخریان در نیم‌فصل بود؛ بازیکنی که فرصت بازی چندانی نیافت و در نهایت بدون آنکه تأثیر خاصی بر روند تیم بگذارد، از جمع سرخ‌ها جدا شد. این رفت‌وآمدها، نه تنها کمکی به بهبود شرایط نکرد، بلکه نشان داد سیاست جذب، بدون برنامه‌ریزی دقیق و ارزیابی فنی عمیق، تا چه اندازه می‌تواند پرهزینه و کم‌اثر باشد.

استثنایی به نام اورونوف

در میان تمام وینگرهای جذب‌شده، تنها اوستون اورونوف بود که در مقاطعی توانست عملکرد قابل قبولی ارائه دهد. او در برخی بازی‌ها با حرکات انفجاری و تاثیرگذاری نسبی، به خط حمله پرسپولیس جان تازه‌ای بخشید. با این حال، حتی اورونوف هم نتوانست به شکل مستمر به ستاره بی‌چون‌وچرای تیم تبدیل شود. نوسان در عملکرد و عدم تداوم، باعث شد که او نیز نتواند بار هجومی تیم را به تنهایی به دوش بکشد؛ مسئله‌ای که اهمیت توازن و کیفیت کلی ترکیب را بیش از پیش برجسته کرد.

ظهور یک جوان و تناقض بزرگ سیاست‌ها

شاید مهم‌ترین و معنادارترین اتفاق فصل، اعتماد اجباری اوسمار ویه‌را به یک بازیکن ۱۹ ساله به نام امیرحسین محمودی باشد. جوانی که با قراردادی کم‌هزینه و بدون هیاهوی رسانه‌ای به تیم اضافه شد، اما در فرصت‌های کوتاه خود، نمایش‌هایی امیدوارکننده ارائه داد. محمودی نشان داد که می‌توان با اعتماد به استعدادهای جوان، بخشی از مشکلات تیم را برطرف کرد؛ آن هم در شرایطی که میلیاردها تومان برای جذب وینگرهای پرشمار هزینه شده بود.

این اتفاق، تناقض بزرگ سیاست نقل‌وانتقالاتی پرسپولیس را عیان می‌کند. باشگاهی که منابع مالی قابل توجهی را صرف خرید بازیکنان آماده کرد، در نهایت به جوانی تکیه زد که هزینه‌ای به‌مراتب کمتر داشت اما انگیزه و کارایی بالاتری نشان داد. این واقعیت، پرسش‌های جدی درباره فرآیند استعدادیابی، اولویت‌بندی نیازهای تیم و مدیریت منابع مالی مطرح می‌کند.

آمارهایی که حقیقت را فریاد می‌زنند

نگاهی به آمار عملکرد وینگرهای تخصصی پرسپولیس در این فصل، تصویر روشنی از ناکارآمدی این سیاست ارائه می‌دهد. مجموع خروجی این بازیکنان تنها ۸ گل، ۵ پاس گل و یک پنالتی گرفته‌شده بوده است؛ آماری که برای تیمی با اهداف قهرمانی و حضور قدرتمند در رقابت‌های داخلی و آسیایی، به‌هیچ‌وجه رضایت‌بخش نیست.

امید عالیشاه در ۱۴ بازی تنها یک گل و یک پاس گل ثبت کرده است. اوستون اورونوف در ۲۰ بازی به ۳ گل و ۲ پاس گل رسیده. محمد عمری در ۱۰ بازی یک گل زده و امیرحسین محمودی در ۴ بازی یک گل به ثمر رسانده است. تیوی بیفوما با ۱۲ بازی، یک گل و ۲ پاس گل داشته و محمدامین کاظمیان در ۱۷ بازی تنها یک گل زده است. شکاری نیز همین آمار را ثبت کرده و محمدحسین صادقی در ۶ بازی، بدون گل و پاس گل مانده است.

این اعداد و ارقام، به‌خوبی نشان می‌دهد که تعدد وینگرها نه تنها به افزایش قدرت هجومی منجر نشده، بلکه بهره‌وری خط حمله را نیز کاهش داده است. زمانی که خروجی فنی با ورودی مالی همخوانی ندارد، طبیعی است که تیم در مسیر رقابت دچار افت شود.

تأثیر مستقیم بر نتایج و کیفیت فنی

پیامد این سیاست اشتباه، امروز در زمین مسابقه به‌وضوح دیده می‌شود. پرسپولیس که قرار بود با گزینه‌های متعدد هجومی، تنوع تاکتیکی و قدرت تهاجمی بالایی داشته باشد، حالا با کمبود بازیکن مؤثر در پست‌های کلیدی مواجه است. ضعف در خلق موقعیت، ناتوانی در تمام‌کنندگی و افت هماهنگی خطوط، همگی ریشه در همان تصمیمات تابستانی دارند.

کادر فنی در بسیاری از بازی‌ها مجبور شده ترکیب‌هایی را به میدان بفرستد که از سر اجبار شکل گرفته‌اند، نه بر اساس بهترین چینش ممکن. این شرایط، فشار مضاعفی بر بازیکنان و مربیان وارد کرده و حاشیه‌ها را نیز افزایش داده است.

جمع‌بندی

سیاست نقل‌وانتقالاتی تابستانی پرسپولیس نمونه‌ای روشن از اهمیت برنامه‌ریزی، توازن و نگاه بلندمدت در مدیریت باشگاه‌های بزرگ است. تمرکز افراطی بر جذب وینگرها، بدون توجه به نیازهای واقعی تیم، نه تنها مشکل‌گشا نبود، بلکه به یکی از عوامل اصلی افت کیفیت فنی و نتایج تبدیل شد. آمار ضعیف، نیمکت‌نشینی بازیکنان پرهزینه و درخشش نسبی یک استعداد جوان کم‌هزینه، همگی گواه این واقعیت‌اند که سرمایه‌گذاری بدون استراتژی دقیق، راه به جایی نمی‌برد. پرسپولیس برای بازگشت به مسیر موفقیت، ناگزیر است از این تجربه درس بگیرد و در آینده، سیاستی متعادل‌تر، هوشمندانه‌تر و مبتنی بر نیازهای واقعی تیم را در پیش بگیرد.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط