آه حسینی یا اشتباه استقلال؟ دروازهای که هنوز بسته نشده است
جدایی حسین حسینی از استقلال اگرچه در زمان وقوع خود با واکنشهای محدود و بعضاً احساسی همراه بود، اما گذر زمان نشان داد این تصمیم ساده و کمهزینه نبوده است. حسینی که سالها در قامت کاپیتان و دروازهبان اول استقلال ایفای نقش میکرد، چندی قبل با صراحت از پشت پرده جدایی خود سخن گفت و تأکید کرد پس از روی کار آمدن ریکاردو ساپینتو، شرایط برای ادامه حضورش در استقلال مهیا نبوده است. این اظهارات بار دیگر توجه افکار عمومی را به یکی از حساسترین نقاط استقلال در سالهای اخیر یعنی خط دروازه معطوف کرد.
آغاز اختلافات با ساپینتو و تغییر معادلات در استقلال
با حضور ریکاردو ساپینتو روی نیمکت استقلال، بسیاری از معادلات فنی و مدیریتی این باشگاه دستخوش تغییر شد. ساپینتو که با رویکردی سختگیرانه و انضباطی وارد فوتبال ایران شد، از همان ابتدا نگاه خاصی به ترکیب تیم و نقش بازیکنان باتجربه داشت. حسین حسینی در این مقطع نه فقط یک دروازهبان، بلکه نماد ثبات و تجربه در استقلال محسوب میشد. با این حال، اختلاف دیدگاهها میان او و سرمربی پرتغالی به تدریج پررنگ شد؛ اختلافاتی که هرگز به صورت شفاف رسانهای نشد اما در نهایت به جدایی انجامید.
بر اساس روایتهایی که بعدها مطرح شد، ساپینتو در مقطعی حتی از حسینی خواسته بود برای بازگشت دوبارهاش به استقلال، پس از رفتن جواد نکونام و حل مشکل محرومیت ششماهه، تلاش کند. همین تناقضها نشان میدهد که رابطه میان سرمربی و دروازهبان اول تیم، پیچیدهتر از یک اختلاف ساده فنی بوده و لایههای پنهانی دارد که هنوز بهطور کامل افشا نشده است.
فصل درخشان حسینی و انتظاراتی که برآورده نشد
نکتهای که امروز بیش از هر زمان دیگری به چشم میآید، عملکرد حسین حسینی در فصل پایانی حضورش در استقلال است. او در آن فصل نمایشهایی ارائه داد که حتی منتقدانش را نیز وادار به تحسین کرد. واکنشهای مطمئن، رهبری خط دفاع و نقش کلیدی در کسب نتایج مثبت، حسینی را به یکی از ستونهای اصلی استقلال تبدیل کرده بود. جدایی چنین دروازهبانی، بدون جایگزینی همسطح، ریسکی بود که باشگاه استقلال آن را پذیرفت؛ ریسکی که حالا نشانههای تبعاتش آشکار شده است.
در فوتبال حرفهای، جدایی بازیکنان بزرگ امری طبیعی است، اما آنچه اهمیت دارد، زمان و نحوه این جداییهاست. استقلال در مقطع جدایی حسینی، نه تنها نتوانست جانشینی ششدانگ و آماده معرفی کند، بلکه عملاً با معضلی مزمن در خط دروازه مواجه شد که از همان ابتدای فصل جدید خود را نشان داد.
اشتباهات دروازهبانان و بازگشت نام حسینی به سکوها
پس از شکست استقلال در بازی برگشت و اشتباهات حبیب فر عباسی، موجی از واکنشها در میان هواداران شکل گرفت. بخشی از طرفداران استقلال، با نگاهی احساسی، مدعی شدند که آه و نفرین حسین حسینی دامان تیم را گرفته است. هرچند این ادعا بیشتر ریشه در احساسات هواداری دارد و نمیتوان آن را تحلیلی منطقی دانست، اما همین واکنشها نشاندهنده جای خالی حسینی در ذهن و قلب هواداران است.
واقعیت این است که استقلال در این فصل بارها از ناحیه دروازه ضربه خورده و این مسئله، مقایسه با دوران حضور حسینی را اجتنابناپذیر کرده است. هر اشتباه دروازهبانان فعلی، ناخودآگاه نام حسینی را به سکوها و فضای مجازی بازمیگرداند و این خود نشانهای از تأثیرگذاری او در سالهای گذشته است.
احساسات هواداری یا واقعیت فنی استقلال
اگرچه نسبت دادن نتایج ضعیف استقلال به نفرین یا آه یک بازیکن، منطقی و حرفهای نیست، اما نمیتوان انکار کرد که استقلال امروز از نبود یک دروازهبان مطمئن رنج میبرد. فوتبال مدرن بیش از هر زمان دیگری به ثبات در خط دروازه وابسته است و تیمی که از این نعمت محروم باشد، حتی با بهترین خطوط حمله نیز دچار نوسان میشود.
حسینی قطعاً استقلال را نفرین نکرده و چنین ادعاهایی بیشتر بازتاب ناامیدی هواداران است. با این حال، غیبت او در ترکیب آبیها به وضوح احساس میشود؛ چه در لحظات حساس بازیها و چه در آرامشی که یک دروازهبان باتجربه میتواند به خط دفاع تزریق کند.
سکوت طرفین و پروندهای که هنوز بسته نشده است
یکی از نکات قابل توجه در ماجرای جدایی حسین حسینی، سکوت نسبی هر دو طرف درباره جزئیات اختلافات است. نه حسینی تاکنون تمام ناگفتهها را بیان کرده و نه ساپینتو توضیح شفافی درباره تصمیماتش ارائه داده است. این سکوت، فضای گمانهزنی را تقویت کرده و هر از گاهی با یک شکست یا اشتباه، دوباره شعلهور میشود.
به نظر میرسد این پرونده هنوز به پایان نرسیده و شاید در آینده، هر دو طرف ناچار شوند برای روشن شدن افکار عمومی، بخشی از واقعیتهای پنهان را بازگو کنند. استقلال به عنوان باشگاهی بزرگ، بیش از هر چیز نیازمند شفافیت و تصمیمگیریهای فنی دقیق است؛ موضوعی که در ماجرای حسینی، جای خالی آن احساس میشود.
جمعبندی
جدایی حسین حسینی از استقلال را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی ساده در نظر گرفت. این تصمیم، حاصل مجموعهای از اختلافات فنی، مدیریتی و شاید شخصی بود که امروز تبعاتش بیش از گذشته نمایان شده است. استقلال در فصل جاری با مشکل نداشتن یک دروازهبان ششدانگ دستوپنجه نرم میکند و همین مسئله، خاطره حسینی را پررنگتر کرده است. اگرچه صحبت از آه و نفرین بیشتر جنبه احساسی دارد، اما واقعیت فنی غیرقابل انکار است؛ استقلال بدون حسینی، بخشی از ثبات خود را از دست داده و این پرونده همچنان یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات پیرامون آبیها باقی مانده است.






