شکست تلخ، دو بازنده بزرگ و پرسشهای جدی درباره آینده استقلال
ناکامی استقلال در تقابل حساس اخیر برابر الحسین، صرفاً یک شکست ساده در کارنامه آبیها نبود، بلکه زنگ خطری جدی برای ساختار فنی تیم، تصمیمات کادرفنی و وضعیت برخی مهرههای کلیدی به شمار میآید. این بازی بیش از هر چیز نشان داد استقلال همچنان در بازیهای بزرگ دچار بحران هویت، تمرکز و برنامهریزی است؛ بحرانی که حالا هم جایگاه ریکاردو ساپینتو را متزلزل کرده و هم موقعیت روزبه چشمی را بهعنوان کاپیتان و مهره ملیپوش زیر سؤال برده است.
ریکاردو ساپینتو و تکرار یک چرخه ناکامی
سهم اصلی این شکست بدون تردید متوجه ریکاردو ساپینتو است. سرمربی پرتغالی استقلال با وجود در اختیار داشتن ترکیبی پرستاره از بازیکنان داخلی و خارجی، بار دیگر نتوانست تیمی منسجم، آماده و با برنامه روانه میدان کند. استقلال در هر دو دیدار مقابل الحسین تیمی پراشتباه، کمانرژی و فاقد راهحل تاکتیکی مشخص بود؛ تیمی که نه در فاز دفاعی انسجام داشت و نه در حمله نشانی از خلاقیت و نظم دیده میشد.
ساپینتو در این مسابقه نیز همان الگوهای تکراری را به نمایش گذاشت؛ اصرار بر سیستمهایی که بارها ناکارآمدیشان ثابت شده، ناتوانی در واکنش سریع به تغییرات حریف و ضعف آشکار در مدیریت ذهنی بازیکنان. استقلال در دقایق حساس بازی فرو میپاشید و این دقیقاً همان نقطهای است که نقش سرمربی پررنگ میشود؛ نقشی که ساپینتو بار دیگر از انجام آن بازماند.
استقلالِ بیبرنامه در میدان نبرد
مشکل استقلال فقط به یک بازی یا یک تصمیم محدود نمیشود. آبیها مدتهاست در مسابقات مهم، نشانی از تیمی مدعی ندارند. فاصله خطوط، اشتباهات فردی پرتعداد و از همه مهمتر، فقدان یک نقشه روشن برای عبور از فشار حریف، استقلال را به تیمی قابل پیشبینی تبدیل کرده است. برابر الحسین، این ضعفها به شکل عریانتری خود را نشان داد؛ تیمی که در میانه میدان کنترل را از دست داد و در دفاع بارها غافلگیر شد.
این شرایط باعث شد ساپینتو نهتنها از نظر نتیجه، بلکه از نظر فنی هم بازنده بزرگ این تقابل لقب بگیرد. هواداران استقلال حالا بیش از هر زمان دیگری از خود میپرسند آیا این مربی توان عبور از بنبستهای تکراری را دارد یا خیر.
روزبه چشمی؛ کاپیتانی زیر سایه افت
در کنار ساپینتو، شکست برابر الحسین یک بازنده مهم دیگر هم داشت؛ روزبه چشمی، کاپیتان باتجربه استقلال. بازیکنی که سالها بهعنوان یکی از مهرههای قابل اتکای فوتبال ایران شناخته میشد، حالا مدتهاست از آمادگی ایدهآل فاصله گرفته و نشانههای افت در بازی او بهوضوح دیده میشود.
چشمی که در رؤیای حضور در سومین جام جهانی خود به سر میبرد، طی ماههای اخیر با مصدومیتهای پیاپی دستوپنجه نرم کرده است. همین مصدومیتها باعث شده او چندین بازی حساس را از دست بدهد و در مسابقاتی هم که فرصت حضور یافته، نتواند تأثیرگذاری گذشته را داشته باشد. کاپیتانی که باید ستون میانه میدان باشد، حالا خود به یکی از نقاط آسیبپذیر تیم تبدیل شده است.
دوئلهای از دست رفته و رهبری کمرنگ
در دیدار اخیر مقابل الحسین، عملکرد روزبه چشمی بههیچوجه در حد و اندازه نام و سابقهاش نبود. او در اغلب دوئلهای میانه میدان ناکام ماند و بارها در برابر فشار بازیکنان حریف عقب نشست. استقلال در مرکز زمین بارها تحت فشار قرار گرفت و نتوانست جریان بازی را به دست بگیرد؛ موضوعی که نقش مستقیم کاپیتان تیم را برجسته میکند.
چشمی در این مسابقه نتوانست آن رهبر میدانی باشد که همتیمیها در لحظات سخت به او تکیه کنند. زبان بدن او، تصمیمگیریهای کند و اشتباهات فنی، تصویری از بازیکنی را نشان میداد که از اوج فاصله گرفته و اعتمادبهنفس همیشگی را ندارد.
نقش چشمی در گل دوم؛ اشتباهی فراتر از یک صحنه
روی گل دوم الحسین، هرچند اشتباه اصلی متوجه دروازهبان استقلال بود، اما نقش روزبه چشمی در شکلگیری این صحنه را نمیتوان نادیده گرفت. دفع توپ ناقص او باعث شد فشار حریف ادامهدار شود و در نهایت به گل ختم شود. این صحنه نمادی از عملکرد کلی چشمی در این دیدار بود؛ تصمیمهای نصفهونیمه و واکنشهایی که نهتنها مشکل را حل نمیکرد، بلکه شرایط را پیچیدهتر میساخت.
برای بازیکنی در قامت کاپیتان و مهره ملیپوش، چنین اشتباهاتی هزینهبر است؛ بهویژه زمانی که تیم در یکی از حساسترین مقاطع فصل قرار دارد.
جام جهانی ۲۰۲۶ و کورس فشرده خط میانی
ادامه این روند میتواند تبعاتی فراتر از استقلال برای روزبه چشمی داشته باشد. حضور او در فهرست نهایی تیم ملی فوتبال ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶، با توجه به شرایط فعلی، بسیار بعید به نظر میرسد. رقابت در خط میانی تیم ملی بهشدت فشرده است و بازیکنان جوانتر و آمادهتری در این پست حضور دارند که هر لغزش میتواند جایگاه یک بازیکن باتجربه را متزلزل کند.
چشمی برای باقی ماندن در این کورس، نیازمند بازگشتی جدی به فرم ایدهآل است؛ بازگشتی که هم به ثبات بدنی نیاز دارد و هم به احیای اعتمادبهنفس و کیفیت فنی.
تصمیم دشوار امیر قلعهنویی
در چنین شرایطی، تنها راه حضور چشمی در جام جهانی میتواند تصمیمی بحثبرانگیز از سوی امیر قلعهنویی باشد. سرمربی تیم ملی باید میان تجربه و آمادگی یکی را انتخاب کند و واقعیت این است که در فوتبال امروز، آمادگی فنی و ذهنی حرف اول را میزند. دعوت از بازیکنی که در سطح باشگاهی دچار افت شده، میتواند هزینههای سنگینی برای تیم ملی به همراه داشته باشد.
قلعهنویی بارها نشان داده به بازیکنان آماده وفادار است و همین مسئله شانس چشمی را بیش از پیش کاهش میدهد؛ مگر اینکه کاپیتان استقلال در مدت باقیمانده تا مسابقات ملی، تغییری اساسی در روند خود ایجاد کند.
استقلال در دو راهی تغییر یا تکرار
شکست برابر الحسین، استقلال را نیز در دو راهی مهمی قرار داده است. ادامه مسیر با همین ساختار فنی و همین کیفیت ذهنی، میتواند ناکامیهای بیشتری را رقم بزند. ساپینتو حالا بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین قرار دارد و هر لغزش، فاصله او با نیمکت استقلال را کمتر میکند.
در این میان، نقش بازیکنان باتجربهای چون روزبه چشمی تعیینکننده است. یا باید بار دیگر به رهبران واقعی تیم تبدیل شوند، یا جای خود را به نسل تازهای بدهند که تشنه اثبات تواناییهایشان هستند.
جمعبندی
ناکامی استقلال مقابل الحسین، فقط یک حذف یا یک نتیجه منفی نبود؛ این شکست آینهای بود که ضعفهای فنی، ذهنی و مدیریتی تیم را منعکس کرد. ریکاردو ساپینتو بهعنوان سرمربی، بازنده اصلی این تقابل لقب گرفت و روزبه چشمی نیز با عملکردی ضعیف، آینده خود در استقلال و تیم ملی را در هالهای از ابهام دید. اگر این روند اصلاح نشود، هم استقلال بهای سنگینی خواهد پرداخت و هم کاپیتانی که روزی یکی از ستونهای فوتبال ایران بود، ممکن است بزرگترین تورنمنت دوران حرفهای خود را از دست بدهد.






