نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۲۲۳

ساپینتو برود، استقلال درست می‌شود؟

ساپینتو برود، استقلال درست می‌شود؟
حذف استقلال از آسیا فقط نتیجه ضعف ساپینتو نیست؛ مدیریت پرهزینه و ناکارآمد باشگاه، ریشه بحران آبی‌هاست و تغییر مربی درمان این زخم عمیق نخواهد بود.
۱۰:۵۶ - ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
وانانیوز|

حذف استقلال از رقابت‌های آسیایی در سطح دوم، آن هم مقابل تیمی که روی کاغذ فاصله زیادی با نام و اعتبار آبی‌ها دارد، تنها یک شکست ورزشی نیست؛ این اتفاق آینه‌ای است که سال‌ها سوءمدیریت، تصمیم‌های پرهزینه و نگاه غیرحرفه‌ای به تیمداری را بی‌رحمانه منعکس می‌کند. در چنین شرایطی ساده‌ترین راه، نشانه رفتن سرمربی است؛ همان نسخه همیشگی که افکار عمومی را برای مدتی آرام می‌کند اما هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد آنچه استقلال را به این نقطه رسانده، فراتر از عملکرد فنی ریکاردو ساپینتو است و به ساختاری بازمی‌گردد که سال‌هاست از مسیر درست خارج شده است.

ساپینتو و تیمی وابسته به حرکات انفرادی

نمی‌توان نقش ساپینتو را در وضعیت فعلی استقلال نادیده گرفت. تیمی که تحت هدایت او شکل گرفته، بیش از آنکه محصول یک تفکر منسجم تاکتیکی باشد، به جرقه‌های فردی و حرکات انفرادی دل خوش کرده است. استقلال در بسیاری از بازی‌ها فاقد برنامه روشن برای انتقال توپ، ایجاد موقعیت و کنترل جریان مسابقه بوده و این مسئله به‌ویژه در دیدارهای حساس آسیایی به وضوح خود را نشان داده است. وابستگی به توان فردی بازیکنان، شاید در برخی مسابقات داخلی جواب بدهد، اما در سطح قاره‌ای به سرعت افشا می‌شود. با این حال، تقلیل تمام بحران به سرمربی، نوعی ساده‌سازی خطرناک است که صورت مسئله را پاک می‌کند.

تغییر مربی، راه‌حل یا پاک کردن صورت مسئله

تجربه سال‌های اخیر استقلال به روشنی نشان می‌دهد تغییر مربی، بدون اصلاح بستر مدیریتی، تنها یک مُسکن موقت است. اگر ساپینتو امروز برکنار شود، چه تضمینی وجود دارد که مربی بعدی در همین ساختار معیوب موفق باشد. استقلال بارها این مسیر را رفته و هر بار، نتیجه تفاوت چندانی نداشته است. مشکل اصلی جایی بالاتر از نیمکت قرار دارد؛ جایی که تصمیم‌ها گرفته می‌شود، منابع هزینه می‌شود و اولویت‌ها تعیین می‌گردد. تا زمانی که این لایه اصلاح نشود، هیچ مربی‌ای، حتی با بالاترین رزومه، نمی‌تواند استقلال را به ثبات برساند.

مدیریت پرهزینه، پرمدعا و بی‌حاصل

آنچه امروز استقلال را آزار می‌دهد، تضاد آشکار میان هزینه‌های سنگین و دستاوردهای ناچیز است. مدیریت باشگاه طی سال‌های اخیر، به پشتوانه منابع مالی هلدینگ خلیج فارس، هزینه‌های قابل توجهی انجام داده و قراردادهای آنچنانی بسته است، اما خروجی این سرمایه‌گذاری‌ها تناسبی با ارقام پرداخت‌شده ندارد. پول خرج شده، اما ساختار حرفه‌ای شکل نگرفته، تیم‌داری اصولی به حاشیه رفته و توجه به تیم اول، جای خود را به رزومه‌سازی مدیریتی داده است. حذف استقلال از آسیا، نتیجه مستقیم همین رویکرد است؛ رویکردی که بیشتر به نمایش قدرت مالی شبیه است تا برنامه‌ریزی ورزشی.

فراموشی تیم اول در هیاهوی مدیریت

مدیریت استقلال مدت‌هاست تمرکز واقعی بر تیم اول را از دست داده است. تصمیم‌های کلان بدون توجه به نیازهای فنی اتخاذ می‌شود و ارتباط میان مدیریت و کادر فنی، بیشتر جنبه تشریفاتی دارد. در چنین فضایی، تیم به حال خود رها می‌شود و مسئولیت شکست‌ها، به‌راحتی به گردن مربی و بازیکنان می‌افتد. این در حالی است که تیمداری حرفه‌ای، نیازمند حضور دائمی و مسئولانه مدیریت در کنار تیم است؛ حضوری که نه در قالب دخالت، بلکه در شکل حمایت، برنامه‌ریزی و نظارت معنا پیدا می‌کند.

پول‌پاشی بدون نظارت و ضرورت ورود نهادهای بالادستی

حذف استقلال از آسیا، بار دیگر بحث شفافیت مالی و نحوه هزینه‌کرد منابع را به میان آورده است. وقتی باشگاهی با چنین پشتوانه مالی، به این سادگی از گردونه رقابت‌ها کنار می‌رود، طبیعی است که پرسش‌ها درباره قراردادها، پرداخت‌ها و بازدهی هزینه‌ها جدی‌تر شود. اینجاست که نقش نهادهای بالادستی پررنگ می‌شود؛ نهادهایی که باید بدون ملاحظه، عملکرد مالی و مدیریتی باشگاه را بررسی کنند تا مشخص شود این همه هزینه، دقیقاً کجا و چگونه خرج شده و چرا نتیجه‌ای متناسب با آن به دست نیامده است.

علی تاجرنیا و مدیریت پرحاشیه استقلال

در رأس این ساختار، علی تاجرنیا به عنوان سرپرست مدیرعاملی قرار دارد؛ مدیری که نامش بیش از آنکه با موفقیت‌های ورزشی استقلال گره بخورد، با حاشیه‌های سیاسی و اجتماعی شناخته می‌شود. منتقدان معتقدند او بیش از تمرکز بر استقلال، درگیر فعالیت‌ها و ambitions سیاسی است و همین مسئله باعث شده باشگاه به حاشیه رانده شود. حضور پررنگ در عرصه‌های غیرورزشی، زمانی که استقلال به ثبات مدیریتی نیاز دارد، پیام روشنی برای هواداران ندارد و اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند.

سروصداهای تبلیغاتی و واقعیت تلخ زمین

مدیریت فعلی استقلال تلاش کرده با ایجاد سروصدا و نمایش فعالیت در حوزه‌های مختلف ورزشی، چهره‌ای فعال و پویا از خود نشان دهد. اما این تحرکات، بیش از آنکه در زمین مسابقه نمود داشته باشد، در فضای رسانه‌ای دیده شده است. حذف تلخ از آسیا، آن هم مقابل تیمی اردنی، نشان داد فاصله میان تبلیغات و واقعیت تا چه اندازه عمیق است. وقتی نتیجه روی تابلو می‌آید، دیگر هیچ صدای بلندی نمی‌تواند ضعف‌ها را پنهان کند و تشت رسوایی به زمین می‌افتد.

فرافکنی ممنوع؛ مقصران اصلی را فراموش نکنیم

انداختن تمام تقصیرها به گردن ساپینتو و احتمال تغییر او، خطر بزرگی برای آینده استقلال است. این رویکرد، مقصران اصلی را از زیر بار مسئولیت خارج می‌کند و اجازه می‌دهد همان مسیر غلط ادامه پیدا کند. اگر قرار است استقلال از این بحران عبور کند، باید شجاعت مواجهه با ریشه‌ها را داشته باشد؛ ریشه‌هایی که در مدیریت، نوع نگاه به فوتبال و اولویت‌بندی‌ها نهفته است. بدون این مواجهه، هر تغییری در سطح کادر فنی، محکوم به شکست خواهد بود.

ضرورت تغییر نگاه برای نجات فصل

استقلال اگر می‌خواهد در ادامه فصل به موفقیت برسد، نیازمند تغییر کلی در مدیریت و نگرش خود به فوتبال است. برای هواداران، فوتبال استقلال مهم‌ترین دارایی باشگاه است و هر تصمیمی باید با در نظر گرفتن این واقعیت اتخاذ شود. اصلاح ساختار مدیریتی، شفافیت مالی، تعریف استراتژی بلندمدت و انتخاب مدیرانی که تمام تمرکز خود را بر موفقیت ورزشی بگذارند، پیش‌نیازهای خروج از بحران هستند. در غیر این صورت، سقوط تدریجی آبی‌ها ادامه خواهد داشت و حذف از آسیا، تنها آغاز این مسیر تلخ خواهد بود.

جمع‌بندی

حذف استقلال از رقابت‌های آسیایی را نمی‌توان صرفاً به ضعف‌های فنی ساپینتو تقلیل داد. این شکست، محصول سال‌ها مدیریت پرهزینه اما ناکارآمد، فقدان برنامه‌ریزی و غفلت از تیمداری حرفه‌ای است. تغییر مربی، اگرچه شاید افکار عمومی را برای مدتی آرام کند، اما درمان درد نیست. استقلال برای بازگشت به جایگاه واقعی خود، نیازمند بازنگری عمیق در ساختار مدیریتی و تغییر نگاه به فوتبال است؛ تغییری که اگر امروز آغاز نشود، فردا هزینه‌های سنگین‌تری به باشگاه و هوادارانش تحمیل خواهد کرد.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط