بحران درون دروازه استقلال؛ پروژهای که از روز اول ترک برداشت
استقلال فصل را با این تصور آغاز کرد که یکی از حساسترین پستهای زمین را به شکلی مطمئن و بیحاشیه بسته است. جذب آنتونیو آدان با سابقه حضور در رئال مادرید و سالها بازی در سطح اول فوتبال اروپا، در کنار به خدمت گرفتن حبیب فرعباسی که در لیگ داخلی چهرهای شناختهشده بود، روی کاغذ ترکیبی ایدهآل به نظر میرسید. اما فوتبال بارها ثابت کرده است که اعتبار گذشته و ظاهر تصمیمها تضمینی برای موفقیت آینده نیست. آنچه در عمل رخ داد، چیزی جز شکلگیری یکی از پرهزینهترین بحرانهای استقلال در سالهای اخیر نبود؛ بحرانی که نهتنها نتایج را تحت تأثیر قرار داد، بلکه اعتماد درونی تیم و آرامش هواداران را نیز فرسوده کرد.
آغاز فصل با تصور امنیت در خط دروازه
مدیران استقلال در ابتدای فصل تلاش کردند پیام روشنی مخابره کنند؛ اینکه باشگاه قصد دارد با اتکا به تجربه بینالمللی و گزینههای متنوع، از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند. حضور آنتونیو آدان در نگاه نخست نوعی تضمین روانی برای خط دفاعی محسوب میشد و فرعباسی قرار بود گزینهای قابل اتکا برای رقابت و پوشش مسابقات فشرده باشد. این سیاست در ظاهر حرفهای و مطابق استانداردهای روز فوتبال جلوه میکرد، اما غفلت از یک اصل مهم، یعنی تطبیق فنی و ذهنی با شرایط خاص استقلال، خیلی زود خود را نشان داد.
حبیب فرعباسی و لغزشهای تعیینکننده آسیایی
فرعباسی بیش از همه در مسابقات آسیایی زیر ذرهبین قرار گرفت. بازی برابر الحسین نقطه عطفی بود که ضعفها را عیان کرد. اشتباهات فردی، تصمیمگیریهای دیرهنگام و ناتوانی در مدیریت لحظات حساس باعث شد نهتنها نتیجه مسابقه تحت تأثیر قرار بگیرد، بلکه اعتماد کادر فنی نیز به شکل محسوسی کاهش یابد. در تیمی مانند استقلال که فشار روانی مسابقات آسیایی چند برابر لیگ داخلی است، دروازهبان باید نقطه اتکا باشد نه منبع نگرانی. نمایشهای فرعباسی این معیار را برآورده نکرد و به تدریج جایگاه او در ذهن هواداران نیز متزلزل شد.
آنتونیو آدان؛ نام بزرگ، اثر کوچک
در سوی دیگر، آنتونیو آدان نتوانست نقش دروازهبانی باثبات و تعیینکننده را ایفا کند. سابقه حضور در رئال مادرید انتظارات را به اوج رسانده بود، اما آنچه در میدان دیده شد، فاصلهای معنادار با این تصویر داشت. اشتباهات فردی در لحظات حساس و نوسان در عملکرد باعث شد آدان خیلی زود جایگاهش را در ترکیب اصلی از دست بدهد. حتی زمانی که بحث بازگشت احتمالی او مطرح شد، تردید نسبت به ثبات روانی و فنیاش همچنان باقی ماند. استقلال به جای آنکه از تجربه او سود ببرد، درگیر مدیریت پیامدهای خطاهایش شد.
جدایی حسینی؛ حلقه مفقوده ثبات
در این میان، جدایی حسینی بیش از هر تصمیم دیگری به استقلال ضربه زد. حسینی با وجود فراز و نشیبهایی که پس از انتقال به سپاهان تجربه کرد، از یک مزیت مهم برخوردار بود؛ شناخت عمیق از فضای استقلال. او فشار سکوها، حساسیت بازیهای بزرگ و پیچیدگیهای روانی این تیم را میشناخت و همین تجربه میتوانست مانع شکلگیری بیثباتی در خط دروازه شود. کنار گذاشتن چنین چهرهای، آن هم تحت تأثیر فشارهای مجازی، نشان داد که تصمیمسازی در باشگاه بیش از حد به هیجانات کوتاهمدت وابسته شده است.
نقش مدیران و همراهی با فشارهای مجازی
یکی از ابعاد کمتر گفتهشده این بحران، نقش مدیران در تشدید آن است. همراهی با موجهای احساسی فضای مجازی و تصمیمگیری بر اساس واکنشهای لحظهای، استقلال را از مسیر عقلانی خارج کرد. به جای حمایت هدفمند از مهرههای باتجربه یا ایجاد رقابت سالم، سیاستها به سمتی رفت که نتیجه آن از دست رفتن دو جام و ایجاد تردید در یکی از حیاتیترین پستهای تیم بود. مدیریت بحران نیازمند صبر و برنامه است، نه تغییرات شتابزده.
تأثیر بحران دروازهبان بر ساختار تیم
بیثباتی در خط دروازه تنها به اشتباهات فردی محدود نمیشود. این وضعیت مستقیما بر عملکرد خط دفاع و حتی هافبکهای تدافعی اثر میگذارد. وقتی مدافعان به دروازهبان اعتماد کامل ندارند، محافظهکارتر بازی میکنند و همین موضوع از جسارت تیم در فاز هجومی میکاهد. استقلال در مقاطع مختلف فصل نشانههایی از این اختلال ساختاری را بروز داد؛ تیمی که میتوانست مسلط بازی کند، بهتدریج دچار تردید شد و امتیازات حساسی را از دست داد.
آینده مبهم استقلال در لیگ برتر و جام حذفی
اکنون استقلال با دروازهبانانی روبهروست که نتوانستهاند انتظارات را برآورده کنند. این وضعیت، آینده آبیها در لیگ برتر و جام حذفی را در هالهای از ابهام قرار داده است. هر تصمیم جدیدی در این پست باید با دقتی چند برابر اتخاذ شود، زیرا اعتماد ازدسترفته بهسادگی بازنمیگردد. هواداران انتظار دارند باشگاه از این تجربه پرهزینه درس بگیرد و به جای تکرار اشتباهات، به سمت ثبات و برنامهریزی بلندمدت حرکت کند.
جمعبندی
بحران دروازه استقلال حاصل یک اشتباه مقطعی نیست، بلکه نتیجه زنجیرهای از تصمیمهای نادرست است؛ از جذب نامهایی که با شرایط تیم همخوانی نداشتند تا کنار گذاشتن چهرهای باتجربه مانند حسینی تحت فشار فضای مجازی. این پروژه از ابتدا مسیر درستی نداشت و حالا هزینه آن با از دست رفتن جامها و تزلزل روانی تیم پرداخت شده است. اگر استقلال قصد دارد دوباره به جایگاه واقعی خود بازگردد، باید از این تجربه تلخ عبور تحلیلی داشته باشد و بداند که امنیت در خط دروازه، پایه هر موفقیتی در فوتبال حرفهای است.






