اعترافی که دیر گفته شد؛ چرا عباس جدیدی هرگز به حقش نرسید؟
کشتی ایران همواره پر از اسطورههایی بوده که مدالهایشان تاریخساز شده، اما در کنار این افتخارات، روایتهایی نیز وجود دارد که بیشتر از طلا و نقره، طعم تلخ حسرت میدهند. عباس جدیدی، از چهرههای شاخص کشتی آزاد ایران، در گفتوگویی صریح و تأملبرانگیز پرده از بخشی از ناگفتههای زندگی ورزشی خود برداشته است؛ ناگفتههایی که بیش از هر چیز، از فاصله میان استعداد و سرنوشت سخن میگویند. روایت جدیدی نه فقط یک درد دل شخصی، بلکه بازتابی از بخشی از ساختار تصمیمگیری در ورزش قهرمانی ایران است که گاه آینده یک قهرمان را رقم میزند.
عباس جدیدی و بازخوانی مسیر پرپیچوخم یک قهرمان
عباس جدیدی در صحبتهای خود با نگاهی به گذشته، از مفهومی سخن میگوید که شاید برای بسیاری از ورزشکاران بازنشسته آشنا باشد؛ فاصلهای عمیق میان آنچه میتوانست رخ دهد و آنچه در عمل اتفاق افتاد. او با استناد به شعری قدیمی، زندگی ورزشی خود را چنین توصیف میکند که همه چیز مطابق خواست انسان پیش نمیرود و گاه تقدیر، مسیر دیگری را تحمیل میکند. با این حال، جدیدی تأکید دارد که بخش مهمی از ناکامیها نه از جنس تقدیر، بلکه محصول نپختگی، بیتجربگی و تصمیمهایی بوده که در حساسترین سالهای جوانی گرفته شدهاند.
او صریح میگوید اگر امروز با تجربه فعلی به سالهای آغازین کشتی بازمیگشت، سرنوشتش بهکلی تغییر میکرد. این جمله، بیش از آنکه حسرت فردی باشد، هشداری است برای نسل جدید کشتیگیران که سرمایه اصلیشان نه فقط توان بدنی، بلکه زمان و جوانی است؛ سرمایهای که اگر بهدرستی مدیریت نشود، بازگشتی ندارد.
نپختگی جوانی؛ دشمن خاموش مدالها
در روایت عباس جدیدی، نپختگی و بیتجربگی جایگاهی کلیدی دارد. او اعتراف میکند که بسیاری از مدالها را نه به دلیل ضعف فنی یا کمبود توان جسمی، بلکه به خاطر نداشتن درک درست از موقعیتهای حساس از دست داده است. در سطح قهرمانی، گاهی یک تصمیم اشتباه، یک واکنش احساسی یا یک آمادگی ذهنی ناقص میتواند سرنوشت یک مسابقه و حتی یک دوران ورزشی را تغییر دهد.
جدیدی از زاویهای متفاوت به این موضوع نگاه میکند و میگوید مهمترین سرمایهای که یک ورزشکار دارد، اغلب زمانی شناخته میشود که دیگر از دست رفته است. او جوانی، وقت و عمر را سرمایههایی میداند که در مسیر تمرین، اردو و مسابقه خرج میشوند، اما اگر با آگاهی همراه نباشند، نتیجه مطلوبی به بار نمیآورند. این نگاه، تصویر تازهای از مفهوم قهرمانی ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، تجربه و بلوغ فکری به اندازه قدرت بدنی اهمیت دارند.
حسرت مدال المپیک؛ زخمی که کهنه نمیشود
شاید مهمترین بخش صحبتهای عباس جدیدی، زمانی باشد که به پرسش درباره حسرت مدال المپیک پاسخ میدهد. او بدون تعارف و با صداقتی کمسابقه میگوید این حسرت همچنان با اوست. المپیک برای هر کشتیگیر، نقطه اوج رویاهاست و نرسیدن به سکوی آن، حتی برای قهرمانان بزرگ، زخمی است که بهسادگی التیام نمییابد.
جدیدی در ادامه، وارد بخش حساسی از خاطرات خود میشود و از شرایطی سخن میگوید که به باور او، مانع رسیدنش به حق واقعیاش شده است. او از این میگوید که در طول دوران قهرمانیاش، بارها اجازه نداشته در وزن اصلی و تخصصی خود به میدان برود. این موضوع، در ورزشی مانند کشتی که اختلاف وزن میتواند تعیینکننده باشد، تأثیر مستقیمی بر نتیجه دارد.
قمار با یک قهرمان؛ نقدی بر تصمیمهای پشتپرده
عباس جدیدی با استفاده از واژهای تند اما گویا، وضعیت خود را چنین توصیف میکند که روی او قمار شده است. این تعبیر، فراتر از یک گلایه شخصی، نقدی جدی به نوع مدیریت و تصمیمگیری در ورزش قهرمانی است. او معتقد است که به جای برنامهریزی بلندمدت و احترام به تخصص یک کشتیگیر در وزن مشخص، گاه تصمیمهایی گرفته میشد که بیشتر شبیه آزمون و خطا بود.
این نگاه، پرسشهای مهمی را پیش روی مخاطب میگذارد. آیا در سالهای گذشته، سیستم کشتی ایران به اندازه کافی به ثبات و برنامهریزی فردی برای قهرمانان توجه داشته است؟ آیا تغییر مداوم وزن و استفاده ابزاری از ستارهها، بخشی از استعدادهای کشور را قربانی نکرده است؟ روایت جدیدی، پاسخی تلویحی به این پرسشهاست و نشان میدهد که پشت برخی ناکامیها، دلایل ساختاری وجود داشته است.
عباس جدیدی بهعنوان نماد یک نسل
صحبتهای عباس جدیدی تنها به زندگی شخصی او محدود نمیشود. او نماینده نسلی از کشتیگیران است که در اوج استعداد، با چالشهایی فراتر از تشک روبهرو بودند. نسلی که گاه قربانی تغییرات مدیریتی، تصمیمهای مقطعی و نگاه کوتاهمدت به موفقیت شد. از این منظر، روایت جدیدی ارزش تاریخی پیدا میکند و میتواند بهعنوان سندی برای بازخوانی مسیر کشتی ایران مورد توجه قرار گیرد.
او با نگاهی انتقادی اما نه از سر کینه، تلاش میکند تجربه خود را به زبانی ساده منتقل کند. پیام او روشن است؛ قهرمانی فقط نتیجه تمرین سخت نیست، بلکه حاصل مجموعهای از تصمیمهای درست در زمان درست است. اگر این تصمیمها اشتباه باشند، حتی با بالاترین سطح توان فنی نیز ممکن است رویاها محقق نشوند.
درسهایی برای نسل آینده کشتی ایران
در لایههای پنهان صحبتهای عباس جدیدی، درسهای مهمی برای نسل جوان کشتی ایران نهفته است. نخست، اهمیت تجربه و مشاوره گرفتن از پیشکسوتان است. دوم، شناخت ارزش زمان و جوانی و استفاده درست از آن. و سوم، مطالبهگری آگاهانه در برابر تصمیمهایی که میتواند مسیر حرفهای یک ورزشکار را تغییر دهد.
او ناخواسته این پیام را منتقل میکند که سکوت در برابر تصمیمهای نادرست، هزینهای سنگین دارد. نسل جدید، اگرچه با امکانات بیشتری نسبت به گذشته روبهروست، اما همچنان ممکن است با چالشهای مشابهی مواجه شود. شنیدن روایتهایی از جنس صحبتهای جدیدی، میتواند مانع تکرار برخی اشتباهات تاریخی شود.
جمعبندی
روایت عباس جدیدی از حسرتهای زندگی ورزشیاش، تنها یک گفتوگوی احساسی نیست، بلکه تحلیلی عمیق از فراز و فرودهای قهرمانی در کشتی ایران است. او با صراحت از نپختگی جوانی، از دست رفتن سرمایه زمان و تصمیمهایی میگوید که به باورش، سرنوشت مدالهای بزرگ را تغییر داد. حسرت مدال المپیک در کنار انتقاد از قمار کردن با وزن و جایگاه یک کشتیگیر، تصویری واقعگرایانه از پشتصحنه ورزش قهرمانی ارائه میدهد. این روایت، هم تلنگری برای مدیران ورزشی است و هم درسی ماندگار برای نسل آینده که بدانند مسیر قهرمانی، فقط از روی تشک نمیگذرد.






