اوریه علیه پرسپولیس؟ یک اطلاعیه که دردسرساز شد
بدنه گزارش
پرونده سرژ اوریه، مدافع ساحلعاجی پرسپولیس، حالا دیگر یک اختلاف ساده میان بازیکن و باشگاه نیست. موضوعی که در ابتدا به غیبت پس از تعطیلات نیمفصل و ناهماهنگی در بازگشت به تهران محدود میشد، اکنون به مسئلهای پیچیده با ابعاد حقوقی، قراردادی و حتی حیثیتی برای باشگاه پرسپولیس تبدیل شده است. این پرونده در شرایطی باز مانده که هر تصمیم شتابزده یا هر موضعگیری ناهماهنگ میتواند هزینهای سنگین برای سرخها به همراه داشته باشد.
از همان ابتدا، حضور سرژ اوریه در پرسپولیس با انتظارات بالایی همراه بود. بازیکنی با سابقه بازی در لیگهای معتبر اروپا که قرار بود خط دفاعی پرسپولیس را به ثبات برساند. با این حال، عملکرد او در نیمفصل اول نهتنها نتوانست رضایت کامل کادر فنی و هواداران را جلب کند، بلکه حاشیههایی نیز به دنبال داشت. نقطه آغاز بحران اما به تعطیلات نیمفصل بازمیگردد؛ زمانی که اوریه ایران را ترک کرد و با وجود اعلام باشگاه مبنی بر تهیه بلیت، دریافت ویزا و انجام مذاکرات، دیگر به تهران بازنگشت.
موضع رسمی پرسپولیس و تلاش برای کنترل بحران
در روزهای اخیر، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس موضع رسمی باشگاه را در قبال این پرونده اعلام کرد. به گفته او، سرژ اوریه همچنان بازیکن تحت قرارداد پرسپولیس است و نامش از لیست باشگاه خارج نشده است. مدیرعامل تأکید داشت که این بازیکن پس از مرخصی نیمفصل به ایران بازنگشته و باشگاه مستنداتی در اختیار دارد که در صورت لزوم میتواند از آنها برای دفاع از حقوق خود استفاده کند. این اظهارات نشان میدهد که مدیران پرسپولیس ترجیح میدهند پرونده را از مسیر مذاکره و توافق با وکیل بازیکن به سرانجام برسانند و از ورود به یک دعوای رسمی و فرسایشی حقوقی پرهیز کنند.
همین تأکید بر مذاکره و احتمال توافق، پیام روشنی دارد. پرسپولیس به خوبی میداند که ورود به مراجع حقوقی بینالمللی یا حتی داخلی، میتواند تبعات مالی قابل توجهی داشته باشد. تجربههای پیشین فوتبال ایران نشان داده که پروندههای مشابه، در صورت مدیریت نادرست، به پرداخت غرامتهای سنگین و حتی محرومیتهای انضباطی منجر شدهاند. به همین دلیل، رویکرد فعلی مدیران باشگاه بیش از آنکه تقابلی باشد، مبتنی بر کنترل بحران است.
اطلاعیه ۱۲ دی؛ نقطه حساس پرونده
با وجود این موضعگیریها، یک نکته کلیدی وجود دارد که میتواند تمام معادلات حقوقی پرونده سرژ اوریه و پرسپولیس را تغییر دهد. در تاریخ ۱۲ دیماه، رسانه رسمی باشگاه پرسپولیس اطلاعیهای منتشر کرد که در آن نام سرژ اوریه در کنار فرشاد احمدزاده به عنوان بازیکنان مازاد و جداشده از تیم اعلام شد. این خبر به صورت رسمی روی خروجی باشگاه قرار گرفت و در فضای رسانهای بازتاب گستردهای داشت.
همین اطلاعیه اکنون به یک اهرم بالقوه حقوقی برای اوریه تبدیل شده است. برخی کارشناسان حقوق ورزشی معتقدند که بازیکن میتواند با استناد به این اعلام رسمی، ادعا کند که باشگاه به صورت یکطرفه او را از تیم کنار گذاشته و در عمل قرارداد را نقض کرده است. در چنین شرایطی، حتی غیبت بازیکن از تمرینات و عدم بازگشت به ایران نیز ممکن است در ترازوی حقوقی، به نفع باشگاه تمام نشود.
در پروندههای مشابه، آنچه اهمیت دارد نه نیت طرفین، بلکه مستندات رسمی و قابل استناد است. اطلاعیهای که از سوی رسانه رسمی باشگاه منتشر شده، میتواند به عنوان سندی علیه پرسپولیس مورد استفاده قرار گیرد؛ سندی که نشان میدهد باشگاه پیش از طی شدن روند قانونی فسخ قرارداد یا رسیدن به توافق نهایی، خبر جدایی بازیکن را اعلام کرده است.
تعهد حرفهای بازیکن یا خطای ارتباطی باشگاه
از منظر مدیران پرسپولیس، ماجرا شکل دیگری دارد. آنها معتقدند سرژ اوریه تا زمانی که قراردادش به صورت رسمی فسخ نشده، موظف بوده طبق تعهد حرفهای خود در تمرینات تیم حاضر شود و به ایران بازگردد. از نگاه باشگاه، غیبت طولانیمدت بازیکن و عدم ایفای تعهدات، میتواند مصداق تخلف انضباطی باشد و دست پرسپولیس را برای دفاع حقوقی باز بگذارد.
با این حال، حتی اگر این استدلال از نظر فنی و قراردادی درست باشد، انتشار خبر رسمی جدایی پیش از نهایی شدن فسخ قرارداد، یک خطای ارتباطی جدی محسوب میشود. در پروندههای حقوقی، چنین خطاهایی گاه بیش از خود تخلف بازیکن اهمیت پیدا میکنند. همین موضوع باعث شده برخی منابع نزدیک به باشگاه نیز اذعان کنند که اطلاعیه ۱۲ دیماه میتوانست منتشر نشود یا دستکم با ادبیاتی محتاطانهتر تنظیم شود.
سناریوهای پیشروی پرونده اوریه و پرسپولیس
سرنوشت این پرونده به چند عامل کلیدی وابسته است. نخست، بندهای دقیق قرارداد سرژ اوریه با پرسپولیس که هنوز به صورت عمومی منتشر نشدهاند. ممکن است در این قرارداد، شروطی درباره غیبت غیرموجه، تأخیر در بازگشت از مرخصی یا حتی نحوه اطلاعرسانی باشگاه وجود داشته باشد که دست مدیران پرسپولیس را برای دفاع باز بگذارد.
عامل دوم، مستنداتی است که باشگاه مدعی در اختیار داشتن آنهاست. اگر پرسپولیس بتواند ثابت کند که تمامی مقدمات بازگشت بازیکن، از جمله بلیت و ویزا، فراهم شده و اوریه بدون دلیل موجه از بازگشت خودداری کرده است، میتواند بخش مهمی از ادعاهای احتمالی بازیکن را خنثی کند.
عامل سوم و شاید مهمترین بخش ماجرا، روند مذاکرات با وکیل سرژ اوریه است. اگر دو طرف به توافقی خارج از فضای رسمی و حقوقی برسند، این پرونده میتواند بدون سر و صدای بیشتر بسته شود. در غیر این صورت، ورود به یک چالش حقوقی جدی اجتنابناپذیر خواهد بود.
تبعات مالی و حیثیتی یک پرونده باز
چنانچه پرونده سرژ اوریه و پرسپولیس به مراجع حقوقی کشیده شود، تبعات آن تنها به مسائل مالی محدود نخواهد شد. پرداخت احتمالی غرامت، هزینه دادرسی و اتلاف زمان، بخشی از ماجراست. بخش دیگر، لطمهای است که به اعتبار مدیریتی و حرفهای باشگاه وارد میشود. پرسپولیس به عنوان یکی از بزرگترین باشگاههای فوتبال ایران، همواره زیر ذرهبین رسانهها و نهادهای بینالمللی قرار دارد و هر پرونده حقوقی ناموفق میتواند تصویر باشگاه را مخدوش کند.
در عین حال، این پرونده میتواند به یک درس مهم برای مدیریت باشگاهها در فوتبال ایران تبدیل شود؛ درسی درباره اهمیت هماهنگی میان تصمیمات فنی، حقوقی و رسانهای. انتشار یک اطلاعیه، گاه میتواند مسیری را رقم بزند که بازگشت از آن بسیار پرهزینه باشد.
جمعبندی
پرونده سرژ اوریه و پرسپولیس اکنون در نقطهای حساس قرار دارد؛ نقطهای که یک اختلاف انضباطی ساده به چالشی حقوقی با پیامدهای گسترده تبدیل شده است. از یک سو، باشگاه خود را محق میداند و بر تعهدات حرفهای بازیکن تأکید دارد و از سوی دیگر، یک اطلاعیه رسمی میتواند به برگ برنده حقوقی اوریه تبدیل شود. آینده این پرونده به دقت در تفسیر قرارداد، قدرت مستندات و هوشمندی در مذاکره بستگی دارد. اگر توافق حاصل نشود، پرسپولیس ممکن است با پروندهای روبهرو شود که هزینههای آن فراتر از زمین فوتبال خواهد بود.






