همزمانی مذاکره و تهدید؛ چرا گزینه نظامی آمریکا علیه ایران دوباره پررنگ شد
فضای سیاست خارجی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در نقطهای ایستاده است که مرز میان دیپلماسی و تقابل سخت بیش از هر زمان دیگری باریک شده است. از یکسو پیامها و اظهارات رسمی از تداوم گفتوگوها درباره پرونده هستهای ایران حکایت دارد و از سوی دیگر، رسانههای جریان اصلی آمریکا از فعال شدن گزینههای نظامی سخن میگویند که نهتنها جنبه بازدارنده، بلکه کارکردی آشکار در جنگ روانی و اعمال فشار سیاسی دارند. این همزمانی، پرسشهای مهمی را درباره راهبرد واقعی واشنگتن و محاسبات تهران در برابر آن ایجاد کرده است.
ادعای نیویورکتایمز و بازگشت زبان تهدید
گزارش نیویورکتایمز درباره بررسی حمله نظامی محدود علیه ایران از سوی دونالد ترامپ، بار دیگر زبان تهدید را به صدر اخبار بازگرداند. بر اساس این گزارش، رئیسجمهوری آمریکا گفته است که چنین حملهای میتواند ابزاری برای افزایش فشار بر تهران باشد تا جمهوری اسلامی به پذیرش یک توافق تن دهد. اهمیت این ادعا در آن است که در میانه مذاکرات، گزینه نظامی نه بهعنوان آخرین راهحل، بلکه بهعنوان بخشی از فرآیند چانهزنی مطرح میشود. این رویکرد نشان میدهد واشنگتن تلاش دارد از سایه جنگ بهعنوان اهرمی برای امتیازگیری سیاسی استفاده کند.
برنامهریزی نظامی پیشرفته در روایت رویترز
همزمان با گزارش نیویورکتایمز، خبرگزاری رویترز با استناد به اظهارات دو مقام آمریکایی از ورود برنامهریزی نظامی ایالات متحده به مرحلهای پیشرفته خبر داده است. طبق این روایت، گزینههای روی میز تنها به حملات نمادین محدود نمیشود و حتی سناریوهایی مانند هدف قرار دادن افراد مشخص یا پیگیری تغییر رژیم نیز بررسی شده است. چنین اخباری بیانگر آن است که پنتاگون دستکم در سطح طراحی و آمادگی، خود را برای سناریوهای پرهزینهتر نیز مهیا میکند؛ هرچند اجرای آنها منوط به دستور مستقیم رئیسجمهوری آمریکا عنوان شده است.
عملیات چند هفتهای و پیام پنهان آن
رویترز پیشتر نیز گزارش داده بود که ارتش آمریکا در حال آمادهسازی برای یک عملیات پایدار و چند هفتهای علیه ایران است؛ عملیاتی که میتواند تأسیسات امنیتی و زیرساختهای هستهای را هدف قرار دهد. طرح چنین سناریویی بیش از آنکه به معنای تصمیم قطعی برای جنگ باشد، حامل پیامی سیاسی است. واشنگتن میکوشد این تصور را القا کند که در صورت شکست دیپلماسی، گزینههای پرقدرت و برنامهریزیشدهای در اختیار دارد. این پیام نهتنها متوجه تهران، بلکه خطاب به متحدان منطقهای آمریکا و حتی افکار عمومی داخلی این کشور نیز هست.
تشدید گفتمان تغییر رژیم در اظهارات ترامپ
یکی از ابعاد حساس تحولات اخیر، برجسته شدن دوباره مفهوم تغییر رژیم در اظهارات ترامپ است. سخن گفتن علنی از چنین سناریویی، سطح تنش را از چارچوب اختلافات هستهای فراتر میبرد و آن را به حوزه تقابل راهبردی میکشاند. با این حال، ابهام در نحوه اجرای چنین طرحی، بهویژه بدون استقرار گسترده نیروی زمینی، نشان میدهد که این گفتمان بیش از آنکه نقشه عملیاتی مشخصی داشته باشد، بخشی از فشار روانی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی است.
دیپلماسی در سایه تهدید از نگاه تهران
در سوی مقابل، مواضع مقامهای ایرانی حاکی از آن است که تهران این تهدیدها را در چارچوب همان سیاست فشار برای امتیازگیری ارزیابی میکند. عباس عراقچی با اشاره به روند گفتوگوها اعلام کرده است که آمریکا خواستار توقف کامل غنیسازی اورانیوم نشده و متن پیشنهادهای ایران برای توافق بهزودی آماده میشود. تأکید او بر ضرورت لغو مؤثر تحریمها نشان میدهد که از نگاه تهران، هرگونه توافق بدون دستاورد اقتصادی واقعی فاقد معناست و فشار نظامی نمیتواند جایگزین امتیازدهی واقعی در میز مذاکره شود.
واکنش نظامی و پیام بازدارندگی ایران
در کنار مسیر دیپلماتیک، واکنشهای نظامی و امنیتی ایران نیز با هدف ارسال پیام بازدارندگی مطرح میشود. اظهارات حسین کنعانیمقدم مبنی بر آمادگی تهران برای وارد کردن ضربههای دردناک به دشمن، بخشی از این پیام است. تأکید او بر اینکه آرایش نظامی آمریکا با هدف وادار کردن ایران به امتیازدهی صورت میگیرد، بازتابدهنده تحلیل غالب در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی است. در عین حال، جملهای که از مذاکره محتاطانه و دست روی ماشه سخن میگوید، خلاصهای از راهبرد دوگانه ایران در این مقطع حساس به شمار میرود.
همزمانی مذاکره و تهدید بهعنوان راهبرد فشار
بررسی مجموعه تحولات نشان میدهد که همزمانی مذاکره و تهدید نه یک تناقض، بلکه بخشی از راهبرد فشار آمریکا علیه ایران است. واشنگتن میکوشد با فعال نگه داشتن مسیر دیپلماسی و برجستهسازی گزینه نظامی، هزینه مقاومت را افزایش دهد و تهران را به پذیرش شرایط مطلوب خود نزدیکتر کند. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز تلاش دارد با حفظ آمادگی دفاعی و تأکید بر توان بازدارندگی، این پیام را منتقل کند که تهدید نظامی نهتنها کارساز نیست، بلکه میتواند هزینههای سنگینی برای طرف مقابل داشته باشد.
نقش رسانهها در تشدید فضای تقابل
نقش رسانههای آمریکایی در برجستهسازی گزینه نظامی علیه ایران نیز قابل توجه است. گزارشهای پیدرپی نیویورکتایمز و رویترز، علاوه بر اطلاعرسانی، به شکلدهی افکار عمومی و تقویت گفتمان فشار کمک میکند. این رسانهها با انتشار جزئیات برنامهریزیهای نظامی، فضایی میسازند که در آن تهدید نظامی به امری عادی و حتی ضروری جلوه داده میشود. در مقابل، رسانههای ایرانی نیز با بازتاب مواضع بازدارنده، تلاش دارند توازن روانی را حفظ کنند.
جمعبندی
آنچه امروز در روابط ایران و آمریکا جریان دارد، تلاقی پیچیدهای از دیپلماسی، تهدید و جنگ روانی است. همزمانی مذاکره و تشدید گزینه نظامی، نشاندهنده مرحلهای حساس است که در آن هر دو طرف میکوشند بدون عبور از خط قرمز درگیری مستقیم، دست بالا را در چانهزنی سیاسی به دست آورند. آینده این روند به میزان انعطاف در میز مذاکره و همچنین محاسبات هزینه و فایده در واشنگتن و تهران بستگی دارد. آنچه مسلم است، اینکه زبان تهدید هرچند پرصدا باشد، اما سرنوشت نهایی این تقابل همچنان در میدان دیپلماسی رقم خواهد خورد.







