نواتل
امارکتس
کد خبر: ۶۵۲۳۷۴

پرسپولیس و شبی که فوتبال بازی نشد؛ کالبدشکافی یک شکست بی‌توضیح مقابل خیبر

پرسپولیس و شبی که فوتبال بازی نشد؛ کالبدشکافی یک شکست بی‌توضیح مقابل خیبر
شکست پرسپولیس مقابل خیبر فراتر از یک باخت معمولی بود؛ شبی که نه تاکتیک دیده شد و نه نشانی از فوتبال، و همین پرسش‌های جدی را پیش روی تیم گذاشت.
۱۰:۳۳ - ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
وانانیوز|

شکست در فوتبال پدیده‌ای عادی و حتی ضروری برای رشد تیم‌هاست. هیچ تیمی در مسیر قهرمانی بدون لغزش حرکت نمی‌کند و هیچ مربی‌ای بدون تجربه تلخ باخت، به نسخه برنده نمی‌رسد. فوتبال بر پایه آزمون و خطا، اصلاح اشتباهات و تکامل تاکتیکی بنا شده است. اما این منطق زمانی اعتبار دارد که آنچه در زمین دیده می‌شود، فوتبال باشد. دیداری که پرسپولیس مقابل خیبر پشت سر گذاشت، از همین نقطه به معمایی متفاوت تبدیل شد؛ شکستی که نه در چارچوب تحلیل‌های رایج می‌گنجد و نه با ابزارهای معمول کارشناسی قابل توضیح است.

شکست پرسپولیس مقابل خیبر و خروج از منطق فوتبال

وقتی تیمی می‌بازد، معمولا رد پای اشتباهات مشخص است؛ چینش نادرست، تعویض‌های دیرهنگام، ضعف در یک فاز خاص یا افت روحی. اما شکست پرسپولیس مقابل خیبر از این جنس نبود. پرسپولیس در این مسابقه بیش از آنکه یک تیم فوتبال باشد، مجموعه‌ای از بازیکنان بود که همزمان در زمین حضور داشتند بی‌آنکه کنش جمعی معناداری از خود نشان دهند. نه ساختار دفاعی شکل گرفت و نه برنامه‌ای برای حمله دیده شد. همین فقدان ساختار، تحلیل را از سطح فنی به سطح وجودی می‌برد؛ این پرسش که آیا پرسپولیس در این مسابقه اساسا فوتبال بازی کرد یا نه.

غیبت کامل اصول دفاعی و فروپاشی ساختار عقب زمین

نخستین جایی که فروپاشی تیمی خود را نشان داد، خط دفاع بود. مدافعان پرسپولیس در ساده‌ترین اصول دفاعی ناکام ماندند. پوشش فضا، یارگیری و حتی تصمیم‌گیری‌های ابتدایی در مواجهه با توپ، نشانی از آمادگی نداشت. در شرایطی که هر تیمی حتی در روزهای بد خود دست‌کم به اصول پایه دفاعی تکیه می‌کند، پرسپولیس هیچ نشانه‌ای از سازماندهی در عقب زمین نداشت. این ضعف تنها به از دست رفتن دوئل‌ها محدود نشد، بلکه به نبود ارتباط میان خطوط و ایجاد فاصله‌های خطرناک انجامید؛ فاصله‌هایی که خیبر بدون نیاز به پیچیدگی تاکتیکی از آنها بهره برد.

هافبک‌هایی که دیده نشدند و قلبی که نَتپید

اگر دفاع نخستین لایه بحران بود، خط هافبک قلبی بود که از تپش ایستاد. هافبک‌های پرسپولیس نه در فاز دفاعی نقشی ایفا کردند و نه در فاز تهاجمی. نه توپ‌گیری مؤثری انجام شد و نه گردش توپ هدفمند شکل گرفت. این غیبت، تیم را از امکان کنترل ریتم بازی محروم کرد. پرسپولیس نه می‌توانست بازی را آرام کند و نه قادر بود ضرباهنگ را بالا ببرد. وقتی میانه میدان از کار می‌افتد، تیم به دو نیمه جدا از هم تبدیل می‌شود و این همان اتفاقی بود که مقابل خیبر رخ داد.

خط حمله سرگردان و فقدان هرگونه برنامه گل‌سازی

در خط حمله نیز اوضاع تفاوتی نداشت. مهاجمان پرسپولیس در بهترین حالت به دنبال بازیکن صاحب توپ می‌دویدند بی‌آنکه الگوی مشخصی برای پرس یا جایگیری داشته باشند. زمانی که توپ در اختیار پرسپولیس قرار می‌گرفت، هیچ طرحی برای رسیدن به دروازه دیده نمی‌شد. نه حرکت بدون توپ معنا داشت و نه پاس‌ها با هدف خلق موقعیت رد و بدل می‌شدند. خط حمله بیشتر به جمعی منفعل شباهت داشت که منتظر وقوع اتفاقی خارج از برنامه بود؛ اتفاقی که هرگز رخ نداد.

نبود پرس، غیبت دفاع تیمی و فروپاشی نظم جمعی

یکی از شاخص‌های تیم‌های مدرن، واکنش آنها پس از از دست دادن توپ است. پرس، دفاع منطقه‌ای و بازگشت سریع به ساختار، حداقل انتظاری است که از تیمی در سطح پرسپولیس می‌رود. اما در شکست پرسپولیس مقابل خیبر، هیچ‌کدام از این مؤلفه‌ها دیده نشد. تیم پس از لو دادن توپ، به شکل عجیبی رها می‌شد و بازیکنان بدون هماهنگی به عقب برمی‌گشتند. این بی‌نظمی نه‌تنها فشار را از روی حریف برنداشت، بلکه اعتماد به نفس خیبر را افزایش داد و فضاهای بیشتری در اختیارش گذاشت.

چرا این شکست قابل آنالیز نیست

در فوتبال، تحلیل به شرط وجود داده ممکن است. داده یعنی الگوی حمله، شکل دفاع، نقش بازیکنان و تصمیم‌های مربی. اما وقتی هیچ‌کدام از این عناصر وجود ندارد، آنالیز به بن‌بست می‌رسد. شکست پرسپولیس مقابل خیبر از همین زاویه خاص است. نمی‌توان گفت تاکتیک اشتباه بود، چون تاکتیکی دیده نشد. نمی‌توان از ضعف یک بازیکن خاص گفت، چون ضعف فراگیر و جمعی بود. حتی تعویض‌ها و تغییرات احتمالی نیز نمی‌توانستند چیزی را اصلاح کنند که اساسا شکل نگرفته بود.

استعاره یک مسابقه آشپزی و نبود محصول نهایی

برای درک بهتر این وضعیت، می‌توان به مثالی ساده فکر کرد. تصور کنید داور یک مسابقه آشپزی هستید و قرار است به طعم غذا نمره بدهید، اما هیچ غذایی پخته نشده است. در چنین شرایطی، داوری معنا ندارد. آنچه در زمین دیدیم نیز چنین وضعیتی داشت. پرسپولیس به زمین آمد، اما فوتبال ارائه نداد. وقتی محصولی وجود ندارد، ارزیابی کیفیت آن ناممکن می‌شود و این دقیقاً همان بن‌بستی است که تحلیل این مسابقه را دشوار کرده است.

پیامدهای روانی و مدیریتی یک باخت غیرعادی

چنین شکستی تنها یک نتیجه در جدول نیست. پیامدهای روانی آن می‌تواند عمیق‌تر از باخت‌های معمول باشد. بازیکنان با پرسش از خود روبه‌رو می‌شوند و کادر فنی با تردیدهای جدی‌تر. شکست پرسپولیس مقابل خیبر زنگ خطری است که اگر نادیده گرفته شود، می‌تواند به بحران هویتی منجر شود. تیمی که نداند چگونه باید بازی کند، حتی با بهترین نفرات نیز به نتیجه نخواهد رسید.

جایگاه پرسپولیس و انتظاری که برآورده نشد

پرسپولیس به عنوان یکی از مدعیان سنتی فوتبال ایران، همواره با انتظارات بالا وارد زمین می‌شود. هواداران این تیم حتی در روزهای شکست، انتظار دیدن نشانه‌هایی از تلاش، برنامه و هویت فوتبالی دارند. آنچه مقابل خیبر رخ داد، فاصله‌ای عمیق با این انتظار داشت. این فاصله، بیش از خود باخت، ذهن هواداران و کارشناسان را درگیر کرده است.

جمع‌بندی

شکست پرسپولیس مقابل خیبر را نمی‌توان در قالب شکست‌های معمول فوتبال تحلیل کرد. این مسابقه نمونه‌ای بود از غیبت کامل اصول بازی، نبود ساختار و فروپاشی نظم تیمی. پرسپولیس نه در دفاع تیمی داشت، نه در میانه میدان کنترل بازی و نه در حمله برنامه‌ای مشخص. چنین شکستی بیش از آنکه به اصلاح تاکتیکی نیاز داشته باشد، به بازنگری عمیق در هویت و آمادگی ذهنی تیم محتاج است. اگر این زنگ خطر جدی گرفته نشود، تبعات آن می‌تواند فراتر از یک بازی و یک نتیجه باشد.

تریبون۱
تبلیغات
جدیدترین اخبار
روی خط