مشاور میلیوندلاری که استقلال را تنها گذاشت
حضور چهرههای بزرگ فوتبال جهان در ساختار مدیریتی باشگاههای ایرانی همواره با امید به تحول، انتقال تجربه و افزایش اعتبار بینالمللی همراه بوده است. انتخاب کلارنس سیدورف، ستاره سابق فوتبال هلند و اروپا، به عنوان مشاور ورزشی استقلال نیز در آغاز فصل با چنین انتظاراتی شکل گرفت. توافقی که از همان ابتدا به دلیل ابهام در شرح وظایف، زمانبندی حضور و میزان تأثیرگذاری، پرسشهای جدی را در فضای رسانهای و میان هواداران ایجاد کرد. اکنون و با گذشت ماهها از آن تصمیم، بررسی واقعیت میدانی نشان میدهد فاصله قابل توجهی میان تصویر تبلیغشده از نقش سیدورف و آنچه در عمل در استقلال رخ داده وجود دارد.
توافقی پرزرقوبرق با خروجی نامشخص
معرفی کلارنس سیدورف به عنوان مشاور ورزشی استقلال در ابتدای فصل، یکی از عجیبترین و در عین حال پر سر و صداترین اخبار مدیریتی فوتبال ایران بود. عنوانی دهانپرکن که بدون ارائه چارچوب روشن از حدود اختیارات و مسئولیتها مطرح شد و بیشتر به یک مانور رسانهای شباهت داشت تا یک برنامهریزی ساختاری. در حالی که انتظار میرفت سیدورف در حوزههایی چون انتخاب سرمربی، سیاست نقلوانتقالات، توسعه آکادمی و تعریف چشمانداز فنی نقشآفرین باشد، شواهد موجود حکایت از آن دارد که این همکاری از ابتدا تا امروز بیشتر جنبه اسمی داشته است.
حضورهای کوتاه، غیبتهای طولانی
کلارنس سیدورف در مقطعی کوتاه و طی چند سفر محدود به ایران آمد که شاخصترین آن به تماشای دیدار استقلال و پیکان از نزدیک بازمیگردد. تصویری که از او روی سکوهای ورزشگاه منتشر شد، به سرعت در رسانهها دستبهدست شد و این تصور را ایجاد کرد که مشاور خارجی باشگاه در حال رصد دقیق شرایط فنی و مدیریتی تیم است. اما پس از آن سفر، حضور سیدورف در ایران به یک بار دیگر آن هم برای مدت کوتاه محدود شد و پس از آن عملاً خبری از مشارکت فعال او در امور استقلال منتشر نشد.
استقلال و تصمیمهایی بدون مشاور
با اوجگیری نوسانات فنی استقلال و افزایش فشارها بر کادر فنی، موضوع برکناری ریکاردو ساپینتو به یکی از مهمترین تصمیمهای مدیریتی فصل تبدیل شد. تصمیمی که نیازمند تحلیل فنی، ارزیابی تبعات بینالمللی و مدیریت افکار عمومی بود. با این حال، شواهد نشان میدهد کلارنس سیدورف نه تنها نقشی در این فرآیند نداشته، بلکه اساساً در جریان نهایی شدن این تصمیم نیز نبوده است. مدیران استقلال که طی چند روز بررسی و رایزنی داخلی به این جمعبندی رسیده بودند، در نهایت با تجمیع آرای هیئت مدیره اقدام به اخراج ساپینتو کردند؛ تصمیمی کاملاً داخلی و بدون بهرهگیری از نظر مشاور پرآوازه باشگاه.
مشغلههای رسانهای در اولویت
در مقابل غیبت محسوس سیدورف در تحولات استقلال، او در عرصه رسانهای اروپا حضوری فعال و پررنگ دارد. قراردادهای تلویزیونی با شبکههای مختلف و حضور مستمر به عنوان کارشناس و تحلیلگر لیگ قهرمانان اروپا، بخش عمدهای از وقت او را به خود اختصاص داده است. سیدورف تقریباً هر هفته مقابل دوربینها قرار میگیرد و درباره مسائل روز فوتبال جهان اظهارنظر میکند. نمونه بارز آن، صحبتهای خبرساز اخیرش درباره ژوزه مورینیو پس از بازی جنجالی بنفیکا و رئال بود که بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی داشت. این حجم از فعالیت رسانهای، بهوضوح نشان میدهد اولویتهای حرفهای سیدورف در حال حاضر فاصله زیادی با مسائل جاری باشگاه استقلال دارد.
شکاف میان انتظار هواداران و واقعیت مدیریتی
هواداران استقلال در زمان اعلام خبر همکاری با کلارنس سیدورف، انتظار داشتند باشگاه از تجربه مدیریتی و فنی یکی از چهرههای معتبر فوتبال جهان بهرهمند شود. این انتظار بهویژه در شرایطی که استقلال با چالشهای ساختاری، بیثباتی مدیریتی و فشارهای رقابتی مواجه است، پررنگتر بود. اما آنچه در عمل رخ داده، نوعی شکاف عمیق میان این انتظار و واقعیت موجود است. عدم حضور مستمر، نبود موضعگیری رسمی در بزنگاههای حساس و بیاطلاعی از تصمیمات کلیدی، همگی این ذهنیت را تقویت کرده که نقش سیدورف بیشتر تشریفاتی بوده است.
استقلال و تکرار الگوی تصمیمات جزیرهای
ماجرای مشاور ورزشی استقلال بار دیگر الگوی آشنای تصمیمات جزیرهای در فوتبال ایران را برجسته میکند. انتخابهای پرهزینه و پرزرقوبرق بدون تعریف دقیق ساختار و بدون الزام به پاسخگویی، نه تنها کمکی به حل مشکلات نمیکند بلکه به پیچیدگی آنها میافزاید. در چنین شرایطی، حتی نامهای بزرگ نیز به جای آنکه موتور محرک تغییر باشند، به حاشیهای کماثر تبدیل میشوند. استقلال در پرونده سیدورف، بیش از آنکه از دانش و تجربه او استفاده کند، هزینه یک برند جهانی را پرداخت کرده است.
پیامدهای یک همکاری مبهم
ادامه این وضعیت، تبعاتی فراتر از یک قرارداد ناموفق دارد. از یک سو اعتبار مدیریتی باشگاه نزد افکار عمومی و نهادهای بینالمللی زیر سوال میرود و از سوی دیگر، این پیام به مربیان و بازیکنان منتقل میشود که ساختار تصمیمگیری در باشگاه فاقد انسجام است. وقتی مشاور ورزشی در جریان اخراج سرمربی قرار نمیگیرد، طبیعی است که سایر اجزای مجموعه نیز نسبت به نقشها و سلسلهمراتب دچار تردید شوند.
جمعبندی
پرونده کلارنس سیدورف در استقلال، نمونهای روشن از فاصله میان شعار و عمل در مدیریت فوتبال ایران است. مشاوری با عنوانی بزرگ و انتظاراتی گسترده، اما با حضوری کمرنگ و نقشی تقریباً نامرئی در تصمیمات سرنوشتساز. برکناری ریکاردو ساپینتو بدون اطلاع یا نظر او، بیش از هر چیز نشان داد که این همکاری نه بر پایه یک استراتژی مشخص، بلکه بر اساس هیجان و نمایش رسانهای شکل گرفته است. اگر استقلال به دنبال عبور از چرخه تصمیمات مقطعی و پرهزینه است، ناگزیر باید میان نامهای بزرگ و کارکرد واقعی آنها تمایز قائل شود؛ در غیر این صورت، تجربه سیدورف تنها یکی دیگر از فرصتهای سوخته این باشگاه خواهد بود.






