طارمی قربانی یک تصمیم تاکتیکی؟
شامگاه چهارشنبه ۲۹ بهمن، ورزشگاه المپیاکوس میزبان دیداری بود که میتوانست سرنوشت نماینده یونان در لیگ قهرمانان اروپا را تا حد زیادی روشن کند، اما در نهایت به شبی تلخ برای هواداران این تیم تبدیل شد. شکست ۲ بر صفر برابر بایر لورکوزن نهتنها امیدهای صعود را کمرنگ کرد، بلکه بار دیگر بحثهای جدی درباره انتخابهای تاکتیکی خوزه لوئیز مندلیبار و جایگاه مهدی طارمی در ترکیب تیم را به صدر تحلیلهای رسانهای کشاند. این بازی، فراتر از یک نتیجه ساده، به نمادی از تضاد میان فلسفه تاکتیکی سرمربی و ویژگیهای بازیکنانش تبدیل شد.
المپیاکوس و لورکوزن؛ شکستی فراتر از یک باخت ساده
بایر لورکوزن با برنامهای مشخص و اجرای بینقص، توانست در همان دقایق ابتدایی ضربهای کاری به میزبان وارد کند. پاتریک شیک تنها در عرض سه دقیقه دو بار دروازه المپیاکوس را گشود و عملاً جریان بازی را به سود نماینده آلمان تغییر داد. پس از این دو گل، لورکوزن با مدیریت ریتم مسابقه و کنترل فضاها، اجازه نداد میزبان به بازی برگردد. این شکست، المپیاکوس را در شرایطی قرار داد که حالا برای صعود به مرحله یکهشتم نهایی، بیش از هر زمان دیگری به یک اتفاق غیرمنتظره نیاز دارد.
نقد رسانههای یونانی و تمرکز بر سیستم دو مهاجم
پس از پایان مسابقه، سایت معتبر یونانی گاتزتا با نگاهی انتقادی به تصمیمات فنی مندلیبار پرداخت و استفاده از سیستم دو مهاجم را یکی از دلایل اصلی ناکامی المپیاکوس دانست. این رسانه تأکید کرد که تجربه این فصل بارها نشان داده آرایش ۲-۴-۴ بهویژه در بازیهای بزرگ، کارایی لازم را برای تیم پیرائوس ندارد و دیدار برابر لورکوزن نیز نمونهای روشن از این ناکارآمدی بود. گاتزتا معتقد است که اصرار بر این سیستم، تعادل تیم را به هم زده و باعث شده خطوط از یکدیگر جدا شوند.
تصمیم مندلیبار؛ الکعبی و طارمی در کنار هم
یکی از پرسشهای اصلی پس از این دیدار، انتخاب همزمان ایوب الکعبی و مهدی طارمی در ترکیب ابتدایی بود. مندلیبار با این تصمیم، چیکینیو آماده را روی نیمکت نشاند؛ بازیکنی که نقش کلیدی در گردش توپ و اتصال خطوط ایفا میکند. این انتخاب باعث شد المپیاکوس در میانه میدان دچار کمبود خلاقیت شود و نتواند فشار مستمری بر خط دفاعی لورکوزن وارد کند. در عمل، دو مهاجم بیش از آنکه مکمل یکدیگر باشند، از جریان بازی جدا افتادند.
مهدی طارمی؛ نقد منصفانه یا قضاوت عجولانه
در جریان بازی، اشتباه طارمی در صحنه گل نخست لورکوزن به چشم آمد و همین موضوع بهانهای برای برخی انتقادها شد. با این حال، حتی رسانههای منتقد نیز تأکید کردند که این اشتباه، طارمی را به بازیکنی ضعیف تبدیل نمیکند. مهاجم ۳۳ ساله ایرانی با ۲۱۹ گل در کارنامه حرفهای خود و ۱۳ گل در لیگ قهرمانان اروپا، کارنامهای دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. افت گلزنی اخیر المپیاکوس نیز مسئلهای تیمی است و نمیتوان تمام بار آن را بر دوش طارمی گذاشت.
تفاوت نقش طارمی با الگوی فصل گذشته
واقعیت این است که طارمی در سیستم مندلیبار قرار نیست نقش بابیس کوستولاس فصل گذشته را ایفا کند. المپیاکوس در آن فصل با دو مهاجم بازی میکرد، اما یکی از آنها نقشی آزادتر و عقبتر داشت؛ بازیکنی که پرس سنگین انجام میداد، بیوقفه میدوید، توپگیری میکرد و در خلق موقعیت مشارکت داشت. مأموریت اصلی آن دو مهاجم، خفه کردن حریف با پرس از جلو بود. طارمی هرچند پرتلاش است و نسبت به ابتدای فصل تطبیق بیشتری با نقش خود پیدا کرده، اما ماهیت بازیاش متفاوت است و نمیتواند بهطور کامل به چنین الگویی تبدیل شود.
آمار طارمی و اهمیت او در ترکیب تیم
با وجود تمام این بحثها، نقش طارمی در ترکیب این فصل المپیاکوس قابلانکار نیست. او تاکنون در ۲۸ بازی، ۱۶ گل به ثمر رسانده و در مقاطعی بار خط حمله تیم را به دوش کشیده است؛ بهویژه در شرایطی که ایوب الکعبی پس از جام ملتهای آفریقا دچار افت نسبی شده است. این آمار نشان میدهد که طارمی همچنان یکی از مهرههای کلیدی تیم محسوب میشود، حتی اگر سیستم فعلی بهترین بستر برای نمایش تواناییهایش نباشد.
نقطه عطف مسابقه؛ ورود چیکینیو و تغییر آرایش
دقیقه ۶۴ بازی، نقطه عطفی بود که میتوانست سرنوشت متفاوتی رقم بزند. با خروج طارمی و ورود چیکینیو، المپیاکوس به سیستم محبوب ۱-۳-۲-۴ بازگشت؛ آرایشی که ساختار تهاجمی تیم را بهوضوح دگرگون کرد. این هافبک هجومی ۳۰ ساله، با تحرک بالا و درک تاکتیکی مناسب، به بهبود گردش توپ و نزدیک شدن خطوط کمک کرد. پس از این تغییر، پرس تیم افزایش یافت و المپیاکوس جلوتر بازی کرد؛ بهگونهای که اگر گل دوم لورکوزن به ثمر نمیرسید، حتی شرایط روانی مسابقه نیز میتوانست تغییر کند.
رضایت هواداران و کارنامه ۲-۴-۴ در بازیهای بزرگ
استفاده از دو مهاجم در ترکیب اصلی، هواداران المپیاکوس را نیز راضی نکرده است. این سیستم تنها در یک بازی مهم این فصل و آن هم مقابل آژاکس نتیجه داد؛ دیداری که با وجود شروع بهتر حریف، در نهایت به پیروزی المپیاکوس انجامید. در سایر بازیهای بزرگ، آرایش ۲-۴-۴ اغلب باعث شده تیم تسلط همیشگی خود را از دست بدهد و در برابر حریفان قدرتمند، آسیبپذیر شود.
آیا تمام مشکلات به سیستم بازمیگردد
البته باید منصف بود و تمام مشکلات را صرفاً به سیستم دو مهاجم نسبت نداد. حتی با آرایش ۱-۳-۲-۴ نیز المپیاکوس برابر تیمهایی مانند آاِک آتن و لوا دیاکوس نتایج ایدهآلی کسب نکرده است. با این حال، شواهد نشان میدهد که ۲-۴-۴ یکی از عوامل اصلی افت تیم در بازیهای بزرگ بوده؛ عاملی که تعادل میان خطوط را بر هم زده و فشار مؤثر از جلو را کاهش داده است.
جمعبندی
شکست برابر بایر لورکوزن، فراتر از یک نتیجه منفی، زنگ خطری جدی برای المپیاکوس و کادر فنی آن بود. تصمیم مندلیبار برای استفاده از سیستم دو مهاجم و قرار دادن طارمی و الکعبی در کنار هم، بار دیگر زیر ذرهبین رفت و نشان داد که تطابق تاکتیک با ویژگیهای بازیکنان، شرط اصلی موفقیت در سطح لیگ قهرمانان اروپا است. طارمی همچنان مهرهای ارزشمند برای تیم به شمار میرود، اما بهرهبرداری صحیح از تواناییهای او نیازمند بازنگری در آرایش و فلسفه بازی است. اگر المپیاکوس بخواهد به معجزه صعود امیدوار بماند، باید از همین حالا پاسخ روشنی به این چالش تاکتیکی پیدا کند.






