از «ناجی استقلال» تا اخراج شبانه؛ چه کسی پاسخگوست؟
شامگاه آخرین روز هفته گذشته، خبری کوتاه اما تکاندهنده فضای هواداری باشگاه استقلال را دربر گرفت؛ ریکاردو ساپینتو، سرمربی پرتغالی و محبوب بخشی از هواداران، از سوی مدیریت باشگاه استقلال کنار گذاشته شد. خبری که نهتنها پایانی ناگهانی بر یکی از پرهیاهوترین پروژههای مدیریتی سالهای اخیر استقلال بود، بلکه پرسشهای جدی درباره مسیر تصمیمگیری، ثبات مدیریتی و آینده این باشگاه پرطرفدار را دوباره به صدر افکار عمومی بازگرداند.
این اتفاق در شرایطی رخ داد که تنها چند ماه قبل، در تیرماه سال جاری، علی نظری جویباری و علی تاجرنیا با تبلیغات گسترده و فضاسازی رسانهای قابل توجه از ریکاردو ساپینتو رونمایی کرده بودند. آن روزها، سرمربی پرتغالی بهعنوان ناجی استقلال در فصل بیستوپنجم لیگ برتر معرفی میشد؛ مردی که قرار بود استقلال را پس از سالها ناکامی، دوباره به قله فوتبال ایران بازگرداند و رؤیای قهرمانی را محقق کند.
از رونمایی پرزرقوبرق تا تصمیمی شتابزده
ماجرای بازگشت ریکاردو ساپینتو به استقلال از همان ابتدا نشانههایی از شتابزدگی و تصمیمگیری احساسی در خود داشت. ساپینتو که پیشتر با حاشیههای فراوان و محرومیتی سنگین چهارماهه از فوتبال ایران جدا شده بود، اینبار خود برای بازگشت به نیمکت استقلال پا پیش گذاشت. او با پرزنت کردن برنامهها و اعلام آمادگی برای پذیرش دوباره هدایت استقلال، مدیران جدید باشگاه را در روزهای پس از جنگ ۱۲ روزه بهگونهای تحت تأثیر قرار داد که بدون مشورت جدی با مدیران پیشین و افراد باتجربهای که پیشتر با این مربی کار کرده بودند، پای میز قرارداد با او نشستند.
این تصمیم در حالی گرفته شد که سابقه ساپینتو در استقلال، بیش از آنکه با موفقیتهای پایدار همراه باشد، مملو از تنشهای فنی و انضباطی بود. با این وجود، مدیریت جدید باشگاه ترجیح داد با نادیده گرفتن هشدارها، روی نامی سرمایهگذاری کند که تصور میشد میتواند بار دیگر شور و هیجان را به سکوهای آزادی بازگرداند.
آغاز فصل با امیدهای بزرگ و واقعیتهای تلخ
شروع کار ریکاردو ساپینتو در استقلال با موجی از امید و انتظار همراه بود. هواداران، تحت تأثیر فضای رسانهای ایجادشده از سوی باشگاه، منتظر تیمی هجومی، منظم و مدعی قهرمانی بودند. اما خیلی زود مشخص شد فاصله میان شعار و عمل، بیش از آن است که بتوان نادیده گرفت.
عملکرد فنی استقلال نهتنها در لیگ داخلی ثبات لازم را نداشت، بلکه در رقابتهای آسیایی نیز به نقطهای رسید که کمتر هوادار استقلالی تصورش را میکرد. تیمی که سالها بهعنوان یکی از پرافتخارترین نمایندگان فوتبال ایران در آسیا شناخته میشد، در فصل جاری به نمادی از سردرگمی و فروپاشی تاکتیکی تبدیل شد.
شکست تاریخی مقابل الوصل؛ زخمی عمیق بر اعتبار استقلال
نقطه اوج این ناکامیها، در هفته نخست حضور استقلال در رقابتهای لیگ سطح دو قهرمانان باشگاههای آسیا رقم خورد؛ جایی که استقلال تحت هدایت ریکاردو ساپینتو و با مدیریت علی تاجرنیا و علی نظری جویباری، متحمل سنگینترین شکست تاریخ تیمهای باشگاهی ایران در آسیا شد. باخت ۷ بر یک مقابل الوصل امارات، نهتنها یک شکست ساده، بلکه یک فاجعه تمامعیار برای فوتبال ایران و بهویژه باشگاه استقلال بود.
این نتیجه تلخ، بازتابی فراتر از مرزهای ایران داشت و رسانههای منطقهای و حتی آسیای شرقی به آن پرداختند. برای هواداران استقلال، این شکست بهمنزله فرو ریختن آخرین دیوارهای اعتماد به پروژه مدیریتی جدید بود؛ پروژهای که قرار بود استقلال را احیا کند، اما در عمل، یکی از سیاهترین شبهای تاریخ باشگاه را رقم زد.
حذف تلخ برابر الحسین؛ پایان رؤیای آسیایی
اگر شکست برابر الوصل زنگ خطر را به صدا درآورد، دو شکست متوالی مقابل الحسین اردن در مرحله یکهشتم نهایی همان رقابتها، حکم تیر خلاص را داشت. استقلال در هر دو دیدار، نمایشی دور از انتظار ارائه داد و در نهایت با دو باخت متوالی، از رقابتها کنار رفت؛ آن هم در سطح دوم مسابقات آسیایی و برابر تیمی که روی کاغذ، قابل مقایسه با سابقه و اعتبار استقلال نبود.
این حذف، برای هواداران استقلال چیزی فراتر از یک ناکامی ورزشی بود. پرافتخارترین تیم ایران در آسیا، در شرایطی از دور رقابتها کنار رفت که نهتنها نشانی از پیشرفت دیده نمیشد، بلکه روندی معکوس و نگرانکننده به چشم میآمد. در این مقطع، انتقادات از ساپینتو و مدیریت باشگاه به اوج رسید و بسیاری، ادامه همکاری را غیرقابل توجیه میدانستند.
اخراج ساپینتو؛ نتیجه اجتنابناپذیر یک مسیر غلط
در نهایت، شامگاه اول اسفند، همان مدیرانی که چند ماه قبل با هیجان از ساپینتو رونمایی کرده بودند، حکم پایان همکاری با او را صادر کردند. این قطع همکاری که عملاً میتوان آن را اخراج ریکاردو ساپینتو دانست، بیش از آنکه یک تصمیم شجاعانه برای اصلاح مسیر باشد، اعترافی تلخ به شکست یک پروژه پرادعا بود.
ساپینتو استقلال را ترک کرد، اما دو یادگاری بزرگ و فراموشنشدنی از خود و مدیران باشگاه به جا گذاشت؛ یادگاریهایی که بعید است به این زودیها از حافظه جمعی هواداران پاک شود. شکست ۷ بر یک مقابل الوصل و حذف دوگانه برابر الحسین اردن، بهعنوان نمادهای یک دوره ناکام، در تاریخ باشگاه ثبت شد.
مسئولیتپذیری گمشده در مدیریت استقلال
یکی از مهمترین پرسشهایی که پس از اخراج ساپینتو مطرح میشود، میزان مسئولیتپذیری مدیرانی است که این مسیر را طراحی و اجرا کردند. علی تاجرنیا و علی نظری جویباری، با تصمیمات پرسر و صدا و بدون پشتوانه کارشناسی کافی، استقلال را وارد مسیری کردند که خروجی آن چیزی جز ناکامی و ضربه به اعتبار باشگاه نبود.
هواداران استقلال امروز بیش از هر زمان دیگری، خواهان پاسخگویی شفاف درباره این تصمیمات هستند. اینکه چرا تجربههای گذشته نادیده گرفته شد، چرا هشدارها شنیده نشد و چرا یک مربی پرحاشیه دوباره بدون فراهم شدن زیرساختهای لازم به نیمکت استقلال بازگشت، سؤالاتی است که نمیتوان بهسادگی از کنار آنها عبور کرد.
جمعبندی
اخراج ریکاردو ساپینتو، اگرچه بهظاهر پایانی بر یک همکاری ناموفق است، اما در واقع آینهای از بحران عمیقتری به نام بیثباتی مدیریتی در باشگاه استقلال محسوب میشود. پروژهای که با وعده قهرمانی و بازگشت به اوج آغاز شد، با شکستهای تاریخی و حذف تحقیرآمیز آسیایی به پایان رسید. استقلال برای عبور از این دوره تاریک، بیش از تغییر سرمربی، به بازنگری اساسی در شیوه مدیریت، تصمیمگیری و احترام به تجربه و عقلانیت نیاز دارد؛ در غیر این صورت، تکرار چنین سناریوهایی دور از انتظار نخواهد بود.






