بازار مواد غذایی پس از شوک قیمتی به ثبات رسید؟ روایت تازه از ماکارونی، روغن و سفره خانوار
بازار مواد غذایی ایران در هفتههای اخیر بار دیگر صحنه بروز نگرانیهای عمومی شد؛ نگرانیهایی که با کمبود مقطعی ماکارونی آغاز شد و به بحثهای گستردهتری درباره قیمت ارز، حاشیه سود صنوف و فشار بر قدرت خرید خانوارها انجامید. هرچند این کمبود کوتاهمدت بود، اما نشانههایی روشن از شکنندگی زنجیره تامین کالاهای اساسی و حساسیت بازار به تغییرات قیمتی را عیان کرد. اظهارات رضا کنگری رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی تهران، تصویری چندلایه از وضعیت فعلی بازار ارائه میدهد؛ تصویری که در آن وفور نسبی برخی اقلام در کنار جهش قیمتی برخی دیگر قرار گرفته و نشان میدهد ثبات بازار بیش از هر زمان به سیاستهای ارزی و ساختار سوددهی وابسته است.
بازگشت ماکارونی به قفسهها پس از اصلاح قیمت
کمبود ماکارونی در روزهای گذشته اگرچه موجب نگرانی مصرفکنندگان شد، اما به گفته رئیس اتحادیه بنکداران، اکنون به طور کامل برطرف شده است. این کالا هم در عمدهفروشیها و هم در خردهفروشیها به وفور عرضه میشود و نشانهای از اختلال پایدار در توزیع آن دیده نمیشود. ریشه این کمبود نه در کاهش تولید بلکه در اصلاح نرخ و افزایش قیمت از ۴۷ هزار تومان به ۵۷ هزار تومان طی هفته گذشته بود. چنین اصلاحی، به طور طبیعی وقفهای کوتاه در عرضه ایجاد کرد؛ وقفهای که با تثبیت قیمت جدید و تطبیق فعالان بازار، به سرعت جبران شد. تجربه ماکارونی نشان داد که بازار به تغییرات قیمتی واکنش سریع دارد و هرگونه شوک ناگهانی، حتی اگر موقتی باشد، میتواند به برداشت کمبود در سطح جامعه دامن بزند.
نقش ارز در شکلدهی موجهای قیمتی
آنچه کنگری بر آن تاکید میکند، پیوند مستقیم قیمت کالاها با نرخ ارز است؛ پیوندی که این روزها بیش از گذشته محسوس شده است. اصلاح اخیر نرخ ارز، به افزایش قیمت تمام کالاها انجامیده و مواد اولیه به عنوان حلقه نخست این زنجیره، بیشترین تاثیر را پذیرفتهاند. وقتی مواد اولیه وابسته به ارز گران میشود، هزینه تولید بالا میرود و این افزایش به ناچار به مصرفکننده منتقل میشود. در چنین شرایطی، نوسانات قیمتی محدود به یک یا دو قلم کالا نمیماند و به سرعت تمام سبد مصرفی خانوار را دربر میگیرد. این اثرات زنجیرهای، فشار مضاعفی بر قدرت خرید وارد میکند و باعث میشود حتی ثبات نسبی عرضه نیز نتواند نگرانیها را به طور کامل برطرف کند.
روغن نباتی و چالش سودآوری در زنجیره توزیع
یکی از مهمترین محورهای اظهارات رئیس اتحادیه بنکداران، وضعیت روغن نباتی است؛ کالایی اساسی که کمبود آن در ماههای اخیر بارها مطرح شده است. به گفته کنگری، مساله اصلی نه تولید بلکه ساختار قیمتگذاری و حاشیه سود است. روغن از کارخانه با قیمتی توزیع میشود که حدود چهار درصد زیر قیمت مصرفکننده است، در حالی که برای پوشش هزینههای عمدهفروش، خردهفروش و جابجایی، حداقل بیست درصد حاشیه سود لازم است. این فاصله معنادار میان سود منطقی و سود فعلی، انگیزه فعالیت صنوف را به شدت کاهش داده و نتیجه آن عرضه محدود در بازار بوده است. در واقع، زمانی که توزیعکننده احساس زیان یا سود ناچیز دارد، جریان عرضه کند میشود و کمبود در سطح بازار شکل میگیرد؛ حتی اگر تولید در سطح قابل قبول باشد.
جهش سه برابری روغن و پیامدهای آن
شدت افزایش قیمت روغن نباتی، نمادی روشن از فشار تورمی موجود است. قیمت این کالا از حدود ۷۲ هزار و ۶۰۰ تومان به ۲۱۷ هزار تومان رسیده و عملا سه برابر شده است. چنین جهشی، تاثیر مستقیمی بر هزینههای روزمره خانوار دارد و از آنجا که روغن در پختوپز و صنایع غذایی کاربرد گستردهای دارد، افزایش قیمت آن به طور غیرمستقیم بر قیمت سایر اقلام نیز اثر میگذارد. این روند، نگرانیها درباره امنیت غذایی و توان تامین نیازهای پایه را تشدید میکند و اهمیت بازنگری در سیاستهای قیمتگذاری و سوددهی را بیش از پیش برجسته میسازد.
کاهش قیمت برنج، تخم مرغ و حبوبات در سایه عرضه
در میان این موج گرانی، خبر کاهش قیمت برخی اقلام اساسی روزنهای از امید ایجاد کرده است. بر اساس اعلام رئیس اتحادیه بنکداران، برنج، تخم مرغ و حبوبات در هفتههای اخیر با کاهش قیمت مواجه شدهاند. عامل اصلی این افت نرخ، افزایش عرضه و کاهش تقاضا بوده است. زمانی که تولید یا واردات بالا میرود و مصرف به دلیل کاهش قدرت خرید یا تغییر الگوی مصرف افت میکند، قیمتها ناچار به تعدیل میشوند. این کاهش اگرچه همه فشار تورمی را جبران نمیکند، اما میتواند تا حدی از شدت آن بکاهد و تعادل نسبی در سبد غذایی ایجاد کند.
رفتار مصرفکننده و تغییر الگوی تقاضا
تحولات اخیر بازار نشان میدهد که مصرفکنندگان نیز به طور فعال به نوسانات قیمتی واکنش نشان میدهند. افزایش قیمتها، خانوارها را به سمت کاهش مصرف یا جایگزینی کالاها سوق داده است. این تغییر الگوی تقاضا، خود عاملی برای افت قیمت برخی اقلام شده و نشان میدهد بازار تنها از سمت عرضه هدایت نمیشود. با این حال، تداوم این وضعیت میتواند به کاهش کیفیت تغذیه و حذف برخی اقلام از سفره خانوار منجر شود؛ مسالهای که پیامدهای اجتماعی و بهداشتی بلندمدت دارد.
ضرورت بازنگری در سیاستهای تنظیم بازار
اظهارات کنگری به روشنی بر این نکته تاکید دارد که تنظیم بازار تنها با کنترل قیمت مصرفکننده به نتیجه نمیرسد. اگر حاشیه سود منطقی برای تمام حلقههای زنجیره تامین در نظر گرفته نشود، عرضه پایدار شکل نخواهد گرفت. تجربه روغن نباتی نمونهای گویا از این واقعیت است. از سوی دیگر، وابستگی شدید به ارز، بازار را در برابر شوکهای بیرونی آسیبپذیر کرده و هر اصلاح ارزی، موجی از گرانی به همراه میآورد. کاهش این وابستگی و تقویت تولید داخلی مواد اولیه میتواند بخشی از راهحل باشد.
جمعبندی
بازار مواد غذایی در مقطع کنونی ترکیبی از ثبات نسبی و نگرانیهای عمیق را تجربه میکند. ماکارونی پس از شوک قیمتی به وفور بازگشته، اما روغن نباتی همچنان درگیر چالش سودآوری و عرضه محدود است. همزمان، کاهش قیمت برخی اقلام مانند برنج و تخم مرغ نشان میدهد که افزایش عرضه میتواند بخشی از فشار تورمی را مهار کند. با این حال، پیوند تنگاتنگ قیمتها با نرخ ارز و نبود حاشیه سود منطقی برای توزیعکنندگان، تهدیدی جدی برای پایداری بازار محسوب میشود. عبور از این وضعیت، نیازمند نگاهی جامع به زنجیره تامین، سیاستهای ارزی و حمایت هدفمند از تولید و توزیع است تا ثبات بازار و امنیت سفره خانوار تضمین شود.






