پرسپولیسِ بیجان؛ بحران همهجانبه در اردوگاه سرخها
پرسپولیس، یکی از پرافتخارترین تیمهای لیگ برتر، روزهای سخت و پرابهامی را پشت سر میگذارد. تیمی که تا چند ماه پیش در مقام مدعی قهرمانی وارد رقابتها شده بود، حالا نهتنها نتوانسته روند امتیازگیری خود را حفظ کند، بلکه درگیر زنجیرهای از شکستها و عملکردهای ضعیف شده است. تحلیل وضعیت فعلی سرخپوشان نشان میدهد مشکل آنها ریشهایتر از یک باخت یا اشتباه فردی است؛ بحرانی ساختاری که از اتاق مدیران تا زمین مسابقه امتداد دارد.
نتایج اخیر پرسپولیس، از جمله شکست تلخ برابر خیبر خرمآباد، زنگ خطر جدی برای هواداران و مدیران باشگاه است. تیمی که روزی به روحیه جنگندگی و ثباتش شناخته میشد، حالا در هر بازی نشانهای از بیانگیزگی، ناهماهنگی و ضعف تصمیمگیری نشان میدهد.
نقش بازیکنان در افت فنی پرسپولیس
در ترکیب فعلی پرسپولیس، جز چند بازیکن معدود، کمتر کسی در سطح مطلوب قرار دارد. بازیکنانی که انتظار میرفت ستونهای اصلی تیم باشند، افت محسوسی پیدا کردهاند و بسیاری از خریدهای جدید نیز نتوانستهاند انتظارات هواداران را برآورده کنند. این ضعف، نه فقط در خلق موقعیتهای گل که حتی در نظم دفاعی و تمرکز تیم مشهود است.
در دیدار اخیر با خیبر، دو خرید تازهوارد بیشترین نقش را در گلهای دریافتی داشتند. فرزین معاملهگری، در اقدامی نمایشی و بدون ضرورت، سعی در دریبل زدن داشت اما با از دست دادن توپ و خطای غیرضروری، شرایط گل اول را مهیا کرد. دنیل گرا، مدافع مجارستانی، نیز با خطای بیموقع خود روی پنالتی، زمینهساز دومین گل شد. این اشتباهات تکراری از سوی بازیکنان جدید، نشانگر فاصله زیاد آنها با استانداردهای لازم برای بازی در تیمی مانند پرسپولیس است.
خریدهای ناکارآمد و بیاثر در ترکیب تیم
پرسپولیس در فصل جاری با امید به بازسازی خطوط تهاجمی و دفاعی، خریدهای متعددی در تابستان و زمستان انجام داد. اما واقعیت تلخ این است که بیشتر این بازیکنان نهتنها به نقطه قوت تبدیل نشدند، بلکه به پاشنه آشیل تیم بدل شدهاند. هیچکدام از آنها نتوانستهاند کیفیتی همسطح انتظارات هواداران عرضه کنند و برخی حتی هنوز جایگاه ثابتی در ترکیب پیدا نکردهاند.
این ناکامی در بازار نقلوانتقالات، نتیجهای مستقیم از ضعف مدیریتی و تصمیمات عجولانه در چیدمان تیم است. انتخابهایی که بدون بررسی فنی دقیق و هماهنگی با سبک بازی تیم انجام شد، حالا هزینههای سنگینی برای باشگاه رقم زده است. پرسپولیس با چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازنگری در سیاستهای جذب بازیکن و برنامهریزی بلندمدت است.
نقطه روشن کمرنگ در خط حمله
میان همه چهرههای کماثر، سرگیف تنها نقطه امید تیم قرمزپوش محسوب میشود. او در دیدار اخیر سومین گل فصلش را به ثمر رساند و نشان داد هنوز انگیزه و انرژی برای جنگیدن دارد. با وجود این، اتکای بیشازحد به یک بازیکن هرگز نمیتواند ضامن موفقیت در مسیر قهرمانی باشد. تیمی که نام بزرگ پرسپولیس را یدک میکشد باید مجموعهای هماهنگ از بازیکنان مؤثر در هر پست داشته باشد، نه تکیه بر تکستارههایی که گاهی بدرخشند و گاهی خاموش بمانند.
مدیریت و کادرفنی زیر تیغ انتقاد
افت عملکرد تیم، فقط به مسائل فنی محدود نمیشود. تصمیمهای مدیریتی متناقض، تغییرات بیبرنامه و نبود تعامل مؤثر میان مدیران و کادرفنی، فضای نااطمینان را در باشگاه تقویت کرده است. نتایج ضعیف معمولاً به کادر فنی نسبت داده میشود، اما بخش قابل توجهی از بحران، ناشی از بیثباتی تصمیمات مدیریتی است؛ از سیاست نقلوانتقالات گرفته تا برنامهریزی برای اردوها و تدارکات.
کادر فنی نیز باید سهم خود را در این وضعیت بپذیرد. نبود انسجام در سیستم بازی، تغییرات متوالی در ترکیب و ناتوانی در بازگرداندن روحیه جنگندگی بازیکنان، باعث شده تیم در لحظات حساس از هم بپاشد. پرسپولیس در سالهای طلایی خود تیمی بود که حتی در بدترین شرایط، با انگیزه و نظم فنی بازی میکرد؛ اما امروز نشانهای از آن انضباط در ترکیب فعلی دیده نمیشود.
بحران روحی و روانی در اردوی سرخ
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده بحران پرسپولیس، جنبه روانی و روحی آن است. بازیکنانی که تحت فشار انتظارات هواداران قرار دارند، اگر در زمین از اعتمادبهنفس لازم برخوردار نباشند، نمیتوانند عملکرد مطلوبی نشان دهند. شکستهای پیاپی، انتقادهای رسانهای و تردیدهای داخلی—همه دست به دست هم دادهاند تا فضای تیم سنگینتر از همیشه شود.
این وضعیت نیازمند توجه جدی روانشناسان ورزشی و مدیریت حرفهای در ایجاد انگیزه است. در باشگاهی با میلیونها هوادار، عملکرد ضعیف فقط به معنای از دست دادن امتیاز نیست؛ بلکه میتواند روح جمعی تیم را دچار فروپاشی کند.
راه بازگشت پرسپولیس به مسیر موفقیت
برای بازگشت به روزهای روشن، پرسپولیس باید در سه سطح تغییرات اساسی اعمال کند: تصمیمگیری مدیریتی، بازنگری فنی، و اصلاح رویکرد بازیکنان. مدیران باشگاه لازم است مسئولیت تصمیمات گذشته را بپذیرند و در سیاستهای جذب بازیکن، برنامهریزی تمرینات و ساختار مدیریتی تجدیدنظر کنند. کادر فنی باید با جسارت، ترکیب تیم را بر پایه عملکرد واقعی بازیکنان تنظیم کند نه بر اساس نام یا سابقه.
از سوی دیگر، بازیکنان هم باید ارزش واقعی پیراهن پرسپولیس را درک کنند. این تیم فقط نامی بزرگ نیست؛ مسئولیتی سنگین است که نیاز به تعهد، تمرکز و انگیزه دارد. تنها در صورت تحقق این سه ضلع—مدیریت، کادر فنی و بازیکنان—میتوان به خروج از بحران و بازگشت به مسیر موفقیت امیدوار بود.
جمعبندی
پرسپولیس در وضعیتی قرار دارد که تداوم بحران، میتواند تبعاتی فراتر از یک فصل ناموفق داشته باشد. این تیم برای حفظ جایگاه تاریخی خود، نیاز به اصلاحات فوری و تصمیمهای شجاعانه دارد. اگر چرخه معیوب شکست و ناامیدی متوقف نشود، نهتنها اهداف این فصل از دست میرود، بلکه پایههای اعتماد هواداران نیز سست خواهد شد. بازسازی روح تیم، ارتقای کیفیت فنی و بازگشت به اصول مدیریتی حرفهای، باید در صدر برنامههای باشگاه قرار گیرد تا پرسپولیس دوباره به مسیر قهرمانی بازگردد.






