بازگشت جنجالی؟ نام جواد نکونام دوباره دور استقلال میچرخد
تصمیم ناگهانی باشگاه استقلال برای کنار گذاشتن ریکاردو ساپینتو، آن هم در مقطعی حساس از فصل و درست در آستانه یک مسابقه رسمی، بار دیگر نشان داد که نیمکت آبیها بیش از آنکه تحت تأثیر مسائل فنی باشد، اسیر پیچیدگیهای مدیریتی و تصمیمگیریهای پرریسک شده است. این تصمیم اگرچه در ظاهر غافلگیرکننده بود، اما با نگاهی عمیقتر به روند ماههای اخیر استقلال، میتوان نشانههای فروپاشی این همکاری را از مدتها قبل مشاهده کرد.
از همان روزهای ابتدایی بازگشت ساپینتو به فضای پرتنش فوتبال ایران، مشخص بود که او قرار نیست رابطهای کمحاشیه با ساختار مدیریتی استقلال داشته باشد. اختلاف دیدگاههای فنی، نحوه دخالت مدیران در امور تیم، و نوع تعامل با کادر اجرایی، بهتدریج شکافی ایجاد کرد که هر هفته عمیقتر شد. با این حال، زمانبندی برکناری او سؤالی جدی را در ذهن افکار عمومی ایجاد کرده است؛ چرا استقلال بلافاصله پس از دیدار با الحسین اردن دست به این تصمیم نزد و دو روز سرنوشتساز را از دست داد؟
اختلافات پنهان که دیگر پنهان نماند
ریشههای جدایی ساپینتو از استقلال را باید در اختلافات عمیق او با علی تاجرنیا جستوجو کرد؛ اختلافاتی که از سطح گفتوگوهای حرفهای فراتر رفت و به چالش مستقیم بر سر حدود اختیارات سرمربی و مدیران باشگاه رسید. مرد پرتغالی بهوضوح اعتقاد داشت که استقلال برای بازگشت به ثبات و قهرمانی، نیازمند تمرکز کامل کادر فنی و حداقل دخالت مدیریتی است، در حالی که نگاه مدیران باشگاه بر کنترل حداکثری و تصمیمسازی از بالا استوار بود.
این تضاد فکری، بهویژه پس از نتایج پرنوسان استقلال در هفتههای اخیر، شکل حادتری به خود گرفت. هر شکست یا تساوی، بهانهای برای افزایش فشارها بر ساپینتو بود و هر واکنش تند او در نشستهای خبری، فاصله میان طرفین را بیشتر میکرد. در چنین فضایی، ادامه همکاری بیش از آنکه به سود استقلال باشد، به میدان فرسایشی تبدیل شده بود که نتیجهای جز تشدید بحران نداشت.
چرا بعد از بازی با الحسین تصمیم گرفته نشد؟
یکی از پرسشهای اساسی این ماجرا، تعلل مدیران استقلال در اعلام رسمی برکناری ساپینتو است. بسیاری معتقدند که اگر این تصمیم بلافاصله پس از دیدار با الحسین اردن اتخاذ میشد، کادر فنی جدید یا دستکم مربی موقت زمان بیشتری برای آمادهسازی تیم جهت بازی با مس رفسنجان در اختیار داشت.
بر اساس اطلاعات موجود، مذاکرات غیررسمی با گزینههای جانشینی ساپینتو از صبح پنجشنبه آغاز شده بود. این یعنی تصمیم به جدایی، عملاً پیش از اعلام رسمی گرفته شده بود، اما مدیران باشگاه ترجیح دادند تا عصر جمعه صبر کنند و سپس وضعیت را علنی سازند. این تأخیر نهتنها استقلال را از نظر فنی در شرایط دشوارتری قرار داد، بلکه پیام سردرگمی مدیریتی را نیز به هواداران منتقل کرد؛ هوادارانی که بارها هزینه چنین تعللهایی را پرداختهاند.
پشت پرده مذاکرات جانشینی
همزمان با قطعی شدن پایان همکاری با ساپینتو، نامهای مختلفی بهعنوان گزینههای جانشینی مطرح شدند، اما در میان همه آنها، نامی بیش از بقیه جلب توجه کرد؛ جواد نکونام. سرمربی اسبق استقلال که در مهرماه ۱۴۰۳ از این تیم جدا شد، حالا بار دیگر بهعنوان یکی از کاندیداهای جدی بازگشت به نیمکت آبیها مطرح شده است.
نکونام در حال حاضر در دبی زندگی میکند و به گفته نزدیکانش، انگیزه بالایی برای بازگشت به فوتبال و اثبات دوباره تواناییهایش دارد. با این حال، بازگشت او به استقلال، برخلاف ظاهر سادهاش، با پیچیدگیهای خاصی همراه است؛ پیچیدگیهایی که ریشه در تجربیات تلخ گذشته دارد.
شرط بزرگ نکونام برای بازگشت
بر اساس خبرهای رسیده از مذاکرات اولیه، جواد نکونام در همان گفتگوهای ابتدایی به اختلاف خود با یکی از مدیران ارشد باشگاه استقلال اشاره کرده و صراحتاً اعلام کرده است که بدون حلوفصل این مسئله، بازگشتی در کار نخواهد بود. او تأکید کرده که اگر قرار است دوباره هدایت استقلال را بر عهده بگیرد، مدیریت باشگاه باید تضمین بدهد که این فرد خاص، دخالتی در امور فنی نخواهد داشت و مانعی در مسیر کار او ایجاد نمیکند.
این شرط، بیش از آنکه یک مطالبه شخصی باشد، بازتابی از تجربهای است که نکونام در دوره قبلی حضورش در استقلال پشت سر گذاشت؛ دورهای که با وجود نتایج قابل قبول، حواشی مدیریتی اجازه نداد پروژه او به سرانجام برسد. حالا او نمیخواهد بار دیگر وارد چرخهای شود که پایانش از پیش قابل پیشبینی است.
استقلال در دوراهی تکرار یا اصلاح
برکناری ساپینتو و احتمال بازگشت نکونام، استقلال را در نقطهای حساس قرار داده است. از یک سو، تغییر سرمربی میتواند شوک مثبتی به تیم وارد کند و فضای تازهای ایجاد کند، اما از سوی دیگر، اگر ریشه مشکلات مدیریتی اصلاح نشود، هر مربی جدیدی نیز دیر یا زود با همان چالشها مواجه خواهد شد.
استقلال در سالهای اخیر بارها این مسیر را پیموده است؛ تغییرات شتابزده روی نیمکت، وعدههای کوتاهمدت، و بازگشت به نقطه اول. تصمیم اخیر، اگر بدون یک برنامه بلندمدت و شفاف اتخاذ شده باشد، خطر تکرار همین چرخه معیوب را افزایش میدهد.
واکنش هواداران و فضای عمومی
واکنش هواداران استقلال به این تصمیم، ترکیبی از خشم، سردرگمی و ناامیدی است. بخشی از هواداران معتقدند که ساپینتو قربانی اختلافات مدیریتی شد و زمانبندی برکناری او به تیم ضربه میزند. گروهی دیگر اما بر این باورند که ادامه همکاری با او نیز به دلیل تنشهای مداوم، آینده روشنی نداشت.
در این میان، نام جواد نکونام برای بسیاری از هواداران یادآور روزهای ثبات نسبی و هویت فنی مشخص است، اما همان هواداران نگراناند که اگر شرایط مدیریتی تغییر نکند، نکونام نیز سرنوشتی مشابه ساپینتو پیدا کند.
جمعبندی
تصمیم استقلال برای کنار گذاشتن ریکاردو ساپینتو، بیش از آنکه یک انتخاب صرفاً فنی باشد، نمادی از بحران عمیقتری است که این باشگاه با آن دستوپنجه نرم میکند. اختلافات مدیریتی، تأخیر در تصمیمگیری و نبود استراتژی مشخص، بار دیگر استقلال را در آستانه یک تغییر پرریسک قرار داده است. بازگشت احتمالی جواد نکونام میتواند فرصتی برای بازسازی باشد، اما تنها در صورتی که مدیریت باشگاه از گذشته درس گرفته و آماده ایجاد فضایی حرفهای و کمحاشیه باشد. در غیر این صورت، این تغییر نیز به فهرست تصمیمات پرهزینهای اضافه خواهد شد که استقلال سالهاست بهای آن را میپردازد.






