چرخش بازوبند در پرسپولیس؛ از ثبات کاپیتانی تا شبی که پنجمین فرمانده معرفی شد
پرسپولیس در فصل جاری با وجود حفظ شاکله اصلی تیم، در یکی از مهمترین لایههای رهبری خود با تغییراتی محسوس روبهرو شد. بازوبند کاپیتانی که همواره نماد ثبات، اقتدار و نظم درون تیمی بوده، این بار به دلیل جابهجایی نفرات و شرایط مسابقه، مسیری پرچالش را طی کرد. اتفاقات هفته بیست و دوم و دیدار برابر خیبر، تنها یک بازی نبود، بلکه آیینهای از تحولات درونی تیمی بود که سالها به ثبات مدیریتی در زمین مسابقه افتخار میکرد.
آغاز فصل و بازتعریف نظم کاپیتانی در پرسپولیس
فصل جدید برای پرسپولیس با یک تغییر مهم در فهرست بازیکنان آغاز شد. خروج وحید امیری از لیست تیم، معادلهای قدیمی را به شکل تازهای بازنویسی کرد. امید عالیشاه که در سالهای اخیر بیچونوچرا کاپیتان اول سرخها بوده، همچنان در رأس هرم رهبری باقی ماند، اما جای خالی امیری باعث شد نقشها بازتعریف شود. در همین چارچوب، سروش رفیعی به عنوان کاپیتان دوم معرفی شد؛ بازیکنی که با تجربه حضور در مسابقات حساس، توانست در غیاب عالیشاه به چهرهای پررنگتر در میدان تبدیل شود.
سروش رفیعی و نقش پررنگ در روزهای مصدومیت
مصدومیتهای مقطعی امید عالیشاه، فرصتی ناخواسته برای سروش رفیعی فراهم کرد تا بارها با بازوبند کاپیتانی وارد زمین شود. این اتفاق از یک سو نشاندهنده اعتماد کادر فنی به توان رهبری رفیعی بود و از سوی دیگر، اهمیت وجود یک کاپیتان آماده را در تیمی مدعی قهرمانی برجسته کرد. پرسپولیس در این مقاطع، با وجود نوسانات فنی، از نظر نظم درون زمین دچار آشفتگی نشد و این مسئله به حساب تجربه کاپیتان دوم نوشته شد.
جایگاه خاص حسین کنعانی زادگان در سلسله مراتب
در میان بازیکنان فعلی پرسپولیس، حسین کنعانی زادگان از نظر سابقه حضور، جایگاهی ویژه دارد. حتی در مقایسه با امید عالیشاه نیز تجربه بیشتری در این تیم اندوخته است. همین پیشینه باعث شد او به عنوان کاپیتان سوم معرفی شود. کنعانی در سالهای اخیر همواره یکی از ستونهای خط دفاعی بوده و حضورش در جمع کاپیتانها، پیامی روشن درباره اهمیت ثبات و وفاداری به تیم داشت. با این حال، مصدومیت او در مقطع حساس فصل، معادلات کاپیتانی را پیچیدهتر کرد.
علی علیپور و تجربه کوتاه اما تعیینکننده
علی علیپور به عنوان چهارمین بازیکنی که در این فصل بازوبند کاپیتانی پرسپولیس را به بازو بست، نقشی متفاوت ایفا کرد. او تا پیش از دیدار با خیبر، آخرین حلقه از زنجیره رهبری تیم بود و هیچ بازیکن دیگری به این جایگاه نرسیده بود. علیپور با روحیه جنگندگی و سابقه گلزنی در بازیهای بزرگ، انتخابی منطقی به نظر میرسید، اما شرایط بازی هفته بیست و دوم همهچیز را تغییر داد.
هفته بیست و دوم و لحظههای سرنوشتساز
اول اسفند ماه و در جریان هفته بیست و دوم لیگ، پرسپولیس وارد دیداری شد که بعدها به یکی از شبهای پرحاشیه فصل تبدیل شد. در شرایطی که امید عالیشاه و سروش رفیعی از زمین خارج شده بودند، بازوبند به علی علیپور رسید. این انتقال طبیعی و مطابق سلسله مراتب تعریفشده بود، اما داستان به همینجا ختم نشد. زمانی که تابلوی تعویض برای شماره ۹ بالا رفت، در غیاب حسین کنعانی زادگان که مصدوم بود، پرسش بزرگ شکل گرفت که بازوبند به چه کسی خواهد رسید.
سوءتفاهمی که در زمین شکل گرفت
در آن لحظه، بسیاری از تماشاگران و حتی برخی بازیکنان تصور کردند که محمدحسین سرلک به عنوان نفر بعدی، کاپیتان پرسپولیس خواهد شد. این برداشت اشتباه، برای دقایقی فضای ذهنی تیم را تحت تأثیر قرار داد. سرلک اما تصمیمی متفاوت گرفت و بازوبند را به مرتضی پورعلی گنجی سپرد؛ مدافعی باتجربه و ملیپوش که از نظر سنی نیز بزرگتر از دیگر بازیکنان حاضر در زمین بود.
معرفی پنجمین کاپیتان و معنای پنهان آن
با این تصمیم، پرسپولیس برای نخستین بار در این فصل پنجمین کاپیتان خود را معرفی کرد. پورعلی گنجی که سابقه حضور در تیم ملی و مسابقات بینالمللی را دارد، در نگاه اول انتخابی منطقی به نظر میرسید. این اتفاق اما بیش از آنکه نشانه عمق رهبری در تیم باشد، بیانگر شرایط خاص و ناخواستهای بود که سرخها در آن قرار گرفتند. تعدد کاپیتانها در یک فصل، اغلب نشانه ثبات نیست و میتواند زنگ خطری برای انسجام تیمی باشد.
بازی ضعیف و پیوند آن با فشار بازوبند
پورعلی گنجی در شبی که برای نخستین بار بازوبند کاپیتانی پرسپولیس را میبست، نتوانست نمایش مطمئنی ارائه دهد. خط دفاعی تیم دچار اشتباهاتی شد که در نهایت به شکست انجامید. این ناکامی، پنجمین شکست پرسپولیس در دور برگشت را رقم زد و تجربه نخست کاپیتانی پورعلی گنجی را به خاطرهای تلخ بدل کرد. فشار روانی ناشی از مسئولیت رهبری، در کنار شرایط نامساعد تیم، تأثیر خود را به وضوح نشان داد.
بازوبند کاپیتانی به مثابه نماد ثبات
در تاریخ پرسپولیس، کاپیتان همواره نقشی فراتر از یک بازیکن داشته است. بازوبند نماد اعتماد، نظم و اتحاد بوده و هرگونه تغییر مکرر در آن، پیامهایی پنهان به همراه دارد. اتفاقات این فصل نشان داد که حتی تیمی با سابقه قهرمانیهای متعدد نیز میتواند در لایههای مدیریتی درون زمین دچار چالش شود. چرخش بازوبند میان چند بازیکن، اگرچه از نظر فنی قابل توجیه است، اما از منظر روانی میتواند تمرکز تیم را کاهش دهد.
تأثیر شکست خیبر بر فضای تیم
شکست مقابل خیبر، فراتر از از دست رفتن امتیاز، ضربهای به اعتمادبهنفس پرسپولیس وارد کرد. این باخت در شرایطی رقم خورد که تیم به دنبال تثبیت جایگاه خود در جدول بود و هر لغزش، هزینهای سنگین داشت. پیوند خوردن این شکست با ماجرای کاپیتانی، باعث شد موضوع بازوبند بیش از پیش در کانون توجه قرار گیرد و به یکی از سوژههای اصلی تحلیلهای فوتبالی تبدیل شود.
آینده کاپیتانی در پرسپولیس
پرسپولیس برای عبور از این مقطع، نیازمند بازگشت به ثبات است. سلامت امید عالیشاه، آمادگی سروش رفیعی و بازگشت حسین کنعانی زادگان میتواند نظم پیشین را احیا کند. تجربه هفته بیست و دوم به روشنی نشان داد که تعیین سلسله مراتب شفاف و پایبندی به آن، تا چه اندازه برای تیمی مدعی اهمیت دارد. کاپیتان باید نهتنها در نام، بلکه در عمل، تکیهگاه تیم باشد.
جمعبندی
ماجرای بازوبند کاپیتانی در پرسپولیس این فصل، روایتگر فصلی پرنوسان در لایههای پنهان تیم است. از ثبات سالهای گذشته تا شبی که پنجمین کاپیتان معرفی شد، سرخها مسیری پرچالش را پیمودند. شکست مقابل خیبر و نمایش ضعیف در آن دیدار، نشان داد که رهبری درون زمین تا چه اندازه میتواند بر سرنوشت یک مسابقه اثرگذار باشد. پرسپولیس اگر میخواهد به مسیر موفقیت بازگردد، باید بار دیگر بازوبند را به نماد ثبات و اقتدار تبدیل کند، نه نشانهای از اضطرار و اجبار.






