اعتراض تند خسرو حیدری به بیاحترامی مدیران استقلال؛ پشت پردهای که آرامش آبیها را برهم زد
تحولات اخیر باشگاه استقلال بار دیگر نشان داد که بحران در این تیم، صرفاً فنی نیست و ریشههای عمیقتری در ساختار مدیریتی و تصمیمگیری دارد. اظهارات تند و بیپرده خسرو حیدری، مربی استقلال، پس از ترک محل تمرین، نهتنها یک گلایه شخصی بلکه بازتابی از فضایی است که سالهاست در این باشگاه جریان دارد؛ فضایی آکنده از ابهام، بیثباتی و تصمیمهایی که بیش از آنکه بر پایه منطق و شایستگی باشند، به لابیها و روابط پشت پرده گره خوردهاند.
آغاز ماجرا از قطع همکاری با ساپینتو
پس از قطع همکاری باشگاه استقلال با ریکاردو ساپینتو، مدیران باشگاه در شرایطی حساس و پیش از دیدار مهم با مس رفسنجان، به سراغ خسرو حیدری رفتند. حیدری که سالها با پیراهن استقلال بازی کرده و سابقه مربیگری در این تیم را دارد، به گفته خودش با احساس تعهد نسبت به باشگاه، مسئولیت موقت آمادهسازی تیم را پذیرفت. او نه با هدف نشستن روی نیمکت دائمی، بلکه برای عبور دادن استقلال از یک مقطع بحرانی قدم به میدان گذاشت.
در چنین شرایطی انتظار میرفت حداقل هماهنگی و احترام متقابل میان کادر فنی و مدیران برقرار باشد، اما اتفاقات رخداده در محل تمرین، ورق را بهطور کامل برگرداند. حیدری که با نیت انجام وظیفه در تمرین حاضر شده بود، با این واقعیت روبهرو شد که تصمیمگیران باشگاه، فرد دیگری را بهعنوان نفر اول انتخاب کردهاند؛ آن هم بدون اطلاع قبلی و بدون کمترین توضیح.
ترک تمرین؛ واکنشی به بیاحترامی
خسرو حیدری صراحتاً اعلام کرد که مسئله اصلیاش انتخاب نشدن بهعنوان سرمربی نیست. او حتی تأکید کرد استقلال نیازمند یک سرمربی بزرگ و باتجربه است و هرگز خود را گزینه نهایی این جایگاه نمیدانسته. آنچه او را وادار به ترک محل تمرین کرد، احساس بیاحترامی و نادیده گرفته شدن بود؛ احساسی که به باور او، قابل تحمل نبود.
زمانی که سرپرست تیم به او اعلام کرد نفر اول کادر فنی شخص دیگری است، حیدری این رفتار را مصداق بیتوجهی آشکار دانست. واکنش مدیران پس از خروج او از تمرین و تماسهایی که با عنوان «سوءتفاهم» برقرار شد، نتوانست این زخم را التیام دهد. برای حیدری، اصل ماجرا نه یک اشتباه ساده، بلکه نشانهای از ساختاری معیوب بود که احترام افراد را قربانی تصمیمات پنهانی میکند.
استقلال و چرخه تکراری تصمیمات پشت پرده
اظهارات این مربی استقلال، بار دیگر بحث قدیمی درباره حاکم بودن روابط بهجای شایستگی در فوتبال ایران را زنده کرد. حیدری با لحنی تلخ اما صریح، فضایی را توصیف کرد که در آن لابی و ارتباط، بر تخصص و تلاش سایه انداخته است. او این اتفاق را نه عجیب و نه غیرمنتظره دانست، بلکه آن را نتیجه طبیعی سیستمی معرفی کرد که به گفته او، تاریک و ترسناک شده است.
این سخنان، تنها یک اعتراض فردی نیست؛ بلکه بازتابی از تجربه مشترک بسیاری از مربیان و بازیکنانی است که در سالهای اخیر با چنین رفتارهایی مواجه شدهاند. استقلال، بهعنوان یکی از بزرگترین باشگاههای ایران، همواره زیر ذرهبین افکار عمومی بوده و هر تصمیم مدیریتی در آن، بازتابی گسترده دارد. تکرار این حواشی، اعتماد هواداران را فرسوده و تمرکز تیم را برهم زده است.
خطاب مستقیم به مدیریت باشگاه
بخش مهمی از انتقادات خسرو حیدری، متوجه مدیریت باشگاه و شخص مدیرعامل بود. او با یادآوری خاطرات گذشته، به مقایسه رفتار مدیران با مربیان و بازیکنان پرداخت و پرسشی اساسی را مطرح کرد: اگر قرار است شایستگی ملاک نباشد، پس معیار انتخابها چیست؟ حیدری تأکید کرد که انتظارش نه امتیاز ویژه بوده و نه نادیده گرفتن گزینههای دیگر، بلکه تنها خواستهاش حفظ احترام حرفهای و انسانی بوده است.
او یادآور شد که سالها برای استقلال زحمت کشیده و حداقل حق طبیعیاش این بوده که فرصت نشستن در جایگاه تصمیمگیری و امتحان شانس خود را داشته باشد. به باور او، آنچه رخ داده، نمونهای از «حقکشی» در فضایی است که قدرت، مسیر ناحق را هموار میکند.
سایه این حواشی بر آینده استقلال
آنچه از دل این ماجرا بیرون میآید، صرفاً دلخوری یک مربی نیست؛ بلکه زنگ خطری برای آینده استقلال است. تیمی که در آستانه یک مسابقه حساس قرار دارد، بیش از هر چیز به آرامش و تمرکز نیازمند است. حاشیههای مدیریتی، اختلافات درونباشگاهی و بیثباتی در کادر فنی، مستقیماً بر عملکرد فنی تیم تأثیر میگذارد و میتواند نتایج را تحتالشعاع قرار دهد.
از سوی دیگر، وعده حیدری برای افشای جزئیات بیشتر درباره اتفاقات رخداده در دوران ساپینتو، نشان میدهد که این پرونده هنوز بسته نشده است. اگر این افشاگریها ادامه پیدا کند، احتمالاً ابعاد تازهای از اختلافات داخلی استقلال آشکار خواهد شد؛ مسائلی که شاید سالها در سکوت باقی مانده بودند.
جمعبندی
ماجرای ترک تمرین توسط خسرو حیدری، نمادی از بحران عمیقتر در ساختار مدیریتی استقلال است؛ بحرانی که ریشه در بیثباتی، تصمیمات غیرشفاف و نادیده گرفتن احترام حرفهای دارد. اعتراضات تند این مربی، اگرچه با لحنی احساسی بیان شد، اما حامل پیام روشنی برای مدیران باشگاه و حتی کل فوتبال ایران است: بدون شفافیت، شایستگی و احترام، هیچ تیم بزرگی نمیتواند به ثبات و موفقیت پایدار برسد. استقلال امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در شیوه مدیریت و تصمیمگیری است؛ بازنگریای که اگر جدی گرفته نشود، حواشی مشابه همچنان سایه خود را بر سر این باشگاه پرهوادار حفظ خواهد کرد.






