بحران در پرسپولیس از نگاه رحیم یوسفی؛ زنگ خطر برای تیمی که دیگر ترسناک نیست
پرسپولیس، تیمی که سالها نماد ثبات، اقتدار و ترس در فوتبال ایران بود، این روزها به یکی از نگرانکنندهترین نسخههای خود رسیده است. نتایج ضعیف، نمایشهای کمرمق و فاصله گرفتن از هویت همیشگی، باعث شده نهتنها هواداران بلکه پیشکسوتان این باشگاه نیز با نگرانی از آینده سخن بگویند. در همین فضا، اظهارات صریح و بیپرده رحیم یوسفی، بازیکن قدیمی و پیشکسوت پرسپولیس، بازتابدهنده بخشی از واقعیت تلخ این روزهای سرخپوشان است؛ واقعیتی که ریشههای آن را باید در مدیریت، کادرفنی و ساختار تیمی جستوجو کرد.
وضعیت فعلی پرسپولیس از نگاه پیشکسوتان
رحیم یوسفی در ارزیابی شرایط کنونی پرسپولیس، بدون تعارف از افت شدید این تیم سخن میگوید. به باور او، پرسپولیس فعلی شباهتی به تیمی که سالها مدعی اصلی قهرمانی بود ندارد. ضعف در نتیجهگیری تنها بخشی از ماجراست و آنچه بیش از همه نگرانکننده به نظر میرسد، افت محسوس کیفیت فنی و انگیزشی بازیکنان است. تیمی که روزگاری حریفانش با هدف شکست نخوردن مقابل آن وارد زمین میشدند، حالا به تیمی تبدیل شده که رقبا با جسارت و اعتمادبهنفس بالا مقابلش بازی میکنند.
این تغییر جایگاه، زنگ خطری جدی برای باشگاهی است که موفقیتهایش بر پایه شخصیت تیمی، فشار مداوم و روحیه برنده بنا شده بود. از نگاه یوسفی، این فروپاشی تدریجی نشان میدهد که مشکل تنها به یک بازی یا یک مقطع کوتاه محدود نمیشود، بلکه ریشههای عمیقتری دارد.
شکست مقابل خیبر و نشانههای بحران ساختاری
دیدار پرسپولیس مقابل خیبر خرمآباد یکی از نمادینترین بازیهای این فصل برای تحلیل وضعیت سرخپوشان بود. تیمی که روی کاغذ نباید برای پرسپولیس دردسر جدی ایجاد میکرد، توانست با ایجاد موقعیتهای متعدد، برتری خود را تحمیل کند. یوسفی با اشاره به این مسابقه تأکید میکند که وقتی تیمی مانند خیبر میتواند اینچنین راحت به دروازه پرسپولیس نزدیک شود، دیگر نمیتوان همهچیز را به اتفاق یا بدشانسی نسبت داد.
به باور او، شاید یک گل را بتوان حاصل یک اشتباه فردی یا حادثه دانست، اما وقتی روند کلی بازی نشاندهنده برتری حریف است، باید به وجود ایرادهای ساختاری اذعان کرد. پرسپولیس در این مسابقه نهتنها از نظر فنی، بلکه از لحاظ ذهنی و بدنی نیز عقبتر از حریف به نظر میرسید؛ موضوعی که نشاندهنده افت عمیق در آمادگی تیم است.
مدیریت، نقطه آغاز مشکلات پرسپولیس
یکی از محورهای اصلی انتقاد رحیم یوسفی، مدیریت باشگاه پرسپولیس است. او معتقد است زنجیره ناکامیها از همین نقطه آغاز میشود و سپس به کادرفنی و در نهایت به بازیکنان میرسد. تصمیمگیریهای اشتباه در نقلوانتقالات، هزینههای سنگین بدون بازدهی فنی مناسب و نبود برنامهریزی بلندمدت، از جمله عواملی هستند که به گفته این پیشکسوت، پرسپولیس را به وضعیت فعلی رساندهاند.
یوسفی با اشاره به جذب برخی بازیکنان خارجی، از جمله دنیل گرا، انتقاد تندی مطرح میکند و این موضوع را نمونهای از ضعف در فرآیند انتخاب بازیکن میداند. از نگاه او، زمانی که بازیکنی با هزینه بالا جذب میشود اما کیفیت لازم را ندارد، نهتنها به تیم کمک نمیکند بلکه ساختار فنی و روحی مجموعه را نیز دچار آسیب میکند. این مسئله زمانی پررنگتر میشود که چندین خرید خارجی نتوانند انتظارات را برآورده کنند و بار فنی تیم بر دوش بازیکنانی بیفتد که یا افت کردهاند یا از نظر بدنی آماده نیستند.
افت بازیکنان کلیدی و کاهش انگیزه
یکی دیگر از نکات مهم در تحلیل یوسفی، افت محسوس برخی بازیکنان تأثیرگذار پرسپولیس است. او معتقد است بازیکنانی که در فصول گذشته نقش تعیینکننده داشتند، امروز یا به دلیل افزایش سن، یا به واسطه مصدومیتهای پیاپی و یا افت انگیزشی، دیگر کارایی سابق را ندارند. نمونه بارز این مسئله، شرایط فعلی ارونوف است که به گفته یوسفی، فاصله زیادی با نسخه ایدهآل خود دارد.
این افت فردی، زمانی خطرناکتر میشود که به یک روند جمعی تبدیل شود. تیمی که ستارههایش در سطح پایینتری بازی میکنند، ناچار است برای جبران، دست به تغییرات مداوم بزند؛ تغییری که خود به بیثباتی بیشتر منجر میشود.
اوسمار ویرا و معضل بیثباتی در ترکیب
نقش سرمربی پرسپولیس در این بحران، از دیگر محورهای مهم اظهارات یوسفی است. اوسمار ویرا در شرایطی هدایت سرخپوشان را بر عهده دارد که به نظر میرسد هنوز به ترکیب اصلی و ایدهآل خود نرسیده است. تغییرات گسترده و مداوم در ترکیب، موضوعی است که یوسفی آن را یکی از دلایل اصلی عدم ثبات فنی تیم میداند.
از نگاه او، یک تیم موفق معمولاً با حداقل تغییرات وارد زمین میشود تا هماهنگی و شناخت بازیکنان از یکدیگر حفظ شود. اما در پرسپولیس این فصل، جابهجاییهای پنج یا شش نفره در هر مسابقه، مانع شکلگیری انسجام شده و باعث شده تیم نتواند هویت مشخصی پیدا کند. این سردرگمی تاکتیکی، فشار مضاعفی را هم به بازیکنان و هم به کادرفنی تحمیل کرده است.
آیا تغییر کادرفنی راهحل است؟
در شرایطی که نتایج ضعیف ادامه دارد، همواره بحث تغییر کادرفنی به عنوان یک راهحل فوری مطرح میشود. با این حال، رحیم یوسفی با این دیدگاه موافق نیست. او معتقد است که در این مقطع از فصل، تغییر سرمربی نهتنها مشکل را حل نمیکند بلکه میتواند وضعیت را پیچیدهتر کند. به باور او، زمان کافی برای ایجاد تحول اساسی وجود ندارد و پرسپولیس ناچار است با همین مجموعه فصل را به پایان برساند.
با این حال، یوسفی بر این نکته تأکید میکند که حتی در همین شرایط نیز میتوان با تصمیمات هوشمندانه، بخشی از مشکلات را کاهش داد. استفاده از بازیکنان جوان، ایجاد انگیزه تازه و نگاه به آینده، میتواند حداقل دستاورد این فصل برای پرسپولیس باشد.
نقش مصدومیتها در افت نتایج
مصدومیتهای پیاپی و تکراری، عامل دیگری است که یوسفی آن را در ناکامیهای پرسپولیس مؤثر میداند. او معتقد است در فوتبال حرفهای، تداوم مصدومیتها معمولاً نشانهای از ضعف در آمادهسازی بدنی و برنامهریزی تمرینی است. وقتی بازیکنان بارها دچار آسیبدیدگی میشوند، نمیتوان این مسئله را صرفاً به بدشانسی نسبت داد.
در این فصل، پرسپولیس با فهرستی بلند از بازیکنان مصدوم مواجه بوده و این موضوع، دست کادرفنی را برای انتخاب ترکیب ثابت بسته است. از نگاه یوسفی، این مسئله نشان میدهد تیم در ابتدای فصل از نظر بدنی به آمادگی کامل نرسیده و تاوان آن را در طول مسابقات پرداخته است.
ضرورت جوانگرایی و نگاه به آینده
یکی از مهمترین راهکارهایی که رحیم یوسفی برای خروج از بحران پیشنهاد میکند، جوانگرایی هدفمند است. او معتقد است اگر قرار نیست در این فصل دستاورد بزرگی حاصل شود، حداقل باید از این فرصت برای ساختن تیم فصل آینده استفاده کرد. بالا رفتن میانگین سنی پرسپولیس و حضور چند بازیکن پا به سن گذاشته که دیگر کارایی لازم را ندارند، زنگ خطری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
به باور این پیشکسوت، باشگاه باید با شجاعت تصمیم بگیرد و برخی چهرهها را کنار بگذارد تا فضا برای رشد نسل جدید فراهم شود. جوانگرایی، اگر با برنامه و حمایت همراه باشد، میتواند انرژی تازهای به تیم تزریق کند و پرسپولیس را دوباره به مسیر پیشرفت بازگرداند.
جمعبندی
مجموعه اظهارات رحیم یوسفی، تصویری روشن اما نگرانکننده از وضعیت فعلی پرسپولیس ترسیم میکند. تیمی که زمانی نماد اقتدار بود، امروز با مشکلات مدیریتی، فنی و ساختاری دستوپنجه نرم میکند. از ضعف در نقلوانتقالات و افت بازیکنان کلیدی گرفته تا بیثباتی تاکتیکی، مصدومیتهای پیاپی و افزایش میانگین سنی، همه و همه نشان میدهد که پرسپولیس به یک بازنگری جدی نیاز دارد.
بازگشت به جایگاه واقعی، تنها با تصمیمات شجاعانه و برنامهریزی بلندمدت ممکن است. شاید این فصل برای پرسپولیس فصل جبران نباشد، اما میتواند نقطه آغاز اصلاحات اساسی باشد؛ اصلاحاتی که اگر بهموقع انجام نشود، فاصله این تیم با روزهای اوجش هر روز بیشتر خواهد شد.






