حبوبات هم از تورم جا نماند؛ زنگ خطر گرانی پروتئین فقرا به صدا درآمد
بازار حبوبات در ظاهر از نظر موجودی با کمبود جدی مواجه نیست، اما بررسی دقیقتر متغیرهای اثرگذار بر این بازار نشان میدهد که ثبات فعلی شکننده است و تصمیمات ارزی، هزینههای تولید و واردات و عوامل اقلیمی، همگی در حال زمینهسازی برای تداوم روند افزایشی قیمتها هستند.
حبوبات؛ ستون پروتئینی سفره خانوار
حبوبات بهعنوان اصلیترین منبع پروتئین گیاهی، سالهاست جایگاه ثابتی در الگوی غذایی ایرانیان دارد. عدس، نخود، لوبیا و لپه نهتنها از منظر تغذیهای اهمیت دارند، بلکه بهدلیل ماندگاری بالا، قابلیت ذخیرهسازی و تنوع در مصرف، همواره یکی از مطمئنترین اقلام سبد خوراکی خانوارها بودهاند. در شرایطی که تورم مواد غذایی، دسترسی به گوشت را برای بسیاری از خانوارها دشوار کرده، وابستگی به حبوبات بیش از گذشته افزایش یافته و همین موضوع حساسیت بازار این محصولات را دوچندان کرده است.
بازار حبوبات در مسیر گرانی
مشاهدات میدانی از فروشگاهها و مغازههای سطح شهر نشان میدهد قیمت انواع حبوبات طی هفتههای اخیر افزایش قابل توجهی داشته است. برخی اقلام پرمصرف، رشد قیمتی چند دههزار تومانی را در هر کیلو تجربه کردهاند؛ بهگونهای که لپه ۹۰۰ گرمی با قیمت حدود ۳۷۵ هزار تومان، عدس ۹۰۰ گرمی بیش از ۳۱۰ هزار تومان، لوبیا چیتی ۹۰۰ گرمی نزدیک به ۶۵۰ هزار تومان و نخود ۹۰۰ گرمی حدود ۳۸۰ هزار تومان به فروش میرسد. این ارقام در مقایسه با ماههای گذشته، افزایش محسوسی را نشان میدهد و از فشار تورمی جدید بر بازار حبوبات حکایت دارد.
افزایش تقاضا در کنار رشد قیمت، نشان میدهد که حبوبات بهرغم گرانی، همچنان یکی از معدود گزینههای در دسترس برای تامین پروتئین خانوارهاست؛ موضوعی که خود میتواند به تشدید فشار بر بازار و تداوم روند افزایشی منجر شود.
وابستگی بازار به واردات و گره ارزی
بر اساس برآوردهای فعالان صنفی، حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد حبوبات مصرفی کشور تولید داخل و ۳۰ تا ۴۰ درصد آن از طریق واردات تامین میشود. در حال حاضر، بهدلیل قرار داشتن در میانه فصل برداشت، موجودی حبوبات داخلی در وضعیت نسبتا قابل قبولی قرار دارد، اما این شرایط دائمی نیست. با نزدیک شدن به پایان فصل برداشت، کسری عرضه خود را نشان خواهد داد و بازار ناگزیر به واردات برای حفظ تعادل میشود.
این در حالی است که واردات حبوبات بهشدت تحت تاثیر سیاستهای ارزی قرار دارد. تغییر ناگهانی سازوکار تخصیص ارز و حذف ارز ترجیحی، هزینه واردات را بهطور چشمگیری افزایش داده و واردکنندگان را با فشار مالی جدی مواجه کرده است. اختلاف قابل توجه میان نرخ ارز پیشین و نرخهای جدید، نهتنها قیمت تمامشده کالا را بالا برده، بلکه توان مالی بسیاری از واردکنندگان را تضعیف کرده است.
انباشت بدهی و توقف واردات
یکی از پیامدهای مستقیم تغییرات ارزی، انباشت بدهی واردکنندگان به تامینکنندگان خارجی است. زمانی که واردکننده امکان تسویه تعهدات قبلی خود را نداشته باشد، عملا از چرخه واردات خارج میشود. همین مسئله باعث شده بخشی از فعالان این حوزه، واردات را متوقف کرده و در انتظار روشن شدن وضعیت ارزی و جبران مابهالتفاوت باقی بمانند.
وعدههایی درباره پرداخت بدهیها و جبران خسارتهای ناشی از تغییر نرخ ارز مطرح شده، اما نبود اقدام عملی، نگرانیها درباره کاهش واردات در ماههای آینده را افزایش داده است؛ کاهشی که مستقیما به رشد قیمتها در بازار منجر خواهد شد.
خشکسالی و آفات؛ فشار مضاعف بر تولید داخلی
عوامل اقلیمی نیز در سالهای اخیر نقش پررنگی در نوسانات بازار حبوبات داشتهاند. چند سال خشکسالی و شیوع آفات در برخی استانهای اصلی تولید لوبیا، بر میزان تولید داخلی اثر گذاشته و در مقاطعی به کمبود و افزایش قیمت انجامیده است. هرچند امسال با تولید و واردات بهموقع، بازار برخی اقلام تا حدی متعادل شده، اما تداوم شرایط نامساعد اقلیمی همچنان یک ریسک جدی برای تولید داخلی محسوب میشود.
افزون بر این، حتی محصولات تولید داخل نیز از تورم عمومی اقتصاد بیتأثیر نیستند. افزایش هزینه کود، ماشینآلات، حملونقل، استهلاک و هزینههای زندگی کشاورزان، قیمت تمامشده حبوبات داخلی را بالا برده و زمینهساز رشد قیمت در بازار شده است.
بستهبندی یا فله؛ تفاوتی که به قیمت میرسد
بخش قابل توجهی از اختلاف قیمت حبوبات در بازار، به تفاوت میان محصول فله و بستهبندیشده بازمیگردد. هزینههای بوجاری، تمیزکاری، بستهبندی، نیروی کار، حملونقل و توزیع، باعث میشود قیمت حبوبات بستهبندیشده بالاتر از نوع فله باشد. با توجه به اینکه حدود ۷۰ درصد مصرف حبوبات کشور بهصورت فله انجام میشود، هرگونه افزایش هزینه در این زنجیره، بهسرعت به مصرفکننده منتقل میشود.
اثر تصمیمات ارزی در ماههای آینده
فعالان بازار معتقدند اثر اصلی تغییرات ارزی هنوز بهطور کامل در قیمتها منعکس نشده و پیامدهای واقعی این تصمیمات، در ماههای آینده خود را نشان خواهد داد. بهویژه در کالاهایی که پیشتر با ارز ترجیحی حمایت میشدند، احتمال افزایش بیشتر قیمتها وجود دارد؛ افزایشی که میتواند فشار مضاعفی بر سبد غذایی خانوارها وارد کند.
جمعبندی
بازار حبوبات در مقطع حساسی قرار گرفته است؛ از یکسو افزایش تقاضا بهدلیل گرانی گوشت و از سوی دیگر، فشارهای ناشی از حذف ارز ترجیحی، بلاتکلیفی واردات، بدهیهای معوق و مشکلات تولید داخلی، همگی چشمانداز این بازار را نگرانکننده کردهاند. اگرچه موجودی فعلی بازار مانع از بروز شوک ناگهانی شده، اما تداوم شرایط موجود میتواند به کاهش عرضه و افزایش بیشتر قیمتها در ماههای آینده منجر شود. در چنین شرایطی، تسویه بدهیهای معوق، ایجاد ثبات در سیاستهای ارزی و برنامهریزی تدریجی برای اصلاحات، میتواند نقش کلیدی در جلوگیری از کوچکتر شدن بیش از پیش سفره خانوارهای ایرانی ایفا کند.






