پرسپولیس در ایستگاه تصمیم؛ حفظ یا تغییر اوسمار؟
نتایج پرسپولیس در نیمفصل دوم لیگ برتر حکایت از چالشی عمیقتر از افت نتیجه دارد؛ چالشی که به تصمیمهای شتابزده در ابتدای فصل بازمیگردد. پروژه فنی با محوریت وحید هاشمیان هرچند بر پایه اصلاح تدریجی فوتبال باشگاه بنا شده بود، اما بیصبری مدیران در مواجهه با نتایج اولیه موجب شد این مسیر نیمهتمام رها شود. تیم در شرایطی به تغییر تن داد که هنوز فرصت شناخت و همافزایی فنی کافی نداشت و فضای احساسی اطراف باشگاه، فشار زودهنگامی برای قطع همکاری با هاشمیان ایجاد کرد.
پرسپولیس در واقع برای بازگشت سریع به آرامش، به یک «نقطه قطع» نیاز داشت؛ تصمیمی که اتخاذ شد اما در ادامه، مسیر بازسازی را دشوارتر کرد. این تصمیم در کوتاهمدت باعث ساماندهی روانی پیرامون تیم شد، ولی در بلندمدت، هزینه بیثباتی فنی و مدیریتی را افزایش داد.
از هاشمیان تا اوسمار؛ جستوجوی ثبات در میانه بحران
پس از جدایی از هاشمیان، باشگاه پرسپولیس بار دیگر به سراغ گزینههای خارجی رفت. نخست برانکو ایوانکوویچ که بهرغم خاطرات موفق دوران پیشین، دعوت را نپذیرفت. سپس نوبت به اوسمار ویرا رسید؛ مربیای با رزومه قهرمانی در تایلند و تجربه موفق با پرسپولیس در گذشته. انتخاب او اگرچه هوشمندانه به نظر میرسید، اما شرایط پیرامونی باشگاه دیگر شباهتی به دوران طلایی گذشته نداشت.
تیمی که زمانی تحت هدایت برانکو و یحیی گلمحمدی به جامهای پیاپی رسید، محصول یک فرآیند فنی ممتد و زیرساختدار بود؛ تیمی که هویت تاکتیکیاش تثبیت شده و ستونهای اصلیاش سالها کنار هم بازی کرده بودند. در مقابل، پرسپولیس فعلی در حال گذار است؛ ترکیب متغیر، روحیه ناپایدار و سازوکارهای تاکتیکی نیمهکاره، از نشانههای این دوران انتقالی به شمار میروند.
واقعبینی در مواجهه با بحران فنی
به نظر میرسد زمان آن رسیده که باشگاه، مسیر تصمیمگیری خود را از واکنش آنی به انتخاب راهبردی تغییر دهد. سادهترین راه در چنین وضعیتی، برکناری دوباره سرمربی است؛ انتخابی تکراری که در فوتبال ایران نهتنها چاره درمان نبوده، بلکه بحران را به تعویق انداخته است. هر تغییر ناگهانی روی نیمکت، هزینه مالی و روانی تازهای برای تیم در پی دارد و فرآیند بازسازی را از نقطه صفر آغاز میکند.
تجربه لیگ برتر ایران مملو از نمونههایی است که نشان میدهد استمرار فنی، عامل اصلی موفقیت باشگاههاست. ثبات در کادر، تعریف نقشها و حمایت از ساختار فنی، مقدمات هر جهش بزرگ محسوب میشود. پرسپولیس نیز اگر میخواهد از چرخه ناکامیهای دورهای خارج شود، باید بپذیرد که تغییر مکرر مربی نه راهحل که بخشی از مشکل است.
اوسمار ویرا؛ انتخابی از جنس ثبات و مدیریت بحران
در مقطع فعلی، پرسپولیس چارهای جز مدیریت بحران از درون ندارد. تثبیت کادرفنی و حمایت عملی از اوسمار ویرا میتواند نخستین گام در مسیر بازسازی تیم باشد. حفظ ویرا نه از سر ناچاری بلکه یک تصمیم راهبردی برای توقف دور باطل بیثباتی است؛ تصمیمی که میتواند به بازتعریف تیم کمک و به کادر فنی زمان اصلاح بدهد.
اوسمار ویرا مربیای است که شناخت کافی از ساختار باشگاه دارد و تجربه حضور در فضای فنی پرسپولیس را پیشتر آزموده است. این ویژگیها نقطه اتکای مناسبی برای مدیریت مرحله گذار محسوب میشوند. ویرا اگر فرصت زمان و حمایت مدیریتی داشته باشد، میتواند با تزریق تدریجی نظم تاکتیکی، بار دیگر هویت تیمی پرسپولیس را احیا کند.
لیگ برتر؛ آخرین فرصت برای هویتسازی
در حال حاضر، لیگ برتر تنها میدان باقیمانده برای معنابخشی به فصل جاری پرسپولیس است. این رقابتها میتواند فرصتی برای تثبیت سیستم جدید و بازسازی تدریجی روح تیمی باشد. از دست رفتن این هدف، در واقع از دست رفتن فصل خواهد بود؛ چراکه پرسپولیس امسال دیگر در جام حذفی یا آسیا شانس ویژهای ندارد و عملکرد در لیگ، معیار اصلی ارزیابی پروژه اوسمار خواهد بود.
برای همین، اولویت باشگاه باید روی ایجاد ثبات ذهنی و بازگرداندن باور به تیم متمرکز شود. مدیران باشگاه با پرهیز از تصمیمات احساسی، میتوانند زمینه شکلگیری دوباره اعتماد میان بازیکنان و هواداران را فراهم سازند. اگر این حمایت در نیمفصل دوم شکل بگیرد، حتی بدون قهرمانی، دستاورد واقعی فصل برای پرسپولیس، بازسازی هویت فنی از درون خواهد بود.
چشمانداز آینده سرخها؛ از بازسازی تا بازگشت به قله
فصل جاری برای پرسپولیس میتواند به نقطه عطفی در مسیر بازگشت تبدیل شود. ثبات مدیریتی، اعتماد به تیم فنی و ایجاد پیوند میان تجربه مربی و انرژی نسل جدید بازیکنان، سه محور حیاتی برای عبور از بحران فعلی است. اگر باشگاه بتواند فضای کاری امن برای اوسمار فراهم کند، به احتمال زیاد در فصل آینده ثمره این صبر و استمرار را خواهد دید.
پرسپولیس تیمی با ریشههای عمیق در فوتبال ایران است؛ باشگاهی که هر بار پس از بحران، توانسته از دل مشکلات برخیزد. آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز دارد، نه تغییر فوری بلکه استمرار برنامهای است که به بازسازی تدریجی منجر شود. ثباتی که زمینهساز بازگشت مجدد سرخها به مسیر قهرمانیهای پیاپی خواهد شد.
جمعبندی
پرسپولیس امروز در نقطهای ایستاده که تصمیم درباره آیندهاش، میتواند سرنوشت فصلهای آینده را رقم بزند. به جای تکرار چرخه برکناری و بیثباتی، باید بر تثبیت اندیشه فنی اوسمار ویرا تمرکز کرد؛ تصمیمی که نه از روی اجبار، بلکه حاصل نگاه راهبردی به آینده است. صبر استراتژیک، همان چیزی است که پرسپولیس در آغاز فصل از آن غفلت کرد و اکنون باید به محور اصلی بازسازی باشگاه تبدیل شود. تنها از دل این صبر است که پرسپولیس میتواند بار دیگر به روزهای درخشان خود بازگردد و جایگاه واقعیاش را در فوتبال ایران تثبیت کند.






