شوک به پرسپولیسیها؛ چرا نام یحیی پای استقلال وسط آمد؟
یحیی گلمحمدی برای هواداران پرسپولیس تنها یک نام نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و عاطفی این باشگاه به شمار میرود. از دوران بازیگری تا دوران مربیگری، نام او همواره با رنگ قرمز گره خورده است. او از معدود ایرانیهایی است که توانسته با پرسپولیس به موفقیتهای متوالی در لیگ برتر، حضور در فینال لیگ قهرمانان آسیا و تثبیت قدرت این تیم در سطح قارهای برسد. در نتیجه، گلمحمدی نه فقط یک مربی موفق، بلکه نمادی از ثبات فنی و شور هواداری پرسپولیس در دهه اخیر محسوب میشود.
در چنین شرایطی، انتشار خبر مذاکره او با استقلال، همچون زلزلهای فضای رسانهای و هواداری را لرزاند. برای میلیونها هوادار پرسپولیس، تصور حضور یحیی بر نیمکت رقیب سنتی، غیرقابل باور و نوعی شکستن تابوی وفاداری در فوتبال ایران بود.
پشت پرده مذاکرات؛ پیشنهاد استقلال از کجا آمد؟
ماجرا از جایی شروع شد که پس از جدایی گلمحمدی از فولاد خوزستان، مدیران استقلال در جستوجوی سرمربی جدیدی برآمدند. نامهای متعددی روی میز بود، اما حضور یحیی در فهرست گزینهها از همان ابتدا کنجکاویبرانگیز شد. دلیلش، ارتباط نزدیک یکی از اعضای هیئتمدیره استقلال با گلمحمدی بود. منابع مطلع میگویند این ارتباط از مدتها پیش وجود داشت و حتی یک بار در فصل گذشته نیز در مقطعی مذاکراتی برای حضور او در استقلال انجام شده بود. بنابراین تماسهای اخیر نخستین تلاش استقلال برای جذب گلمحمدی نبوده است.
گزارشها حاکی از آن است که در این گفتوگوهای اخیر، استقلال پیشنهادی جدی و سازماندهیشده ارائه داده و حتی جلساتی برای بررسی جزئیات قرارداد احتمالی برگزار شده است. با این حال، توافق نهایی هیچگاه حاصل نشد. مدیران استقلال دلیل اصلی را اختلاف مالی دانستند، اما نزدیکان یحیی روایت دیگری دارند.
تصمیم نهایی یحیی؛ وفاداری یا تصمیم حرفهای؟
به گفته اطرافیان گلمحمدی، مسئله مالی هرگز عامل تعیینکننده در این ماجرا نبوده است. آنها میگویند او از همان ابتدا با نوعی دوگانگی درونی مواجه بود؛ از یکسو پیشنهاد جدی یکی از بزرگترین باشگاههای ایران و از سوی دیگر سابقه عمیق و احساسیاش با پرسپولیس. در نهایت، ترجیح داد تصمیمی بگیرد که با تاریخ شخصی و حرفهایاش همسو باشد. پاسخ منفی او به استقلال، نه از سر بیاحترامی، بلکه در امتداد همان خط قرمزی بود که هواداران پرسپولیس برای خود و اسطورههایشان قائلاند.
منابع نزدیک به مربی میگویند یحیی از اینکه چنین خبری منتشر شده، چندان راضی نیست، زیرا حتی طرح احتمالی حضورش در استقلال را بیمعنی میداند. از نگاه او، مربیگری در استقلال نه فقط یک تصمیم شغلی، بلکه عبور از سالها هویت و تعلق است؛ مفهومی که در فوتبال احساسمحور ایران، قابل چشمپوشی نیست.
مذاکرهای که مرز فوتبال ایران را آشکار کرد
مباحث پیرامون مذاکره گلمحمدی با استقلال، بار دیگر این سؤال را زنده کرد که در فوتبال حرفهای تا کجا باید به خطوط قرمز وفادار ماند؟ در جهان فوتبال، جابهجایی مربیان میان رقبای سنتی امری معمول است، اما در ایران هنوز حساسیت هواداران به این تغییرات بسیار بالاست. واکنش تند هواداران پرسپولیس در شبکههای اجتماعی و حتی برخی صفحات غیررسمی باشگاه، نشان داد که مرز میان حرفهایگری و تعصب در این فوتبال چقدر باریک است.
از سوی دیگر، این اتفاق نشان میدهد مدیران فوتبال ایران همواره به دنبال انتخابهایی پر سر و صدا هستند تا افکار عمومی را جلب کنند. شاید استقلال در این روند به دنبال شکستن تابوها و نمایش انعطاف در نگاه مدیریتی بود، اما نتیجه برعکس شد و حتی گزینهاش را در موضع دشواری قرار داد.
واکنش هواداران؛ میان شوک و احترام
هواداران پرسپولیس با شنیدن خبر مذاکره، ابتدا خشمگین شدند و در فضای مجازی واکنشهایی احساسی نشان دادند. اما پس از مشخص شدن جزئیات و موضع نهایی یحیی، بسیاری از آنها این وفاداری را ستودند. جملاتی مانند «یحیی خط قرمز ما را حفظ کرد» یا «او خودش را فروختنی نمیداند» در صفحات هواداری پرسپولیس پررنگ شد.
در آن سو، برخی هواداران استقلال نیز از فرصت ازدسترفته سخن گفتند. به باور آنها، جذب گلمحمدی میتوانست نقطه عطفی برای بازگشت این تیم به دوران طلایی باشد، زیرا سابقه فنی و تجربه آسیایی او میتوانست ساختار استقلال را منظمتر کند. هرچند در نهایت هیچ توافقی شکل نگرفت، اما فقط مطرح شدن نام یحیی بر سر زبانها، نشان از تغییر فضای فکری در مدیریت دو باشگاه دارد.
حرفهایگری و مرز تعصب در فوتبال ایران
اتفاق اخیر یک بار دیگر نشان داد که فوتبال در ایران، فراتر از میدان بازی، عرصهای اجتماعی و فرهنگی است. در حالی که بسیاری از مربیان در سطح حرفهای جهان میان تیمهای رقیب جابهجا میشوند، در ایران هنوز تعهد هواداری جایگاه ویژهای دارد. گلمحمدی با انتخاب خود، عملاً نشان داد که وفاداری میتواند در کنار حرفهایگری معنا یابد؛ یعنی تصمیمی که هم جنبه اخلاقی دارد و هم از نظر شخصیتی احترام برانگیز است.
از سوی دیگر، استقلال با ورود به این پرونده، شاید ناخواسته به بازتعریف حدود سنتی فوتبال ایران کمک کرد. اگرچه جذب یحیی به نتیجه نرسید، اما همین تلاشها باعث شد گفتوگویی تازه درباره مفهوم وفاداری و مرزهای حرفهای میان باشگاهها شکل گیرد؛ مفهومی که در مسیر توسعه فوتبال ایران نقشی تعیینکننده دارد.
جمعبندی
ماجرای مذاکره استقلال با یحیی گلمحمدی بیش از آنکه یک رویداد فنی باشد، بازتابی از تضاد میان احساسات هواداری و منطق حرفهای در فوتبال ایران است. گلمحمدی با پیشینه درخشان خود در پرسپولیس، در برابر وسوسهی نیمکت رقیب ایستاد و ترجیح داد به اصول شخصی و خاطرات جمعی پایبند بماند. در سوی دیگر، استقلال با چنین انتخابی نشان داد که در پی شکستن الگوهای قدیمی و گشودن راهی تازه در مدیریت فوتبال است.
فارغ از نتیجه، این پرونده نشان داد که در فوتبال ایران «خط قرمزها» هنوز زندهاند، اما حالا رنگی تازه گرفتهاند؛ رنگی که میان وفاداری و حرفهایگری در نوسان است و سرنوشت آینده چهرههایی چون یحیی گلمحمدی را رقم خواهد زد.






