اوسمار کوتاه آمد؛ پیشنهاد جدایی بدون هزینه برای پرسپولیس
پرسپولیس در سالهای اخیر بهعنوان نماد ثبات، شخصیت قهرمانی و مدیریت بحران در فوتبال ایران شناخته میشد، اما آنچه این روزها در اردوگاه سرخها میگذرد، تصویری کاملاً متفاوت را به نمایش گذاشته است. ثبت پنج شکست در هفت بازی نیمفصل دوم، نه فقط یک افت مقطعی، بلکه نشانهای از بحرانی عمیقتر است که لایههای مختلف فنی، روحی و مدیریتی را در بر گرفته. تیمی که تا همین چند فصل پیش حتی در روزهای بد هم کمتر میباخت، حالا به شکلی غیرمنتظره در چرخهای از ناکامی گرفتار شده که اعتماد هواداران را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است.
در چنین فضایی، طبیعی است که نگاهها به نیمکت دوخته شود. نیمکتی که این روزها نام اوسمار ویرا بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار دارد؛ سرمربیای که با امید تداوم مسیر موفق گذشته به پرسپولیس آمد، اما حالا باید یکی از سختترین مقاطع تاریخ مربیگری این تیم را مدیریت کند.
سقوط آماری پرسپولیس و زنگ خطر جدی
اگر بخواهیم بحران فعلی پرسپولیس را بدون تعارف بررسی کنیم، آمارها اولین و صریحترین هشدار را میدهند. پنج شکست در هفت مسابقه نیمفصل دوم، رقمی است که حتی در ضعیفترین دورههای چند سال اخیر هم سابقه نداشته است. این آمار زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم بسیاری از این باختها مقابل تیمهایی رقم خورده که روی کاغذ فاصله فنی قابلتوجهی با پرسپولیس داشتهاند.
مشکل فقط شکست نیست، بلکه شکل باختها و ناتوانی تیم در واکنش نشان دادن است. پرسپولیس در برخی بازیها نهتنها از نظر نتیجه، بلکه از حیث روحیه، تمرکز و انسجام هم حرفی برای گفتن نداشته. این افت محسوس باعث شده بسیاری از کارشناسان، بحران فعلی را ساختاری بدانند؛ بحرانی که با یک پیروزی اتفاقی یا تغییر ظاهری درمان نخواهد شد.
اوسمار ویرا؛ از امید به تردید
اوسمار ویرا زمانی هدایت پرسپولیس را برعهده گرفت که انتظارات از او بسیار بالا بود. قرار بود او ادامهدهنده مسیری باشد که سالها با جام، اقتدار و شخصیت برنده همراه شده بود. اما واقعیت فوتبال این است که هیچ مربیای در خلأ کار نمیکند و شرایط فعلی پرسپولیس بهمراتب پیچیدهتر از آن است که صرفاً به نام سرمربی گره بخورد.
با این حال، فشار افکار عمومی و فضای رسانهای، اوسمار را به اصلیترین متهم نتایج ضعیف تبدیل کرده است. شایعات درباره پایان کار او در مقاطعی به اوج رسید؛ تا جایی که حتی از قطعی بودن برکناری و معرفی گزینههای جانشین صحبت شد. فضایی که بیش از آنکه مبتنی بر تصمیم رسمی باشد، حاصل خشم و ناامیدی هوادارانی بود که به دیدن پرسپولیسِ همیشهبرنده عادت کردهاند.
مسئولیتپذیری اوسمار و پیام پنهان آن
پس از شکست خانگی مقابل خیبر خرمآباد، اوسمار واکنشی نشان داد که در فوتبال ایران کمتر دیده میشود. او مسئولیت کامل نتایج را پذیرفت و در گفتوگو با مدیران باشگاه اعلام کرد اگر تصمیم به قطع همکاری گرفته شود، هیچ مقاومتی نخواهد داشت. حتی فراتر از آن، تأکید کرد حاضر است فقط مطالباتش تا همان مقطع را دریافت کند و بدون تحمیل بار مالی اضافی از پرسپولیس جدا شود.
این موضعگیری، صرفاً یک حرکت احساسی نبود. اوسمار با این اقدام تلاش کرد پیام روشنی بدهد: او به صندلی سرمربیگری نچسبیده و منافع باشگاه را بر هر چیز دیگری ترجیح میدهد. در فضایی که معمولاً جدایی مربیان با حاشیههای مالی و حقوقی همراه است، چنین رفتاری میتواند نشانهای از حسن نیت و درک شرایط بحرانی باشد.
تصمیم مدیریت؛ صبر بهجای شوک
با وجود همه فشارها، مدیران پرسپولیس فعلاً تصمیمی برای تغییر سرمربی نگرفتهاند. آنها به این جمعبندی رسیدهاند که تعویض اوسمار در این مقطع، بیش از آنکه راهحل باشد، یک مُسکن موقت است. از نگاه مدیریت، بحران فعلی تنها به مسائل فنی محدود نمیشود و ریشههایی عمیقتر دارد که با یک جابهجایی روی نیمکت حل نخواهد شد.
مدیران معتقدند تیم با مشکلات متعددی دستوپنجه نرم میکند؛ از مصدومیتهای پیدرپی و افت بدنی برخی بازیکنان گرفته تا فشار روانی ناشی از نتایج ضعیف و انتظارات سنگین هواداران. در چنین شرایطی، شوک تغییر سرمربی شاید برای یکی دو بازی اثرگذار باشد، اما تضمینی برای بازگشت پایدار پرسپولیس به مسیر موفقیت نیست.
به همین دلیل، به اوسمار اعلام شده که تحت هر شرایطی تا پایان فصل به کارش ادامه خواهد داد و از حمایت باشگاه برخوردار است؛ حمایتی که البته مشروط به تلاش برای اصلاح روند و بازگرداندن تیم به ثبات است.
بحران روحی؛ حلقه مفقوده تحلیلها
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده بحران پرسپولیس، مسئله روحی و روانی تیم است. پرسپولیس سالها با اعتمادبهنفس بالا و ذهنیت برنده وارد زمین میشد، اما حالا کوچکترین اشتباه میتواند کل ساختار روانی تیم را فرو بریزد. بازیکنانی که به بردن عادت داشتند، حالا زیر فشار انتقاد و ترس از تکرار شکستها بازی میکنند.
این وضعیت باعث شده حتی تغییرات تاکتیکی یا فنی هم بهدرستی اجرا نشود. وقتی تیم از نظر ذهنی آماده نباشد، بهترین برنامهها هم روی کاغذ باقی میمانند. مدیریت پرسپولیس امیدوار است با حفظ ثبات روی نیمکت، این فشار روانی بهتدریج کاهش پیدا کند و تیم فرصت بازسازی ذهنی داشته باشد.
چند بازی آینده؛ نقطه تعیینکننده فصل
اکنون پرسپولیس در دوراهی حساسی قرار گرفته است. ادامه اعتماد به اوسمار میتواند به نقطه عطفی برای بازگشت تبدیل شود، بهشرط آنکه نتایج حداقلی و نشانههای پیشرفت در زمین دیده شود. اما اگر روند ناکامی ادامه پیدا کند، فشار افکار عمومی و رسانهها به سطحی خواهد رسید که حتی صبورترین مدیران هم ناچار به تجدیدنظر میشوند.
چند بازی آینده، نهفقط سرنوشت اوسمار، بلکه مسیر کلی پرسپولیس در این فصل را مشخص خواهد کرد. فوتبال نشان داده که زمان، بیرحمترین قاضی است و هیچ تصمیمی برای همیشه مصون از تغییر نیست.
جمعبندی؛ ریسک حسابشده یا تعویق بحران؟
تصمیم مدیریت پرسپولیس برای ادامه همکاری با اوسمار، حرکتی محافظهکارانه اما در عین حال پرریسک است. اگر این اعتماد به بازگشت تیم منجر شود، مدیران میتوانند از آن بهعنوان نمونهای از مدیریت بحران یاد کنند. اما اگر بحران ادامه یابد، همین تصمیم بهعنوان تعویق یک تغییر اجتنابناپذیر تفسیر خواهد شد.
پرسپولیس حالا بیش از هر چیز به آرامش، تمرکز و بازسازی اعتمادبهنفس نیاز دارد؛ عناصری که شاید با صبر و ثبات بهدست بیایند، اما هیچ تضمینی برای تحقق آنها وجود ندارد. پاسخ نهایی را زمین فوتبال خواهد داد، جایی که پرسپولیس باید نشان دهد هنوز توان خروج از این تونل تاریک را دارد.






